امید
info@omied.de



کمپین دو میلیون امضا علیه اعدام!

مقالات


  • از منظر انسان: پاسخی دیگر به «از منظر اژدها»

    از منظر اژدها پاسخی به یک بحث بود. بحثی پیرامون تحولات عمیق سیاسی و اجتماعی در جامعه ایران در دهه پس از فروپاشی دیوار برلین، در دهه پس از پایان جنگ، در دهه عروج جنبش اصلاحات در ایران. بحثی تحت…




  • «لیبر استارت»، «کنفرانس استانبول» و «هیستادروت»

    محصول یک نشست کارگری «بسیار پُربار با لیبر استارت و سولیداریتی‌سنتر» چه می‌تواند باشد؟ آیا این پرباری ربطی هم به‌منافع آنی یا آتی آن طبقات و نیروهایی دارد ‌که درگیرِ جنبش انقلابی «نان و آزادی» بوده‌اند؟ پاسخ این سؤال قاطعانه…




  • «لیبر استارت»، «سولیداریتی‌سنتر» و «اتحاد بین‌المللی...»

    نوشته‌ی حاضر دنباله‌ی نامه‌ی سرگشاده‌ی مورخ 23 نوامبر 2011 (چهارشنبه دوم آذر 1390)‌ به‌دوستان و رفقای فعال در «اتحاد بین‌المللی در حمایت از کارگران در ایران» است‌که موضوع آن پُرسش در مورد چند و چون حضور نمایندگان این تشکل در…




  • دیکتاتور لیبی بر ویرانه‌های کشور و کشتار مردمش می‌گرید!؟ - قسمت دوم

    آن‌چه در لیبی واقع شد، نشان از این دارد که پتانسیل بلعیدن جنبش‌ها، ریاکاری در «مهندسی» افکار، امکان ایجاد تفرد در میان مردم کارگر و زحمت‌کش و نیز قدرت تخریبِ بورژوازی به‌طور بی‌سابقه‌ای افزایش یافته و بی‌رحمانه‌‌تر از همه‌ی بی‌رحمی‌های…




  • یادداشت‌هایی پیرامون مانیفست حزب نوساز آقای منصور حکمت

    مارکسیست‌ها محبورند که اطوارهای این‌گونه روشنفکران بورژوا را که ماسک مارکسیسم به‌چهره زده‌اند و در همه‌جا سعی در مخدوش کردن اذهان دارند به‌عنوان جزیی (اگرچه بسیار کوچک و ناچیز) از شرایط دشواری که پیش آمد، تلقی کنند. در واقع، این‌گونه…




  • قذافی دیکتاتور بر ویرانه‌های کشور و کشتار مردمش می‌گرید!؟ - قسمت نخست

    پرسیدیم: سرنوشت معمر قذافی در این‌جا چه خواهد شد؟ گفتند: او به‌خاطر این‌که خودش را از یک آدم محبوب، دمکرات‌، ‌ضدامپریالیست و مترقی به‌یک دیکتاتور ابله و خودمحور تبدیل کرد و هم‌چنین به‌این دلیل که تغییر و تحولات سیاسی (یا…




  • نخبه‌گرایی و آنتی‌کمونیسم در پوشش ترویج مارکسیسم - «مانگای کاپیتال» کالایی برای تداوم بازار

    حدود یک ماه پیش چندین میل پیاپی از ارسال‌کنندگان حرفه‌ای و آماتور ای‌میل‌های سیاسی‌ـ‌هنری‌ـ‌جالب[!] دریافت کردم که نوید از انتشار کاپیتال به‌زبان ساده می‌داد. گرچه این‌گونه‌ میل‌ها را غالباً پس از یک نگاه سطحی  حذف می‌کنم؛ اما اولین ای‌ـمیلی که…




  • زمانی برای مستی چلبی های ایرانی

    اعلام خبر دستگیری یک ایرانی به جرم تدارک انجام عملیات تروریستی در آمریکا و سوء قصد به جان سفیر عربستان سعودی در این کشور، آغاز دور جدیدی از جنگ روانی بین دو قطب اصلی سیاسی در منطقه خاورمیانه را کلید…




  • چند تا بمب ناقابل چطوره آقای ثقفی؟

    علیرضا ثقفی از فعالین اصلی کانون مدافعان حقوق کارگران است. کانونی که به اعتبار حضور فعالین صاحب نامی از چپ علنی در ایران و به یمن پیوندهایی با روشنفکران متمایل به طبقه کارگر در میان محافل و گروهبندیهای کارگری ایران…




  • گذار از دهکده های پوتمکین

    معروف است که کاترین دوم تزار روسیه در سال 1787 تصمیم به بازدید از مناطق تصرف شده در شبه جزیره کریمه گرفت. والی شبه جزیره و معشوق کاترین، شاهزاده پوتمکین، برای ارائه تصویری آباد از منطقه تحت تصرف خویش، دستور…




  • ادامه در بخش: امید: مقاله

از جنبش کارگری



برگزیده های سایت



این معرکه بحران از کدام واقعیت برمیخیزد؟

آلن بادیو، لوموند، 17 اکتبر 2008

یادداشت:

آلن بادیو بدون تردید از مطرح ترین فلاسفه معاصر در فرانسه است که در سالهای اخیر به طور روزافزونی در حوزه تفکر آلمانی زبان و آنگلوآمریکایی نیز مورد بحث و مجادله قرار می گیرد.

برخورد رادیکال بادیو به بحران در روزنامه لوموند تا همین امروز به مباحثات پرحرارتی دامن زده است. اهمیت کار بادیو مقدمتا در جزئیات برنامه سیاسی پیشنهادی وی و همچنین در جزئیات تحلیل وی از بحران و رابطه بین سرمایه مالی و صنعتی نیست. در این جزئیات میتوان با او مخالف بود.  بادیو از منظر یک فیلسوف مارکسیست به بحران می پردازد و در همین نوشته کوتاه بنیادی ترین انتقاد بر روندهای پایه ای سرمایه داری و نظام سیاسی – ایدئولوژیک حاکم بر آن را طرح می کند. اهمیت کار بادیو در آن است که به مثابه یکی از مطرح ترین متفکران در یکی از اصلی ترین کشورهای سرمایه داری، آشکارا بر ضرورت برانداختن نظم موجود و بنای نظمی نوین، بر ضرورت کمونیسم، تأکید می کند. همین برای انتخاب این مطلب و ترجمه آن کافی بود.

فریبرز افشار- بهمن شفیق

************

بحران مالی جهانی آنطور که جلوی چشمان ما به نمايش در آمده، شبيه به يکی از فيلمهای زشت پیش ساخته کارخانه موفقی است که اسمش را امروز سينما ميگذارند. هيچ چيزی درآن غايب نيست، از جمله جست و خيزها و تغيير وضعيتهايی که آدم را وحشتزده ميکند؛ گويا نميتوان جلوی جمعه سياه را گرفت، همه چيز از هم ميپاشد، همه چيز از هم خواهد پاشيد.

اما جای اميد باقيست، در جلوی صحنه اين فيلم فاجعه گروه کوچکی از قدرتمندان؛ سارکوزی ، پالسون، مرکل، براون و تريشه مبهوت و‏مستهلک همچون آتشبانان حريق مالی درحفره مرکزی هزارا ن ميلياردی ، نقش بازی ميکنند.

"بانکها را نجات دهيد"، اين فرياد نجيب، انساندوستانه و دمکراتيک از حلقوم سياستمداران و دست اندرکاران رسانه ای بيرون ميايد.  برای بازيگران اول اين فيلم يعنی صاحبان سرمايه به همراه خادمان و چاکران و تحسين و تقديس کنندگانشان، من يک پايان خوش را اجتناب ناپذير ميبينم آنهم به دليل وضعيت فعلی دنيای امروز و سياستمدارانی که کمر به همت اينکار بسته اند.

اما بگذاريد نگاه خود را به سوی تماشاگران اين نمايش بچرخانيم، آنها که گيج و مبهوت فرياد حلال طلبی بانکهای در حال جان دادن را ميشنوند، آنها که آخر هر هفته حماسه تکراری وخسته کننده گله دولتمداران را ميبينند، آنهايی که در جلوی چشمانشان اعداد و ارقام نجومی نقش ميبندد، اعداد و ارقامی که گاها با درآمدشان مقايسه ميکنند. برای اکثريت بشريت اين ارقام بزرگ بيانگر بزرگی فقريست که عمق زندگی سراپا مبارزه و تلخشان را نشان ميدهد.

من معتقدم که واقعيت اينجاست و ما تنها زمانی ميتوانيم به آن راه پيدا کنيم که نگاه خود را از صحنه نمايش برگردانيم و اين توده خاموش را ببينيم، برای اين توده خاموش، پرده نهايی فيلم فاجعه که در آن سارکوزی مرکل را ميبوسد و بقيه بازيگران از خوشحالی ميگريند، يک نمايش مترسکی بيش نيست.

طی چند هفته اخير در باره دو مقوله يعنی اقتصاد واقعی "توليد کالايی" و اقتصاد غير واقعی "معاملات بورسی" صحبتهای زيادی شده و معمولا اين دو را در مقابل هم قرار ميدهند و گويا که باعث و بانی همه مشکلات ازين ناشی ميشود که دست اندرکاران بازار بورس  همگی "غير مسئول"، "راهزن" و "غير منطقی" هستند، اين تفکيک چرند است. سرمايه مالی از پنج قرن پيش بخش مهم سرمايه داريست،  صاحبان و گردانندگان اين سيستم نيز تنها در مقابل سود "مسئول" هستند، منطق اين آدمها را ميتوان با ميزان درآمدشان سنجيد و راهزن بودنشان نيز نه تنها قابل کتمان نيست که بلکه وظيفه ايست که بر اساس همان منطق با جديت بدان عمل ميکنند.

در حريم توليد سرمايه داری هيچ چيز واقعيتراز اين دو وجه کالايی ومالی نيست.  رجعت از بورس بازی فاسد و "غير منطقی" به سوی توليد منطقی و سا لم بازگشت به واقعيت نيست. اين بازگشت تنها ميتواند رو به زندگی واقعی و حی و حاضر انسانهايی رخ دهد که در اين دنيا زندگی ميکنند. بدون هيچ شبهه ای از چنين منظريست که ميتوان سرمايه داری و فيلم فاجعه ای را که اين روزها نمايش ميدهد مشاهده کرد. واقعيت اين فيلم نيست، تماشاگرانش واقعيند.

در تب و تاب اين فيلم چه چيزی را ميبينيم؟ چيزهای ساده وشناخته شده. سرمايه داری جز راهزنی نيست، مخرب در حياتش وغير منطقی در عصاره وجوديش. آن چند دهه کوتاه رفاه ناموزون و بطرز وحشيانه ای نا برابر را نيز با بحرانهايی که در آنها مقادير عظيمی از ارزشهای توليدی نابود شده اند صورتحساب کرده است. لشکر کشی در نواحی استراتژيک و تنبيه خونين هر گونه تهدیدی و جنگهایی در سرتاسر جهان که جوانی دوباره ای برايش ببار آوردند همگی جزيی از قيمت پرداخت شده آن دوره رفاه هستند.

 

درسهای آموزنده اين فيلم بحران را فعلا رها کنيم. آيا هنوز ميتوان جرات کرد و در حضور بينندگان اين صحنه ها چنين سيستمی را تایید کرد؟ سيستمی که ساختار مشترک زندگی انسانها را اينچنين در معرض تهاجم پست ترين ضرب آهنگهای حرص و رقابت و خودخواهی نهادینه خود قرار ميدهد.

چگونه ميتوان صحبت از دمکراسيی کرد که رهبرانش با مصونیت کامل به خدمتگزاران استیلای سلاطین پول تبدیل شده اند که حتی مارکس را نيز متعجب خواهد کرد، او که ۱۶۰ سال پيش دولتها را "دست نشانده سرمايه" ناميد. چگونه ميتوان پذيرفت که کمبود بودجه بيمه های اجتماعی غير قابل تصحيح است و در عين حال شاهد تزريق ميلياردها در بانکها بود.

در اين ميانه، تنها ميتوان اميدوار بود که قدرت آموزنده اين واقعه بيشتر در خدمت توده های مردم باشد و نه بانکداران، دولتهای خادم بانکها و رسانه های خادم دولتها.

 

بازگشت به اين واقعيت در نظر من دو وجه مجزا دارد؛ اولی آشکارا  سياسيست. همانطور که فيلم وقايع نشان ميدهد، فتیش دمکراتيک معنايی جز خدمت وفادارانه به بانکها ندارد. نام واقعی يا تکنيکی اين وجه اوليه را من از مدتها پيش کاپيتالو- پارلمانتاريسم گذاشته ام. ازين رو و همانطور که تجربيات متعدد اين بيست سال اخير نشان داده است، سياستی ماهیتا متفاوت را باید سازماندهی کرد.

بيشک اين فرآيند سياسی برای مدتی طولانی همچنان از قدرت دولتی دور خواهد بود، اين بنوبه خود اهميتی ندارد چراکه اين سياست نوين از پايه واقعيت آغاز ميکند آنهم با اتحاد عملی تمام آنهايی که بطور بيواسطه آمادگی تحققش را دارند: پرولتاريای تازه به ميدان آمده، از آفريقا یا از جای دیگر و روشنفکران پا برجای بازمانده از نبردهای سياسی دهه های اخير. اين فرآيند سياسی در حيطه فعاليت عملی گام به گام خود گسترش خواهد يافت و رشد خواهد کرد و در عين حال از پيوند ساختاری با احزاب موجود و سيستم انتخاباتی و نهادی حاضر که باعث ادامه حيات و دوام آن احزاب است کاملا خودداری خواهد کرد.

چنين فرآيند سياسی برای انسانهايی که دستانشان تهيست، از طرفی راه و روش  و ديسيپلين  نوين ابداع و ازطرف ديگر ظرفيت و توانايی سياسی آنها را تعيين  و سرانجام ايده نوين پيروزی را برايشان ترسيم خواهد کرد

 

وجه دوم بازگشت به واقعيت ايديولوژيک است. بايد حکم نخ نما شده ای که طبق آن ما در عصر "پايان ايديولوژيها"  بسر ميبريم را برانداخت و جهت آنرا برعکس کرد. برای ما که ميبينيم که آن پايان مدعايی واقعيتی جز رهنمود "بانکها را نجات دهيم" ندارد، مهمترين کارزار عصر ما رجوع مجدد به ايده ها، بازيافتن شور وشوق آرمانها و قرار دادن فرضيه ای جهانشمول و فراگير در مقابل دنيای امروز است: يقين آشکار وپيشبينی شده تغيير روند وقايع. در مقابل نمايش تبه کارانه سرمايه داری، ما واقعيت توده های بشری و حضورشان در روند و حرکت ذاتی ايده ها را قرار ميدهيم.

انگيزه آزادی انسانها هنوز هم قدرتمند است و کمونيسم ،اگرچه رنگ باخته و ضعيف، نام  ديگر آن قدرت است.

امروزه ضعف کمونيسم تنها در خدمت حاکمان نظام جهانيست، آنها همان بازيکنان مترسک وار فيلم ترسناک اينروزها هستند. ما کمونيسم را مجددا احيا خواهيم کرد و وضوح درخشانش را به او باز خواهيم گرداند. همان وضوحي که زمانی فضيلتش محسوب ميشد وقتيکه مارکس درباره اش ميگفت "کمونيسم ايده ها و افکار سنتی را به راديکالترين وجه درهم ميشکند" و باعث طلوع جامعه ای خواهد شد که درآن "رشد آزاد هر فرد شرط رشد همگان است"

 

گسست کامل و تمام از کاپيتالو- پارلمانتاريسم، ابداع سياست از بن و پايه واقعيت انسانی، سيادت ايده و آرمان؛ همه اينها ما را از فيلم بحران منفصل ميکند و به سمت امتزاج خرد پويا و عمل سازمانيافته ميبرد.

 

****************

 

Alain Badiou: De quel réel cette crise est-elle le spectacle ?

LE MONDE 17.10.08.

یادداشتها



تاریخ کمون پاریس 1871

commune-cover

سیاست


  • زالوی “تروئیکا” خون مردم یونان را می مکند

    اگر خلق یونان یکجا بپا نخیزد این تهدید جدی است. در همین دهسال آینده . آنچه از ما باقی خواهی ماند خاطره ای خواهد بود، خاطره ای از تمدن ما و نبرد ما برای آزادی .




  • حکیمی، ناتو، نوری‌زاده

    همه جنگها از نظام های سیاسی زاینده شان جدایی ناپذیرند. سیاستی که دولتی مفروض، و طبقه ای مفروض در درون آن دولت، مدتها پیش از آغاز جنگ در پیش گرفته، به ناگزیر به وسیله همان طبقه در خلال جنگ ادامه…




  • دموکراسیِ جنگی یا افسونِ دیوانه وار بدن ها!

    ماکیاولیسم در بدترین و کج فهم ترین درک از آن؛ تصویری که هم بسیار به واقعیت کثیف (در معنای فیزیکی کلمه) جنگ نزدیک است و هم به فرهنگ کنشگرانی که آن را انجام می دهند.




  • نامه ی سرگشاده ، به آقای اسماعیل خویی

    یادداشت سایت امید:نوشته‌ی آقای مازیار تپوری در چهارچوب برخورد به یکی از شبه روشنفکران خودفروخته ایران بر یکی از حادترین مسائلی انگشت می گذارد که می تواند بر سرنوشت جامعه ایران و کل منطقه خاورمیانه تأثیراتی ویرانگر بر جا گذارد.




  • منطقِ استثمار (نقدی بر گفتگوی محمد طبیبیان با نشریه مهرنامه)

    استثمار در نظام سرمایه‌داری، یک گزاره‌ی اخلاقی نیست که تحت اقتصاد رقابتی از بین برود، بلکه آنچه از آن به عنوان «استثمار» یاد می‌شود، محصول مستقیم ساز و کار نظام سرمایه‌داری، برای بیشینه‌سازی سود است.




  • بازيكن حريف به من مي‌گويد سيــاهي! بــو مي‌دي!

    باور كنيد طي اين مدت بارها شنيده‌ام كه بازيكن حريف به من گفته است كه سياهي و بو مي‌دهي. آيا اينها نمي‌دانند كه من هم مثل آنها مسلمان و شيعه هستم؟ از اين رفتارهاي تبعيض‌آميز خسته شده‌ام و منتظرم تا…




  • نکاتی پیرامون هوشیاری جنبش کارگری

    فراخوان ودعوت لیبر استارت از بعضی فعالین کارگری برای شرکت در دومین کنفرانس لیبر استارت در استانبول بار دیگر چالشی را  پیش روی فعالین کارگری در ایران گشود. نوع ارتباط با نهادهای کارگری سرمایه داری ، تشکل های این چنین…




  • چرا اعتصاب غذا؟ چند کلمه با رضا شهابی





  • حالا نوبت شماست

    "نوبت شما" نام برنامه ی تلویزیونی پر بیننده ای است که توسط مجریان کار بلد و حرفه ای بی بی سی فارسی، پخش می شود. در این برنامه، از طریق تلفن و اس ام اس و اینترنت و... با بینندگان…




  • تاریخ خون آلود

    قذافی را کشتند. قذافی – بر خلاف اعلام شورای انتقالی – در تبادل آتش کشته نشد. او را اسیر کردند، پای‌کوبان به میان جمع آوردند و هلهله کنان به تیر بستند. قذافی را زخمی و اسیر کشتند. کسی را کشتند…




  • ادامه در بخش: امید: سیاست

تحولات جهان عرب

از نان و آزادی تا بمب و «آزادی»

آنچه در لیبی می‌گذرد یک تراژدی است. تراژدی مردمی که دست به انقلاب زدند، بی آن که برای انقلاب آماده بوده باشند. لیبی نارسائیها و ضعفهای انقلاب نان و آزادی در جهان عرب را به تما

آوانگارد پرولتاریای جهانی

کارگران مصر با سرعتی حیرت انگیز می روند تا به آوانگارد پرولتاریای جهانی بدل شوند. نه تنها موج رو به افزایش اعتصابات کارگری پس از برکناری مبارک، بلکه بیش از آن افقهای حاکم بر حر

احسان، انترناسیونالیسم و انقلاب نان و آزادی

دوران آشنائی ام با احسان کوتاه بود. احسان کوزه گری، دهقان زاده ای اهل شمال ایران که در جنگلهای میندانائو فیلی پین جان باخت. جوانی بود با هیکلی باریک اما ورزیده که سرسختی کار بر

از جنبش سبز تا جنبش نان و آزادی

  به‌محض این‌که جنبش نان و آزادی در مصر اولین گامِ انقلابی خودرا با صلابت هرچه تمام‌تر برداشت و با بیرون راندن حُسنی مبارک از مدار رسمی قدرت، مشت محکم دیگری به‌صورت

اساس تفاوت در شیوه های سرکوب نبود

وحید ولی زاده در شماره 82 نشریه خیابان طی یادداشتی ارزیابی کوتاهی از قیام خیابانی قاهره و تفاوت آن با درگیری های خیابانی پسا انتخاباتی در تهران انجام داده است. بررسی درسهای قیا

کامنتهای سبزینه بر مقاله ای سرخ

  بعضی از خوانندگان روشنگری هم اعجوبه هایی اندذ. به این کامنتها نگاه کنید.

از برلین تا شمال افریقا؛ از پایان تاریخ تا روز مبادا

سی و دو سال از انقلاب ایران می گذرد؛ انقلابی که از سوی مشاطه گران و ایدئولوگ های بورژوازی "آخرین انقلاب کلاسیک جهان" لقب گرفت. "مرگ کلان روایت ها" اعلام شده بود و همراه با آن است

فراخوان اتحادیه های کارگری به اعتصاب

  بنا بر گزارش الجزیره اتحادیه های کارگری در مصر وارد یک اعتصاب سرتاسری شده اند. بنا بر این گزارش در روز چهارشنبه بیش از 20000 کارگر دست به اعتصاب زده اند. 

یک درخواست

به نظر من جدال بر سر تبیین ماهیت جنبش انقلابی در جهان عرب یکی از مهم ترین عرصه های نبرد امروز است. روشن است که یک مؤلفه اصلی تبلیغات بورژوائی پر رنگ کردن حضور جریانات "خودی" خواهد

این جنگ را نباید واگذار کرد

همه شواهد نشان می‌دهند که انقلاب نان و آزادی در مصر در حساس‌ترین نقطه حیات خود قرار گرفته است. نقطه‌ای که در آن تکلیف آرایش سیاسی جامعه مصر در حال تعیین شدن است. و درست در

اخبار از سایت جنبش کارگری