امید
info@omied.de



کمپین دو میلیون امضا علیه اعدام!

مقالات



از جنبش کارگری



برگزیده های سایت



کارگران و جمهوری ضد یهود

 هنگامی که نزدیک به سه سال پیش، محمود احمد ی نژاد ، از «حذف اسرائیل از روی نقشه جهان» حرف زد این سیاست وی مورد اعتراضات مترقی از یکسو و نیز بهره برداری دولت های امریکا و اسرائیل از سوی دیگر برای تقویت سیاست هایشان در خاورمیانه و جهان قرار گرفت.

 

اگر چه سیاست «حذف اسرائیل از روی نقشه جهان»، که بعد ها نیز چند بار تکرار شد، بیشتر ابزاری برای ایجاد فشار سیاسی به نفع ایران در مناقشات بین المللی بود، اما از دیدگاه انسانی و سوسیالیستی از محتوایی به غایت ضد انسانی و ویرانگر برخوردار بود. این محتوی ارتجاعی می بایست مستقل از محاسبات سود وزیان آن برای جمهوری اسلامی، و یا بهره برداری های امریکا و اسرائیل به نفع خود، مورد وسیع ترین افشاگری نیروهای مترقی و سوسیالیست قرار می گرفت. اگر اسیر بازی با عبارات و مفاهیم سیاسی نباشیم، سیاست «حذف اسرائیل از روی نقشه جهان» چیزی غیر از یک پاکسازی قومی تمام عیار و حذف فیزیکی و یا محروم نمودن بیش از هفت میلیون انسان از جا و مکانی که در آن زندگی می کنند نیست.

 

اما جمهوری اسلامی به خاطر این سیاست فاشیستی و نژاد پرستانه اش آنطور که شایسته بود مورد انزجار و اعتراض نیروهای آزادیخواه و سوسیالیست قرار نگرفت. علت عدم وجود چنین اعتراضی این بود که بخش مهمی از این نیروها خود آغشته به توهمات ضد امپریالیستی بودند و اساسا نگرانی سواستفاد های امریکا و اسرائیل را داشتند تا حساس و نگران به محتوی فاشیستی چنین سیاستی.

 

در آن مقطع اما بدنبال فشارهای بین المللی، مسئولین و رسانه های دولتی در ایران در صدد تعدیل گفته احمدی نژاد برآمدند و با متهم نمودن رسانه های غربی به تحریف سخنان وی و جو سازی علیه ایران، اعلام داشتند منظور او از «حذف اسرائیل» دولت اسرائیل بود و نه مردم آن. ظاهرا این توجیه دولتیان در ایران و در متن بهره برداری های واقعی امریکا و اسرائیل، این شبهه عمومی و متعاقبا عدم حساسیت و اعتراض به این سیاست بوجود آمد که گویا حقیقتا منظور احمدی نژاد حذف دولت اسرائیل بوده است و نه مردم اسرائیل.

 

 

اکنون بار دیگر همان مساله که آیا جمهوری اسلامی دشمن دولت اسرائیل و خواستار نابودی آن است، و یا همچنین دشمن مردم اسرائیل و خواستار نابودی آنان، در جریان اظهارات اسفندیار رحیم مشاعی معاون احمدی نژاد مجددا طرح شده است. او که چندی پیش اظهار داشته بود «ايران امروز با مردم آمريکا و اسرائيل دوست است» و مورد اعتراض نیروهای حکومتی قرار گرفت چنین اظهاراتی را تکذیب نمود و گفت: «من اين حرف ها را نزدم و اين برخی خبرنگاران هستند که دنبال اين حرف ها هستند. منظور من از اسرائيل مردم فلسطين و يهودی هايی است که در سرزمين فلسطين زندگی مي کنند، نه يهودی های مهاجر و صهيونيست ها؛ چرا که ما اصلا صهيونيست ها را قبول نداريم.» اما اسفندیار رحیم مشاعی چندی بعد دوباره تکذیب خود را تکذیب کرد و به اظهارات اولیه اش بازگشت و اعلام داشت که «اين جمله را به افتخار اعلام مي کنم که مردم ايران به هيچ وجه دشمن پذير نيستند و در ميان مردم دنيا، دشمنی ندارند. مردم ما با همه مردم دنيا دوست هستند، حتا با مردم اسراييل.» وبرای اینکه جای تردیدی باقی نگذارد تاکید نمود «برای هزارمين بار اعلام می کنم که ما با مردم دنيا دوست هستيم، حتا با مردم آمريکا و اسراييل.»

 

اینکه چنین اظهاراتی ناشی از ناشیگری جناب مشاعی باشد و یا اهدافی پشت این سیاست احمدی نژاد و معاون اش نهفته است (که به نظر می رسد بیشتر جنجال سازی های انتخاباتی باشد) اهمیتی ندارد. مساله مهم اینست که بدنبال اعلام دروغین و ریاکارانه «دوستی با مردم اسرائیل» از طرف جمهوری اسلامی، موجی از اعتراض حکومتیان علیه معاون احمدی نژاد و اظهار «دوستی با مردم اسرائیل» بالا گرفت که در این اعتراضات می توان یکبار دیگر عمق سیاست یهود ستیزی و نفرت از مردم یهود و لاجرم سیاست ضد انسانی وارتجاعی جمهوری اسلامی را در این مورد دید. (*) مردم یهودی را «ارازل و اوباش و غارتگر و غاصب و آدمکش» و «قوم خونخوار» نامیدن و یا آنان را«جنایتکاران» ی اعلام داشت که «نمی توان واژه ملت بر آن نهاد»، بیانگر عمق توحش یهودی ستیزی جمهوری اسلامی و نشانگر چهره دیگر آن یعنی جمهوری ضد یهود است. البته اینها چیز تازه ای نیستند. اگر روزی همه اظهارات آنتی سمیتیستی موجود در ادبیات جمهوری اسلامی طی سی سال گذشته جمع آوری شود کتابخانه کاملی را پر خواهد کرد. یهودی ستیزی یکی از مبانی ثابت ایدئولوژی حکومتی در جمهوری اسلامی و از بدو پیدایش آن است. جمهوری اسلامی تلاش نمود تا این وجه اایدئولوژیک خود را به کل جامعه تسری دهد و آنرا همگانی کند. اگر چه در این مورد هم مانند دیگر مبانی ایدئولوژیک خود ناکام ماند و جامعه ایران ضد یهود نشد، اما تا این حد موفق بود که عدم حساسیت و بی تفاوتی را در جامعه و در میان اپوزیسیون اش نسبت به این سیاسیت فاشیستی خود ایجاد کند.

 

برای جنبش نوپای مستقل کارگری ایران که می رود تا در سالهای آتی نقشی اساسی در کل حیات سیاسی و اجتماعی جامعه ایران ایفا کند، به دلایل چندی وقوف و آگاهی کامل به ابعاد مخرب و ضد انسانی یهودی ستیزی جمهوری اسلامی و مرزبندی با آن و همچنین تولید فرهنگ مقابله با یهودی ستیزی در بین توده های کارگر و مرزبندی روشن و جدال با چنین سیاستی حیاتی است. در اینجا سعی می شود به این دلایل اشاره شود.

 

ابن مساله بیش از هر چیز به این دلیل ضروری است که مردم یا ملت و یا بهرحال آن بخشی از جمعیت انسانی ما که با لقب یهود شناخته شده است خود قربانی یکی از ستم های دیرینه و هزاران ساله جامعه انسانی ماست. طوری که گویا ستم بر این بخش از انسانها توافق ناگفته و همگانی و دیرینه بخش دیگر ماست. از این منظر شاید بتوان ستم بر یهودیان را با ستم بر زنان مقایسه نمود. به این معنی که همه ما به درجات مختلف به ستم بر زنان خو کرده ایم. یا به آن در اشکال بسیار متنوع مرتکب می شویم ویا نسبت به ارتکاب آن توسط دیگران بی توجه و بی تفاوت ایم. ما بطور طبیعی نسبت به توهین وتحقیر و زیر دست و نازل شمردن زنان عادت کرده ایم و با آن زندگی می کنیم. این عادت داده شده و طبیعی ماست تا لحظه ای که آگاهانه توقف کنیم، به آن بنگریم و آنرا نقد کنیم و با جایگزینی عادت به برابر دیدن کامل زن با مرد، عادت کهنه پاتریارکی و شونیسم مردانه را دور بریزیم. به همین ترتیب هم این عادت داده شده ماست که به یهودی به دید منفی بنگریم و وی را حامل خصایل منفی دانسته و فاقد ارزش دوستی و عاطفه و صمیمیت و حمایت خود بدانیم. این جوهره ستم بر یهودیان است که تربیت داده شده ماست و لحظه به لحظه مارا همراهی می کند تا مقطعی که آگاهانه با آن مواجه شده و آنرا نقد کنیم و از خود بزداییم و دور بریزیم. هیچ درجه ای از جنایات حکومت نژاد پرست اسرائیل علیه مردم تحت ستم فلسطین و فجایع عظیمی که براین مردم تحمیل نموده و اهمیت حمایت از مردم فلسطین توجیه گر هیچ ذره از ستم بر مردم یهود نیست. بنابراین طبقه کارگری که برای رهایی خود نیازمند نفی نابودی ستم طبقاتی (این منشا همه ستم های دیگر در نظام سرمایه داری) است و به این ترتیب با رهایی خود از این منشا همه ستم ها در رهایی کل بشر از همه ستم های موجود ذی نفع می شود و برای آن تلاش می کند، نمی تواند نسبت به ستم بر یهودیان بی تفاوت باشد.

 

مستقل از این جنبه انسانی و عمومی که ایجاب می کند تا با سیاست ها و فرهنگ و خلق و خوی ضد یهودی مقابله نمود، مسله اینست که مردم یهود نیزدر جامعه طبقاتی و نظام سرمایه داری مانند هر بخش دیگر مردم دنیا پدیده ای است کاملا طبقاتی. در بین این مردم، کارگر یهود تحت استثمار و ستم طبقاتی کارفرما و سرمایه دار یهود و غیر یهود قرار دارد. نگاهی به آمار افزایش شکاف طبقاتی در سی سال اخیر در اسرائیل و تصاویر فقرایی که در پس مانده های بازارهای میوه به دنبال تأمین معیشت خود هستند، به خوبی چهره طبقاتی این جامعه را آشکار میکند. حقیقت طبقاتی بودن مردم یهود، اهمیت مقابله با یهودی ستیزی را صد چندان می کند. کارگر یهود تحت ستم دوگانه هم یهودی ستیزی عمومی قرار دارد و هم تحت ستم طبقاتی. اگر این کارگر یهود، سیاه پوست باشد تحت ستم سوم نژادپرستی بخاطر رنگش نیز قرار می گیرد. آنگاه اگر این کارگر یهودی سیاه پوست زن هم باشد تحت ستم چهارمی به خاطر جنسیت اش واقع می شود.

 

این دانسته عمومی هر فعال کارگری و سوسیالیست است که طبقه سرمایه دار و دولت اش دایما با ایجاد تقسیمات قومی، ملی ، نژادی ، مذهبی و جنسی صفوف طبقه کارگر را شقه شقه نموده وبا قرار دادن کارگران در مقابل هم و تضعیف صف مبارزه متحد و یکپارچه آنان بر شدت استثمار کارگران افزوده و موقعیت بردگی آنان را تحکیم می کند. بنابراین برای جنبش کارگری مقابله با یهودی ستیزی و رد ونفی آن نیازی مهم برای تقویت و گسترش اتحاد و همبستگی طبقاتی در همه سطوح کشوری و منطقه ای و بین المللی است.

 

حل مساله فلسطین و پایان بخشیدن به مشقات مردم تحت ستم آنجا به سهم خود مساله ای است که طبقه کارگرایران نمی تواند نسبت به آن بی تفاوت باشد. به همراه جنبه های قوی انسانی و طبقاتی مهم و دخیل در این مساله، این نیزقابل توجه داشت که ایران در منطقه ای به نام خاورمیانه واقع شده که همه مسایل و تحولات و بحرانهای آن بر هم تاثیر گذارند و نمی توان با نادیده انگاشتن آنها سیاست قابل اتکایی اتخاذ نمود. به این معنا سیاست های میان مدت ویا بلند مدت و استراتژیک طبقه کارگر به اجبار خصلتی منطقه ای می یابد. از اینروست که جنبش کارگری ایران نیازمند است که در رابطه با حل مساله فلسطین موضع و سیاست داشته باشد. اما تا آنجا که به بحث حاضر یعنی ضرورت مقابله با سیاست و فرهنگ یهودی ستیزی بر می گردد نکته اینست که، راه حل انسانی و سوسیالیستی ما برای حل مسله فلسطین هرچه که باشد عملی شدن آن مستلزم پیدایش متن و زمینه ای مناسب و انسانی است که خود محصول روند همه جانبه و پیچیده ایست که به نفرت زدایی و نفی و رد کینه و انتقام وخشونت در فضا و روابط بین مردم فلسطین و اسرائیل و همزمان ترویج و تشویق دوستی و همدلی و همیاری بین آنان کمک رساند. برای پیدایش چنین متن وزمینه مناسب و انسانی است که مقابله با سیاست و فرهنگ یهودی ستیزی بطور کلی و مبارزه با یهودی ستیزی جمهوری اسلامی بطور اخص ضروری می شود.

 

اما بهمراه حمایت از مطالبات و مبارزات مردم فلسطین و مقابله فکری و فرهنگی با یهودی ستیزی، نیاز است که مستقیما برای پیدایش و ارتقاء و تحکیم همبستگی کارگری تلاش نمود. و بطور مشخص عرصه همبستگی کارگری بین جنبش کارگری ایران و جنبش کارگری اسرائیل را باز گشود. طبقه کارگر اسرائیل باید بداند که طبقه کارگر ایران یار و متحد اوست و در کنارش قرار دارد، و یهودی ستیزی جمهوری اسلامی مختص همین رژیم است که بزیر کشیدن آن هدف انقلاب کارگری در ایران است. متقابلا هم طبقه کارگرایران باید بداند که طبقه کارگراسرائیل یار و متحد اوست و در کنارش قرار دارد، و اینکه سیاست ها جنایتکارانه و رژیم نژاد پرست اسرائیل مختص همان رژیم است که به زیر کشیدن آ ن امر انقلاب کارگری در اسرائیل می باشد.

 

امیر پیام

آ گوست 2008

(*) موارد زیر صرفا چند نمونه است از موج ابراز انزجار حکومتیان ایران نسبت به اظهار «دوستی با مردم اسرائیل» :

 

  • « شك نيست كه رژيم اسرائيل و مردم آن هر دو مخالف اسلام و مسلمين هستند، آنها زمين هاي مسلمان ها را غصب كرده اند و مرتبا شهرك سازي كرده و ساكن آن زمين هاي غصبي مي‌شوند؛ اگر ضربه‌اي بر مسلمين وارد شود جشن مي‌گيرند و اگر رژيم آنها از مسلمين شكست بخورد (مانند شكست مفتضحانه جنگ 33 روزه) به حكومت خودشان اعتراض مي‌كنند، خلاصه آنچه باعث ناراحتي مسلمين است سبب نشاط آنها است و آنچه سبب پيروزي مسلمين است سبب ناراحتي آنها مي‌شود. نقش‌هاي توسعه طلبانه رژيم و مردم آنجا بر كسي پوشيده نيست با اين حال چگونه مي‌توان واژه دوستي با آنها را به زبان آورد؛ چه لزومي دارد كساني كه اين گونه فكر مي‌كنند جزء همكاران رئيس جمهور محترم باشند، هنگامي كه 200 نفر از نمايندگان مردم به چنين كاري اعتراض كنند مفهومش اين است كه بيش از دو سوم مردم اين كشور با چنين شخص و چنين افكاري مخالفند.» پاسخ آیت‏الله مکارم به یک استفتا درباره مشایی

 

  • « مگر آنچه آقاي مشايي به عنوان معاون رئيس جمهور اظهار داشته است، با نظرات صريح حضرت امام(ره) و رهبرمعظم انقلاب در تضاد آشكار نيست؟ مگر نظر وي با يكي از اصلي ترين خطوط استراتژيك نظام كه سرزمين فلسطين را متعلق به مردم فلسطين و صهيونيست هاي ساكن اين سرزمين را، اراذل و اوباش غارتگر و غاصب و آدمكش مي داند تناقض ندارد؟ آيا آنچه آقاي مشايي بر زبان آورده و با استقبال گسترده محافل آمريكايي، صهيونيست ها و ضدانقلابيون داخلي و خارجي روبرو شده است با مواضع صريح ضدصهيونيستي آقاي دكتر احمدي نژاد در تعارض نيست؟» یادداشت شریعتمداری خطاب به احمدی‏نژاد

 

  • « رژیم اشغالگر مولود نامشروعی است که توسط عده‌ای صهیونیسم جنایتکار با غصب سرزمین فلسطین و قبله اول مسلمین یعنی قدس شریف بنا نهاده شده است و لذا به جنایتکاران نمی‌توان واژه ملت نهاد. با توجه به مواضع حضرت امام راحل مبنی بر اینکه اسرائیل باید ازصفحه روزگار محو شود و مواضع صریح مقام معظم رهبری و نیز اظهارات رئیس جمهور مبنی برجعلی بودن رژیم صهیونیستی سخنان مشایی درتضاد کامل با مواضع مسئولان نظام است.» بیانیه جبهه پیروان خط امام و رهبری

 

 

  • «خوشبختانه از زمان انتشار سخنان جاهلانه ايشان، شاهد یک موضع متحد، هماهنگ و قوی از سوی تمام جناح ها و فعالان سیاسی مذهبی کشور بودیم و همه پیروان راستین انقلاب طی این مدت با شیوه های مختلف اعم از مصاحبه، انتشار بیانیه و تجمعات اعتراض آمیز نسبت به این موضع غلط و اظهارات سخیف واکنش نشان دادند.
    اظهارات آقای مشایی در حالی بیان شده است که جمهوري اسلامی کشوری به نام "اسرائيل" را به رسميت نشناخته و ملت چنین رژیمی را نیز جعلی، دروغين و بی‌هويت می داند.
    اینکه وی اين چنين گستاخانه ده‌ها سال مجاهدت‌ ملت مظلوم فلسطين را ناديده گرفته  و دست دوستي به سوي مولود نامشروع و قوم خونخوار صهيونيست دراز كرده اند جای تامل جدی دارد.
    پر واضح است دولت غاصب صهیونیستی دست پرورده استعمار است و بطور غیر قانونی در سرزمینی اشغالی به وجود آمده و ملت این دولت جعلی هم همان صهیونیست و یا یهودیان مهاجری هستند که بعد از سال 1945 وارد سرزمین فلسطین شده، ملت اصلی فلسطین را آواره کردند و سرزمین آنها را و قبله اول مسلمین یعنی قدس شریف را غصب نمودند.» به گزارش الف از نفت نیوز،

 

- « مورد اسرائيل موضوع كاملا متفاوت است. دولت ايران هنوز دولتي را به نام اسرائيل نمي‌شناسد. موضع رسمي دولت ايران اين است كه اسرائيل يك عنوان جعلي براي اراضي اشغالي فلسطين است. به همين ترتيب وقتي جمهوري اسلامي ايران سرزميني را به نام اسرائيل نمي‌شناسد طبيعي است كه از منظر او، نه دولتي به نام اسرائيل وجود دارد و نه ملتي به اين نام. اين موضوع با آرمانهاي ملت ايران در تعارض است. اين ملت در اين ارتباط رنجهاي فراواني را متحمل شده و هزينه‌هاي بسياري را پذيرفته است و قطعا اجازه نمي‌دهد با بي‌تدبيري و به‌طور تصادفي شخصي يا دولتي همه گذشته را به يكباره ناديده انگارد.» در نقد تفكيك ملت و دولت اسراييل - عباس آخوندي، شهروند امروز

 

نظر شما


یادداشتها



تاریخ کمون پاریس 1871

commune-cover

سیاست



تحولات جهان عرب

از نان و آزادی تا بمب و «آزادی»

آنچه در لیبی می‌گذرد یک تراژدی است. تراژدی مردمی که دست به انقلاب زدند، بی آن که برای انقلاب آماده بوده باشند. لیبی نارسائیها و ضعفهای انقلاب نان و آزادی در جهان عرب را به تما

آوانگارد پرولتاریای جهانی

کارگران مصر با سرعتی حیرت انگیز می روند تا به آوانگارد پرولتاریای جهانی بدل شوند. نه تنها موج رو به افزایش اعتصابات کارگری پس از برکناری مبارک، بلکه بیش از آن افقهای حاکم بر حر

احسان، انترناسیونالیسم و انقلاب نان و آزادی

دوران آشنائی ام با احسان کوتاه بود. احسان کوزه گری، دهقان زاده ای اهل شمال ایران که در جنگلهای میندانائو فیلی پین جان باخت. جوانی بود با هیکلی باریک اما ورزیده که سرسختی کار بر

از جنبش سبز تا جنبش نان و آزادی

  به‌محض این‌که جنبش نان و آزادی در مصر اولین گامِ انقلابی خودرا با صلابت هرچه تمام‌تر برداشت و با بیرون راندن حُسنی مبارک از مدار رسمی قدرت، مشت محکم دیگری به‌صورت

اساس تفاوت در شیوه های سرکوب نبود

وحید ولی زاده در شماره 82 نشریه خیابان طی یادداشتی ارزیابی کوتاهی از قیام خیابانی قاهره و تفاوت آن با درگیری های خیابانی پسا انتخاباتی در تهران انجام داده است. بررسی درسهای قیا

کامنتهای سبزینه بر مقاله ای سرخ

  بعضی از خوانندگان روشنگری هم اعجوبه هایی اندذ. به این کامنتها نگاه کنید.

از برلین تا شمال افریقا؛ از پایان تاریخ تا روز مبادا

سی و دو سال از انقلاب ایران می گذرد؛ انقلابی که از سوی مشاطه گران و ایدئولوگ های بورژوازی "آخرین انقلاب کلاسیک جهان" لقب گرفت. "مرگ کلان روایت ها" اعلام شده بود و همراه با آن است

فراخوان اتحادیه های کارگری به اعتصاب

  بنا بر گزارش الجزیره اتحادیه های کارگری در مصر وارد یک اعتصاب سرتاسری شده اند. بنا بر این گزارش در روز چهارشنبه بیش از 20000 کارگر دست به اعتصاب زده اند. 

یک درخواست

به نظر من جدال بر سر تبیین ماهیت جنبش انقلابی در جهان عرب یکی از مهم ترین عرصه های نبرد امروز است. روشن است که یک مؤلفه اصلی تبلیغات بورژوائی پر رنگ کردن حضور جریانات "خودی" خواهد

این جنگ را نباید واگذار کرد

همه شواهد نشان می‌دهند که انقلاب نان و آزادی در مصر در حساس‌ترین نقطه حیات خود قرار گرفته است. نقطه‌ای که در آن تکلیف آرایش سیاسی جامعه مصر در حال تعیین شدن است. و درست در