این موج پر هیاهو هر چه در چنته دارد را برای اثبات این موضوع خرج میکند که سندیکای هفت تپه جلوی اعتراضات کارگری را میگیرد و رضا رخشان هم نماینده طیف راست در این جنبش است که آنهم قرار است توسط دلاوریهای "کمونیستهای ایران و جهان"۱ برکنار شود. این طیف دلاورانِ خود انگاشته با آشفتگی و درهم ریختگی قابل انتظاری انتقام سهل انگاریهای خود در سیساله اخیر را از هرچه سندیکا و فعالِ سندیکایی هست بخصوص سندیکای هفت تپه و از شخص رخشان میخواهد. اگر چه در زمان خود، سندیکای واحد و شخص اسانلو هم از الطاف این جماعت در امان نماند. این در آن زمان ابتدای سقوط ما بود و متاسفانه چپ خارجِ کشور در آن هنگام فقط بطور محدودی در مقابل آن ایستاد. باید قبول کرد که این ابتکارِ عمل را همانموقع از دست دادیم تا با خوشبینی و صداقت به همراهی و نقد و بررسی سندیکا و سندیکالیسم در ایران دست ببریم.
پس از زمانیچند هزار کارگر در ایران به یک نفر مثل خودشان اعتماد میکنند و او را به عنوانِ عضوی از هیأت رئیسه سندیکای خود بر میگزینند. همین امر بتنهایی در شرایط ایران ارزشمند است و بایستی تک تک اعضاء خانواده چپ سوسیالیست را مشعف کند. بایستی به این جلوهٔ تازه اقتدار کارگری خوشامد بگویند. تمرین روزمرهٔ کسب اقتدارش را با خوشحالیو نگرانی دنبال کنند، باید یاد بگیرند و فروتن باشند. در اقدامات این تشکل نوین ردپای آگاهی و استقلال فکری و عملیرا پیدا کنند و به آن با فروتنی کمک کنند. بیانیهها و اطلاعیههای آنها را مطالعه و نقد کنند و در مقابل اشتباهات احتمالی و واقعی آنها همچنان و کماکان فروتن باشند. چرا که هر چه باشد آن یکیاقدامی مشخص در حیطه واقعی مبارزه طبقه است و این یکی اقدامی است از راه دور که دستی از دور بر آتش است. در مورد این دلاوران اما اقدامی است مغشوش در حیطهٔ ذهنی. آن یکی در ایران مشغول تمرین ابراز وجودِ سیاسی و اجتماعیست که هر روز چالشها و مخاطرات نوینی را برایش به ارمغان میاورد و این دیگری در میادین اروپا و آمریکا یا در سالنهای سخنرانیدم از "سرنگونی" میزند.
این جماعت پر هیاهو بیش از هر چیز در فکر تطبیق واقعیات با تئوریهای خودساخته است و نه برعکس.
حالا نیز مدعی شده اند که با حمایت کمونیستهای جهان باید رضا رخشان را کنار زد. اما به طور همزمان با این ادعاها یکیاز سران حزب کمونیست کارگری ایران به بلژیک میرود و با نمایندگان حزب راستِ ناسیونالیست آن کشور (n-va) ملاقات و گفتگو میکند. بعد هم با افتخار گزارش سفرش را میدهد۲. این که حزب کمونیست کارگری مدتهاست که "کارگری" بودن را کنار گذاشته و سمبلهای دیگری مثل مدونا و امثالهم را جایگزین آن کرده مطلب تازهای نیست. با لنینیسم هم چندی پیش تسویه حساب کردند و خیال همه را راحت. اما معلوم نیست جواب آن کارگر بلژیکی یا آن خارجی ساکن بلژیک یا حتا آن فعالِ سیاسی ضد راسیسم را چگونه میدهند. یا شاید اصلا احتیاجی به جواب ندارند. هرچه باشد طبقهٔ کارگر متین تر و فروتن تر از این است که یقهٔ این آدمها را بگیرد و ازشان حساب بخواهد. با این حال روشن است که به جای حمایت کمونیستهای جهان فعلا در تلاش خستگی ناپذیر برای جلب حمایت راسیستهای جهان است. شاید با حمایت اینها می خواهند رضا رخشان را برکنار کنند.
اما اینکه در بحبوههٔ موج هیاهو و جنجال بر علیه” راستگرایی” رضا رخشان، گزارش سفر پربار نمایندهٔ حزب به بروکسل این مطلب را به این وقاحت بیان میکند تنها نشانه انحطاط است و بس.
خانه دوست برای این دوستان دروغین طبقه کارگر در بروکسل است و در واشنگتن، در جائی که نمایندگان محترم پارلمان اروپا و کنگره آمریکا دور هم جمع می شوند. در هفت تپه و شوش و ماهشهر و در کنار کارگران اعتصابی و سندیکائی نیست و هیچگاه نخواهد بود. در آنجا خبری از دیپلماتهای عالی رتبهِ کراواتی و مودب نیست، به جای تعظیم و تکریم اردنگی در انتظار این دلاوران است.
فریبرز افشار
۱۲ تیر ۱۳۹۰
۱- نگاه کنید به نوشتهٔ آخر سعید صالحی نیا
۲- نگاه کنید به گزارش سفر مینا احدی به بروکسل.


