امید
info@omied.de



کمپین دو میلیون امضا علیه اعدام!

مقالات



از جنبش کارگری



برگزیده های سایت


پنجشنبه ، ۵ اسفند ۱۳۸۹ ، ۱۱:۰۶

حمید دباشی کیست؟

 توضیح سایت امید: درج نوشته حاضر به معنای تأئید نظرات نویسنده در رابطه با جنبش پسا انتخاباتی و جنبش سندیکائی  در ایران نیست. با توجه به اهمیت بحث نویسنده در رابطه با جهتگیری یک سایت چپ متعهد، سایت امید به درج این مطلب اقدام می کند.

 ************

اخیرأ سایت "اشتراک" مصاحبه ای با آقای حمید دباشی ترتیب داده است. این مصاحبه درسایت "آزادی بیان" نیزدرج شده است؛که لینک آنها را درپایان مطلب ملاحظه خواهید کرد.

اشتراک در آغازمصاحبه،حمید دباشی رااینگونه به خوانندگان خود معرفی کرده است. "پروفسورحمید دباشی،استاد ایرانشناسی وصاحب کرسی هاکوپ کورکیان دردانشگاه کلمبیا است. دردودهه اخیر ازاوبیش از20جلد کتاب و صد مقاله درزمینه فرهنگ،ایدئولوژی وهنربه چاپ رسیده است.ازجمله تألیفات دباشی......". هدف ازمعرفی دراین موارد این است که ازمصاحبه شونده شناختی به خواننده بدهند. اما اشتراک با معرفی بسیارمختصراز زندگی دباشی،راه را برای شناخت کامل او مسدود کرده است.درحالیکه خوانندگان این مصاحبه تنها ازلابلا ی زندگی60 ساله دباشی است؛ که به پیدایش وعلل مواضع هم اکنون او پی خواهند برد.

 

مصاحبه کننده برای اینکه مصاحبه شونده را هوادارطبقه کارگر معرفی کند،زیرکانه جمله زیر را ازمیان حرفهای اوانتخاب و آنرا عنوانی می کند برای مصاحبه خود: "طبقه ی کارگرایران رابه بی حقوقی مطلق کشانده اند". این شیوه شخصیت سازی،چیزی جز عوام فریبی نیست. سایت اشتراک نخست بر روی تعارفاتی چون ایران شناس، صاحب کرسی، خوانندگان جوان وبی تجربه را گمراه می سازد.

 

Dabashi_Ganji

حمید دباشی درکنار همرزمش اکبر گنجی

 

من درتکمیل معرفی دباشی باید این را اضافه کنم که اودردوران دانشجوئی خود درآمریکا به خاطر ضدیت با مارکسیسم،خیلی زود به حلقه سرمایه داران راه یافت. و بعد از پالوده خوردنهای سیاسی، بعنوان یکی ازمدیران"پروژه دموکراسی ایران"   منصوب شد.

بورژوازی آمریکا برای نفوذ بیشتردرخاورمیانه وبرای حفظ منافعش درایران همواره رویای یک انقلاب مخملی رادرسرداشت.  لذا از دلِ اعتراضاتِ مردم درسال 1388 حرکتی ارتجاعی بنام "جنبش سبز" به رهبری میر حسین موسوی را به کمک حقوق بگیرانش بیرون آورد. موسوی برای تنظیم ارتباطات خود با بورژوازی بین المللی،تعدادی ازمشاوران خود از ازجمله محسن سازگارا،اکبر گنجی،مسعود بهنود، محسن مخملباف و" طنزنویسی " بنام سیدابراهیم نبوی را به خارج ازایران اعزام کرد. حمید دباشی با ورود اکبرگنجی و محسن سازگارا به آمریکا، دفترمرکزی "جنبش سبز" در خارج را کشور را افتتاح کردند. این گروه کمکهای مالی خود را ازهمان 50 میلیون دلاری که دولت آمریکا برای تحولاتِ رنگی درایران،درنظرگرفته است؛ تأمین می کند.اکبرگنجی ازاعضای این گروه دریک شعبده بازیِ امپریالیستی،مبلغ نیم میلیون دلار بعنوان جایزه دریافت کرد. این گروه وظیفه دارد تا انقلابِ آزادیخواهانه و عدالتجویانه ی مردم ایران را با رنگ سبز به انحراف و در نهایت به شکست بکشاند. این باندِ دغلکار ومردم فریب،درعمل به رژیمی خدمت میکنند که مدعی مبارزه با آنند. درواقع این سه تن،نمایندگان سیاسیِ بورژوازی ایران درخارج ازکشورهستند. همان بورژوازی که درکشتار وسرکوب وحشیانه ی زحمتکشان وکارگران وبرای برقراری نظم سیستم سرمایه داری جهانی؛ دمی آرام نمی نشینند.

 

حال برمی گردیم ونگاه میکنیم به سخنان دباشی دراین مصاحبه.

 

حمید دباشی می گوید:"طبقه کارگرایران رابه بی حقوقی مطلق کشانده اند: پرسش اینست که چه کسی طبقه کارگرایران را به بی حقوقی مطلق کشانده است؟ مگرغیرازاینست که باندِ میرحسین موسوی ازهمان فردای انقلاب57 و با موافقت خمینی، همه روزه کارگران و فعالان کارگری را روانه ی شکنجه گاهها و از آنجا به پای چوبه های دار بردند. حمید دباشی بخوبی می داند که اعدام هزاران آزادیخواه دقیقأ در زمان نخست وزیری موسوی صورت گرفت و بعدها باند رفسنجانی وخامنه ای ادامه دهندگان آن بودند وهستند. تأسیس نهادهای ضد کارگری اساسأ بر طبق رهنمودهای موسوی و مشاورانش انجام شد. همه آنان که کمی با مسائل کارگری آشنائی دارند، میدانند که بورژوازی ایران بدون داشتن کارشناسانی چون حمید دباشی هرگزقادر به نفوذ در سندیکاهای مستقل کارگری و به انحراف کشاندن آنها نبود.

 

دباشی درجای دیگری ازمصاحبه می گوید: "من برای جنبش آزادیخواهانه مردم ایران،که بچه های ما،درایران تصمیم گرفته اند جنبش سبز بخوانند،قائل به یک بعد تاریخی ویک بعد اجتماعی هستم". حال ببینیم جنبش سبزی که دباشی ازآن نام می برد چیست؟

 

بیانیه12 فوریه2011 جبهه مشارکت یکی ازتشکلهای اسلامی وابسته با باند موسوی می گوید:"جنبش سبزبه دنبال سقوط نظام نیست". بنا براین و برطبق معرفی بالا از جنبش سبز، دباشی به این استنتاج رسیده است که جنبش سبز"بچه های ایران" جنبشی است مسالمت آمیز که به دنبال سقوط نظام اسلامی نیست. براستی اگرچنین است که دباشی میگوید، پس چرا موسوی درچندین بیانیه، جوانان را به خویشتنداری و پرهیز از خشونت و شعارهای ساختارشکنانه،دعوت کرد.

 

دراینجا بی مناسبت نیست که به تعدادی ازشعارهای جوانان ایران که حمید دباشی برای "جنبش سبز"شان قائل به بعد تاریخی واجتماعی است؛توجه کنیم.

 

مرگ بردیکتاتور     مرگ براستبداد     مرگ برخامنه ای   مرگ براصل ولایت فقیه

 

خامنه ای بدونه / بزودی سرنگونه        خامنه ای حیاکن / مبارک را نیگاکن

 

خامنه ای قاتلِ   / ولایتش باطله            می مانیم- می میریم- پرچم رو پس میگیریم

 

هم قیام خیابونی / هم اعتصاب کارگری    زندانی سیاسی آزاد باید گردد

 

حکومت اسلامی نابود باید گردد

 

حمید دباشی درجای دیگری ازمصاحبه می گوید: "بنظرمن جنبش اعتراضی مردم ایران به نسبت جنبشهای اعتراضی شمال آفریقا بنیه ی انقلابی نداشت". برتولت برشت می گوید:آنکس که حقیقت را نمی داند بی شعوراست. اما آنکس که حقیقت را می داند اما آنرا پنهان میکند،تبهکاراست. بنظرمی آید پروفسور حمید دباشی حقیقت را می داند اما آنرا پشت دلارهای آمریکائی پنهان کرده است.

 

وآن حقیقت پنهان شده اینست که جنبش اعتراضی مردم ایران چه در سال  1388 و چه درسال 1389 همواره بنیه انقلابی داشت این بنیه انقلابی بخصوص در6 دی ماه 88  معروف به روز عاشورا بقدری زیاد و پُرقدرت بود که دولتهای سرمایه داری را به وحشت انداخت. دراینجا بود که دولتهای سرمایه داری برای متوقف کردن روند انقلاب مردم ایران، کارشناسان خود ازجمله حمید دباشی را وارد میدان کردند، و دیدیم که میرحسن موسوی طی بیانیه ای ازمردم خواست؛ خیابانها را ترک کنند و به خانه های خود رفته و بر بالای بامها شعار ارتجاعیِ الله اکبر سردهند تا "انشاالله"وضع بهبود یابد.

 

متأسفانه شعارِهم قیام خیابونی – هم اعتصاب کارگری،تنها قسمت اول آن به مرحله اجرا درآمد. یقینأ اگر سندیکاهای مستقل کارگری ازگزند رفورمیستها و باند موسوی درامان می بودند، این توانایی را می داشتند که بصورت سازمان یافته دست به اعتصابات سراسری زده و همراه با قیام خیابانی، کار این رژیم ضد بشری را یک سره کنند. اما چنین نشد و سرنوشت مردم به گونه دیگری رقم خورد. باز هم دستگیری، باز هم شکنجه، باز هم اعدام.

 

در خاتمه :

 

راستش من ازموضع گیریهای قلم به مُزدانی چون حمید دباشی متعجب نیستم. اما درحیرتم که چرا سایت اشتراک که خود را هوادار کارگران معرفی کرده است اقدام به چنین مصاحبه ای نموده؟ مگر بر طرف کردن مشکلات مالیِ رسانه ها از راههای شرفتمندانه امکان پذیرنیست؟ آیا این نوع مصاحبه ها و درج آن درسایتهای کارگری، به جنبش آزادیخواهانه و عدالتجویانه زحمتکشان وکارگران آسیب نمی رساند؟

 

با نقل کلامی ازیک رفیق مطلب را بپایان می برم:

 

"من براین باورنیستم که با توضیح واقعیتها و حقایق تاریخی می توان ازشدت کینه و دشمنیِ میرحسین موسوی وهمفکرانش به سوسیالیسم کاست؛ زیرا کینه ودشمنی آنان با سوسیالیسم، ماهیت طبقاتی دارد. این گروه شبکورهائی هستند که آفتابِ حقیقت، کمکی به قوه بصیرتشان نمی کند."

 

جهانگیر محبی

 

22 فوریه 2011

 

مصاحبه سایت اشتراک با حمید دباشی

http://www.eshterak.info/m/2011/02/post-50.html

مصاحبه ی سایت اشتراک با حمید دباشی

http://www.azadi-b.com/J/2011/02/post_2.html

 

حمید دباشی براین باوراست که جنبش اعتراضی مردم ایران

 

بنیه ی انقلابی ندارد.فیلم های زیرپاسخی ست به ادعای دروغین او.

 

http://www.youtube.com/watch?v=PH6xa2XGU_8&NR=1

 

http://www.youtube.com/watch?v=HyjMog8bVXI&NR=1

 

http://www.youtube.com/watch?v=gkRzT6-3plo&NR=1

 

http://www.youtube.com/watch?v=PfhPBen5f28&feature=player_embedded#at=26

 

نظر شما


یادداشتها



تاریخ کمون پاریس 1871

commune-cover

سیاست



تحولات جهان عرب

از نان و آزادی تا بمب و «آزادی»

آنچه در لیبی می‌گذرد یک تراژدی است. تراژدی مردمی که دست به انقلاب زدند، بی آن که برای انقلاب آماده بوده باشند. لیبی نارسائیها و ضعفهای انقلاب نان و آزادی در جهان عرب را به تما

آوانگارد پرولتاریای جهانی

کارگران مصر با سرعتی حیرت انگیز می روند تا به آوانگارد پرولتاریای جهانی بدل شوند. نه تنها موج رو به افزایش اعتصابات کارگری پس از برکناری مبارک، بلکه بیش از آن افقهای حاکم بر حر

احسان، انترناسیونالیسم و انقلاب نان و آزادی

دوران آشنائی ام با احسان کوتاه بود. احسان کوزه گری، دهقان زاده ای اهل شمال ایران که در جنگلهای میندانائو فیلی پین جان باخت. جوانی بود با هیکلی باریک اما ورزیده که سرسختی کار بر

از جنبش سبز تا جنبش نان و آزادی

  به‌محض این‌که جنبش نان و آزادی در مصر اولین گامِ انقلابی خودرا با صلابت هرچه تمام‌تر برداشت و با بیرون راندن حُسنی مبارک از مدار رسمی قدرت، مشت محکم دیگری به‌صورت

اساس تفاوت در شیوه های سرکوب نبود

وحید ولی زاده در شماره 82 نشریه خیابان طی یادداشتی ارزیابی کوتاهی از قیام خیابانی قاهره و تفاوت آن با درگیری های خیابانی پسا انتخاباتی در تهران انجام داده است. بررسی درسهای قیا

کامنتهای سبزینه بر مقاله ای سرخ

  بعضی از خوانندگان روشنگری هم اعجوبه هایی اندذ. به این کامنتها نگاه کنید.

از برلین تا شمال افریقا؛ از پایان تاریخ تا روز مبادا

سی و دو سال از انقلاب ایران می گذرد؛ انقلابی که از سوی مشاطه گران و ایدئولوگ های بورژوازی "آخرین انقلاب کلاسیک جهان" لقب گرفت. "مرگ کلان روایت ها" اعلام شده بود و همراه با آن است

فراخوان اتحادیه های کارگری به اعتصاب

  بنا بر گزارش الجزیره اتحادیه های کارگری در مصر وارد یک اعتصاب سرتاسری شده اند. بنا بر این گزارش در روز چهارشنبه بیش از 20000 کارگر دست به اعتصاب زده اند. 

یک درخواست

به نظر من جدال بر سر تبیین ماهیت جنبش انقلابی در جهان عرب یکی از مهم ترین عرصه های نبرد امروز است. روشن است که یک مؤلفه اصلی تبلیغات بورژوائی پر رنگ کردن حضور جریانات "خودی" خواهد

این جنگ را نباید واگذار کرد

همه شواهد نشان می‌دهند که انقلاب نان و آزادی در مصر در حساس‌ترین نقطه حیات خود قرار گرفته است. نقطه‌ای که در آن تکلیف آرایش سیاسی جامعه مصر در حال تعیین شدن است. و درست در