2- کلیه جناحهای درون بورژوازی اسلامی در حفظ و استمرار این نظام سیاه و تحمیل آن به عنوان دمکراسی ذینفعند. تبلیغ این فریب بزرگ بهعنوان "انتخابات دموکراتیک" از جانب همه جناحهای دولت و اپوزیسیون حاشیه قدرت، نشان داد که در ایران مبارزه برای آزادیهای پایهای و زندگی انسانی حتی کورهراهی در چهارچوب رژیم اسلامی نیز نخواهد یافت.
3- این انتخابات نشان دهنده بی اعتباری تام و تمام همه آن ساختارها و وجوه ایدئولوژیکی بود که جوهر نظام اسلامی بر آنها بنا شده است. تمام بازیگران این نمایش فریب برای اثبات حقانیت و مشروعیت خویش به سرقت افکار و ایده های آزادیخواهانه و برابری طلبانه جنبشهایی دست زدند که کوچکترین سنخیتی با هیچ یک از روایتهای تشکیل دهنده رژیم اسلامی ندارند. آشکار است که آنها در لوای ایده های آزادی و عدالت اجتماعی تثبیت نظام اسلامی خود را دنبال کردند. این انتخابات قبل از هرچیز اهانتی به شان و حرمت میلیونها مردم در ایران بود.
4- انتخابات در عین حال گواهی بود بر بی پایگی ادعاهای غرب مبنی بر برخورداری از حمایت وسیع در جامعه ایران. دمکراسی غربی در ایران امروز بیش از هر چیز تداعی کننده جنگ و خونریزی از یک سو و سرمایه داری لجام گسیخته از سوی دیگر است. اتفاقی نیست که فاسد ترین سیاستمدار رژیم به مقام پرچمدار نزدیکی به غرب ارتقا یافت.
5- انتخابات نهم یک بار دیگر نشان داد که تمامیت طبقه سرمایه دار در ایران در تداوم سنت تاریخی اش بازیگر هر میدانی خواهد بود که تضمین کننده بیحقوقی مطلق کارگران و نیروی کار ارزان برای او باشد. لیبرالیسم ایرانی که در روایت اصلاح طلبی جریان اصلی خود را دارد فاقد هر گونه ظرفیت ترقی خواهی است. پناه بردن به دامن آیت اله ها به بهانه خطر مقابله با فاشیسم برگ دیگری بر تاریخ سراسر جبن و زبونی لیبرالیسم ایرانی افزود. تلاش عاملین سرمایه برای نسبت دادن ارتجاع پیروزمند انتخابات به اقشار حاشیه نشینان و فقرا تنها برای پوشاندن مسئولیت خود در ایجاد این تحول ارتجاعی و شاهد دیگری است بر آن که طبقه سرمایه دار به حق شایسته هیچ گونه حمایتی نبوده و نیست. تلقی ارتجاعی ترین جریان چاقوکش و چماق به دست و تروریست حزب اله به عنوان پوپولیسم اهانتی است آشکار به توده مردم. اینها همه نشان می دهند که طبقه سرمایه دار ایران منافع زمینی خود را در حفظ همین نظام جستجو می کند و باز هم برای حفظ این نظام در مقابل توده کارگران قرار خواهد گرفت.
6- این افتخار بزرگ طبقه کارگر ایران است که پیشرو ترین بخشهای آن در تمام دوره های انتخابات همان برخوردی را نسبت به آن در پیش گرفتند که لایق آن است: بی اعتنایی مطلق به این نمایش. در مقابل رسوایی طبقه سرمایه دار، طبقه کارگر پیشرو با این اقدام اعتبار اخلاقی بزرگی در جامعه برای خود کسب کرده است. اعتباری که پشتوانه پیشروی های آتی است.
7- انتخابات نهم نشانگر قدرت رژیم نبود. رژیم اسلامی برای کشاندن بخشهایی از توده مردم بهپای صندوقهای رأی بهای سنگینی پرداخته است و آنهم موج وسیع عوامفریبی و عَلَمکردن مطالبات آزادی و عدالتخواهی از جانب همهی جناحهای درگیر بود. جناحی که اکنون بهنیرویی مسلط در درون رژیم تبدیل شده است، تلاش خواهد کرد با ایجاد سیستمی از صدقه اجتماعی تغییراتی در نظام توزیع رانتها ایجاد نموده و جمع وسیعتری از اوباش و اراذل جیرهخوار ایجاد نموده و بهاین وسیله برای خود یک پایگاه "محکم" اجتماعی ایجاد کند. پلاتفرم اجتماعی آینده رژیم را میتوان در دو کلمه خلاصه کرد: ارتجاع سیاسی همراه با ایجاد گروههای صدقهخوار.
این تحولی است به زیان طبقه کارگر و همه جنبشهای آزادیخواهانه و برابری طلبانه به ویژه جنبش زنان. در مقابل این تحول ارتجاعی باید ایستاد و بار این ایستادگی بیش از هر کس بر شانه های استوار طبقه کارگر است. اهمیت سازمان های توده ای کارگران امروز بیش از هر زمان دیگری روشن شده است. ایجاد، گسترش و استحکام این سازمانها نه فقط بهترین تضمین بهبود معیشت میلیونها خانواده کارگری، بلکه همچنین بهترین تضمین در مبارزه بر علیه گسترش فضای اختناق و سرکوب در جامعه و برای گسترش آزادیهای اجتماعی است. طبقه کارگر ایران امروز از این موقعیت ویژه برخوردار است که تبدیل به مرجع و تکیه گاه قدرتمند همه جنبشهای آزادیخواهانه و عدالت طلبانه اجتماعی شود.
در چنین شرایطی تشدید مبارزه فعالین جنبش کارگری برای تحکیم و گسترش نهادها و سازمانهای توده ای مستقل کارگران در محیط کار و تقویت کمیته ها و تشکلهای طرفدار کارگران در خارج از محیط کار از اهمیتی ویژه برخوردار است. ما از همه انسانهای آزادیخواه و برابری طلب انتظار داریم که در این مبارزه در کنار کارگران و در سنگر حمایت از حق تشکل مستقلانه کارگران قرار گیرند. این اولین گام برای تحمیل حق آزادی بیان و تشکل و گسترش آزادیهای اجتماعی به ارتجاع است.
دفتر آینده هنوز نوشته نشده است. تحمل خفقان و سرکوب، فقر و فلاکت و بیحقوقی سرنوشت اجتناب ناپذیر مردم نیست. کارگران متشکل می توانند این آینده را به گونه ای دیگر رقم بزنند. امروز همه چیز در گرو سازمانیابی و اتحاد کارگران است. باید به پیشروی ادامه داد.
یوسف آبخون – مانوئل اسماعیلی – علی اشرافی – هوشنگ انصاری – امیر پیام – علی پیچگاه - یداله خسروشاهی – حسن رحیمی – بهمن شفیق – علی شیر مُبارکی – حوری صهبا - عباس فرد – فلامرز فیضی - مُظفر فلاحی - مهدی کوهستانی – جلال مجیدی – علی واحدی.
تیر 1384 - ژوئیه 2005


