امید
info@omied.de



کمپین دو میلیون امضا علیه اعدام!


جنبش ما و جنبش آنها (كمونيست ها در مورد جنبش سبز چه مي گويند)

"شعار ما خطاب به دشمن اين است: شست ها در تخم چشم ها و زانوها بر سينه."

فقدان تئوري و نداشتن پلتفرم سياسي، شفاف نبودن استراتژي كلان و مبهم بودن تحليل از شرايط روز مي تواند هر جريان انقلابي را با خطر نابودي همراه سازد.

ارائه تحليل از وضعيت موجود در همه عرصه ها بويژه در عرصه سياست كلان جامعه، مي تواند به صيقل خوردن آن با واقعيت و هر چه رزمنده تر و برنده تر شدن تحليل و خط سياسي برآمده از آن كمك نمايد و در واقع انقلاب و خط سياسي انقلابي تنها مي تواند گام به گام، در راه حل ها و تجارب خودش، در مبارزه با شكست ها و در پيروزي هايش به روشني و بلوغ كامل برسد. هدف پراتسين هاي كمونيست نيز چيزي نيست جز برداشتن گام هايي استوار در جهت تسخير موقعيت راديكال و كارگري و به تعبيري بهتر در جهت تبيين خط كارگري راديكال و به موازات آن سازمان دهي در هماهنگي ارگانيك با خط سياسي و چگونگي توازن قوا در مبارزه طبقاتي و رشد جنبش. اين امر در شرايط فعلي جز با پرتوافكني بر ماهيت موج سبز و نسبت آن با ساير جنبش هاي راديكال و بويژه جنبش كارگري و "چه بايد كرد" جنبش كارگري، ميسر نخواهد شد. هدف اين نوشتار نيز برداشتن گامي ست در همين راستا.

جنبش سبز در هيئت آنچه در خرداد 88 و پس از آن رخ داد و مسايل برآمده از آن به منزله تندبادي عرصه سياست ايران را در نورديد و با خود بسياري از احزاب و سازمان ها و افراد را با سنت هاي سياسي گوناگون و انديشه هاي متفاوت، با خواسته ها و پلتفرم هاي متفاوت همراه ساخت. از اصلاح طلبان داخلي تا ليبرال هاي آن سوي مرزها، از قورباغه هاي ابو عطا خواني چون سازمان اكثريت و حزب توده تا جمهوري خواهان و مشروطه خواهان، از سلطنت طلبان گرفته تا سازمان هاي آب در هاون كوبي چون حزب كمونيست كارگري و راه كارگر، هر يك بنا به تحليل و دركشان از وضعيت و ميسر حركت آتي جنبش و آلترناتيو خود، سازشان را با آن كوك كردند و در يك سمفوني ناموزون به پيشواز ارواح و خدايان سرنگوني، تغيير و اصلاح و انقلاب رفتند.

اين موج برآمده از شكست انتخاباتي موسوي و كروبي در مقابل احمدي نژاد، افراد كثيري را تحت عنوان اعتراض به كودتاي انتخاباتي و پسگيري راي شان به خيابان ها كشاند و در برخي برهه ها با شعارهايي تند و درگيري هاي خونيني بويژه در سطح شهر تهران همراه شد. افراد بسياري با انگيزه هاي متفاوت و از طبقات مختلف جامعه و غالبا از قشر مرفه، مدتي خيابان ها را عرصه اعتراضات خود قرار دادند و چهره هاي سياسي بسياري در داخل و خارج، رسانه ها را عرصه تبليغ اين جنبش، تا به امروز. در اين اثنا انگيزه و تنوع شركت كنندگان در اين رويداد ها و خون هاي ريخته شده، به عنوان دليلي براي حقانيت و مترقي بودن اين جنبش تبليغ شد و رسيدن به دموكراسي و آزادي و حقوق بشر به عنوان اهداف آن عنوان گشت. هر چند رهبران اصلي، وجه همت آن را اجراي قانون اساسي جمهوري اسلامي در راستاي همين اهداف، توصيف كردند.

جلاداني برآمده از مغاك هاي تاريك تاريخ چون موسوي، كروبي، رفسنجاني، منتظري، مخملباف، تاجيك و ... به يكباره در هيئت آزادي خواهاني با پرهيب هايي معصوم تصوير گشتند و سكولارها و فمنيست ها و دموكرات ها و سوسياليست ها و پست مدرن ها و مدرن ها و رخدادي ها و شوندي ها، به يكباره عبا و نعلين و عصاي آنها را چون سمبل ها و نشانه هايي از ساحت آزادي، امر مترقي و ... يافتند و خود را به تمامي زير سايه آن پرتاب كردند و طنز تاريخ، يكي از بزرگترين كمدي ها و طنزهاي تاريخ اين سرزمين و عصر ما تصوير گشت و شليك خنده ي ما پاسخي است قاطع از سوي ما به آنها تا به ابد. عده اي نه چندان كم نيز با عنوان اين كه آنها فعلا ابزارند، خود را در يك تصعيد و تخدير جاودان فرو بردند و حماقت خود را در ذكاوت دشمنان همسنگرشان فرافكني كردند.

اما به راستي وراي انگيزه ها و قيل و قال ها و غوغا سالاري ها پايه مادي تعيين كننده ي اين جنيش چيست و وراي پذيرش و غش و ضعف در مقابل اين جنبش و فريادهاي وحدت طلبانه مناديان آن، موضع راستين چه مي تواند باشد؟

جمهوري اسلامي به مثابه حكومت بورژوايي برآمده از شكست انقلاب 57 با تثبيت سياسي خود و با طي درونگرايي ساختاري پس از انقلاب و دوران جنگ، در سال 67 آماده ورود به فاز برونگرايي ساختاري و تثبيت اقتصادي (به تغبير ديگر، آغاز پروسه انباشت سود) خود شد. با توجه به فروپاشي بلوك شرق و پايان قرن بيستم كوتاه هابز باومي و عدم تعين استراتژي سياسي حاكم بر جهان پساشوروي، عروج اسلامي سياسي در خاورميانه، ايدئولوژي جمهوري اسلامي (ج.ا) در قامت اسلام سياسي، منطق نئوليبرال اقتصادي حاكم بر فرايند جهاني سازي و پذيرش اين منطق از سوي حاكمان جمهوري اسلامي، عروج رقابت هاي امپرياليستي بين بلوك هاي مختلف جهاني از چين و روسيه گرفته تا اتحاديه اروپا و آمريكا و كشمكش هاي آنها با يكديگر، منافع باندهاي مختلف برسازنده حاكميت ج.ا و منافع دراز مدت بورژوازي در مسند قدرت ايران و نقش و خواست منطقه اي ج.ا (امپرياليسم كوچك منطقه بودنش) و رشد دوباره نارضايتي ها و جنبش هاي اجتماعي در داخل، دو قطب كلان در سياست ج.ا خود را صورتبندي نمودند كه در مسير تكاملي خود و متعين شدنشان به صورت اصلاح طلبان و اصولگرايان جلوه گر شدند كه شروط و راه هاي ادامه حيات و حركت ج.ا را در پيكرهايي متفاوت تيشه مي زدند.

سير اين روند دروني و دقيقا همبسته با تحولات جهاني، اين دو مشي را به ناگزير در خرداد 88 در يك شبه آنتاگونيسم ارتجاعی قرار داد و در گود نمايش انتخابات و حواشي آن اصلاح طلبان پشت شان خاك شد. دقيقا از اين بستر، موج سبز رخ برتافت و به منزله سير منطقي گذشته، چهره عيان نمود، جنبشي حاصل از يك تضاد بين دو طيف كليت سرمايه و دقيقا به همين دليل ارتجاعي.

اين امر درست است كه در شكاف برآمده از اين تضاد، نيروي راديكال، در صورت وجود مي توانست دست به آفرينندگي امر رهايي بخش بزند، اما درست در زمين سخت واقعيت و درست در غياب اين نيرو به منزله بزرگترين ترا‌ژدي عصر ما، هر آنچه اتفاق افتاد نه بر روي شكاف و در دل آن بلكه در يكي از طرفين شكاف شكل گرفت و بدين سان خصلت ارتجاعي اين تضاد، شكل دهنده ي اصلي تماميت وقايع گشت و تمامي انگيزه ها و هيجان ها و ميليتانسي ها و عبارت هاي زيبا را به زير مهميز خود كشيد و به آنها معناي خود را داد و اين است تعيين كنندگي تضادها در صيرورت تاريخ.

در اين بين و با توجه به آنچه كه رفت، هر گونه وحدت طلبي با جنبش سبز، حال از نوع سياست-مردم رخدادي باشد و يا انبوه خلقي (مالتيتود)، از نوع در حال انقراض مرحله بندي انقلابي و الصاق عنوان انقلاب دموكراتيك به شرايط فعلي باشد و يا سرنگوني فرا طبقاتي، از نوع سرخ ديدن رنگ سبز باشد و يا رنگين كماني جلوه دادن آن، تحت هر عنواني، با به ياد آوردن اين نكته كه هيچگونه پايه مادي و ابژكتيو براي اين وحدت وجود ندارد، وحدت با اين جنبش به محملي براي ضميمه كردن جنبش هاي راديكال اجتماعي و جنبش كارگري به زايده ي اجتماعي جنبش سبز بدل خواهد شد. آنها مي گويند كارشان (نظير هر بورژوايي كه به پرولتاريا متوسل مي گردد) متحد ساختن است و نه نفاق افكني، ليك تاريخ به دليل اقدامات نسنجيده و عجولانه و مواضع منحط همين وحدت طلبي كه قصد گردآوري نامتجانس ترين عناصر را در كنار هم را دارد، شاهد زيان ها و صدمات فراوان و سنگيني ست كه بر مشي وحدت مبارزاتي راستين وارد آمده است.

ذكر اين نكته بجاست كه موضع و كنش ما نسبت به جنبش سبز نه از روي انفعال بلكه از خوانش ديالكتيكي انقلاب – ارتجاع در زمانه ما يعني در دوران فعليت انقلاب به مثابه استراتژي عام شكل گرفته و به همين دليل به منزله تنها كنش و فعل راستين و نمود فلسفه اقدام مي تواند مطرح باشد و بزرگترين ويژگي آن اين است كه امكان هر آنچه اكنون نيست را ايجاد مي كند: نيروي راديكال، انقلابي و كارگري و كشيدن خط بطلان بر تراژدي ها و كمدي هاي عصر ما.

 

"شعار ما براي رفقايمان اين است: رفقا بگذاريد مرده ها خود، مرده هاي خود را خاك كنند. ما را سوداي ديگري در سر است."

 

برگرفته ازنشریه دانشجویی ارگان

 

 

یادداشتها



تاریخ کمون پاریس 1871

commune-cover

سیاست


  • حکیمی، ناتو، نوری‌زاده

    همه جنگها از نظام های سیاسی زاینده شان جدایی ناپذیرند. سیاستی که دولتی مفروض، و طبقه ای مفروض در درون آن دولت، مدتها پیش از آغاز جنگ در پیش گرفته، به ناگزیر به وسیله همان طبقه در خلال جنگ ادامه…




  • دموکراسیِ جنگی یا افسونِ دیوانه وار بدن ها!

    ماکیاولیسم در بدترین و کج فهم ترین درک از آن؛ تصویری که هم بسیار به واقعیت کثیف (در معنای فیزیکی کلمه) جنگ نزدیک است و هم به فرهنگ کنشگرانی که آن را انجام می دهند.




  • نامه ی سرگشاده ، به آقای اسماعیل خویی

    یادداشت سایت امید:نوشته‌ی آقای مازیار تپوری در چهارچوب برخورد به یکی از شبه روشنفکران خودفروخته ایران بر یکی از حادترین مسائلی انگشت می گذارد که می تواند بر سرنوشت جامعه ایران و کل منطقه خاورمیانه تأثیراتی ویرانگر بر جا گذارد.




  • منطقِ استثمار (نقدی بر گفتگوی محمد طبیبیان با نشریه مهرنامه)

    استثمار در نظام سرمایه‌داری، یک گزاره‌ی اخلاقی نیست که تحت اقتصاد رقابتی از بین برود، بلکه آنچه از آن به عنوان «استثمار» یاد می‌شود، محصول مستقیم ساز و کار نظام سرمایه‌داری، برای بیشینه‌سازی سود است.




  • بازيكن حريف به من مي‌گويد سيــاهي! بــو مي‌دي!

    باور كنيد طي اين مدت بارها شنيده‌ام كه بازيكن حريف به من گفته است كه سياهي و بو مي‌دهي. آيا اينها نمي‌دانند كه من هم مثل آنها مسلمان و شيعه هستم؟ از اين رفتارهاي تبعيض‌آميز خسته شده‌ام و منتظرم تا…




  • نکاتی پیرامون هوشیاری جنبش کارگری

    فراخوان ودعوت لیبر استارت از بعضی فعالین کارگری برای شرکت در دومین کنفرانس لیبر استارت در استانبول بار دیگر چالشی را  پیش روی فعالین کارگری در ایران گشود. نوع ارتباط با نهادهای کارگری سرمایه داری ، تشکل های این چنین…




  • چرا اعتصاب غذا؟ چند کلمه با رضا شهابی





  • حالا نوبت شماست

    "نوبت شما" نام برنامه ی تلویزیونی پر بیننده ای است که توسط مجریان کار بلد و حرفه ای بی بی سی فارسی، پخش می شود. در این برنامه، از طریق تلفن و اس ام اس و اینترنت و... با بینندگان…




  • تاریخ خون آلود

    قذافی را کشتند. قذافی – بر خلاف اعلام شورای انتقالی – در تبادل آتش کشته نشد. او را اسیر کردند، پای‌کوبان به میان جمع آوردند و هلهله کنان به تیر بستند. قذافی را زخمی و اسیر کشتند. کسی را کشتند…




  • بهمن شفیق و بازگشت به پوپولیسم سال ۵۷

    توضیح سایت امید: نوشته بهرام مدرسی در نقد نظرات بهمن شفیق یکی از اولین نوشته هایی – و شاید به طور کلی اولین نوشته ای - است که از جانب طرفداران نظریات منصور حکمت و برای دفاع از این نظریات…




  • ادامه در بخش: امید: سیاست

تحولات جهان عرب

از نان و آزادی تا بمب و «آزادی»

آنچه در لیبی می‌گذرد یک تراژدی است. تراژدی مردمی که دست به انقلاب زدند، بی آن که برای انقلاب آماده بوده باشند. لیبی نارسائیها و ضعفهای انقلاب نان و آزادی در جهان عرب را به تما

آوانگارد پرولتاریای جهانی

کارگران مصر با سرعتی حیرت انگیز می روند تا به آوانگارد پرولتاریای جهانی بدل شوند. نه تنها موج رو به افزایش اعتصابات کارگری پس از برکناری مبارک، بلکه بیش از آن افقهای حاکم بر حر

احسان، انترناسیونالیسم و انقلاب نان و آزادی

دوران آشنائی ام با احسان کوتاه بود. احسان کوزه گری، دهقان زاده ای اهل شمال ایران که در جنگلهای میندانائو فیلی پین جان باخت. جوانی بود با هیکلی باریک اما ورزیده که سرسختی کار بر

از جنبش سبز تا جنبش نان و آزادی

  به‌محض این‌که جنبش نان و آزادی در مصر اولین گامِ انقلابی خودرا با صلابت هرچه تمام‌تر برداشت و با بیرون راندن حُسنی مبارک از مدار رسمی قدرت، مشت محکم دیگری به‌صورت

اساس تفاوت در شیوه های سرکوب نبود

وحید ولی زاده در شماره 82 نشریه خیابان طی یادداشتی ارزیابی کوتاهی از قیام خیابانی قاهره و تفاوت آن با درگیری های خیابانی پسا انتخاباتی در تهران انجام داده است. بررسی درسهای قیا

کامنتهای سبزینه بر مقاله ای سرخ

  بعضی از خوانندگان روشنگری هم اعجوبه هایی اندذ. به این کامنتها نگاه کنید.

از برلین تا شمال افریقا؛ از پایان تاریخ تا روز مبادا

سی و دو سال از انقلاب ایران می گذرد؛ انقلابی که از سوی مشاطه گران و ایدئولوگ های بورژوازی "آخرین انقلاب کلاسیک جهان" لقب گرفت. "مرگ کلان روایت ها" اعلام شده بود و همراه با آن است

فراخوان اتحادیه های کارگری به اعتصاب

  بنا بر گزارش الجزیره اتحادیه های کارگری در مصر وارد یک اعتصاب سرتاسری شده اند. بنا بر این گزارش در روز چهارشنبه بیش از 20000 کارگر دست به اعتصاب زده اند. 

یک درخواست

به نظر من جدال بر سر تبیین ماهیت جنبش انقلابی در جهان عرب یکی از مهم ترین عرصه های نبرد امروز است. روشن است که یک مؤلفه اصلی تبلیغات بورژوائی پر رنگ کردن حضور جریانات "خودی" خواهد

این جنگ را نباید واگذار کرد

همه شواهد نشان می‌دهند که انقلاب نان و آزادی در مصر در حساس‌ترین نقطه حیات خود قرار گرفته است. نقطه‌ای که در آن تکلیف آرایش سیاسی جامعه مصر در حال تعیین شدن است. و درست در

مقالات


  • از منظر انسان: پاسخی دیگر به «از منظر اژدها»

    از منظر اژدها پاسخی به یک بحث بود. بحثی پیرامون تحولات عمیق سیاسی و اجتماعی در جامعه ایران در دهه پس از فروپاشی دیوار برلین، در دهه پس از پایان جنگ، در دهه عروج جنبش اصلاحات در ایران. بحثی تحت…




  • «لیبر استارت»، «کنفرانس استانبول» و «هیستادروت»

    محصول یک نشست کارگری «بسیار پُربار با لیبر استارت و سولیداریتی‌سنتر» چه می‌تواند باشد؟ آیا این پرباری ربطی هم به‌منافع آنی یا آتی آن طبقات و نیروهایی دارد ‌که درگیرِ جنبش انقلابی «نان و آزادی» بوده‌اند؟ پاسخ این سؤال قاطعانه…




  • «لیبر استارت»، «سولیداریتی‌سنتر» و «اتحاد بین‌المللی...»

    نوشته‌ی حاضر دنباله‌ی نامه‌ی سرگشاده‌ی مورخ 23 نوامبر 2011 (چهارشنبه دوم آذر 1390)‌ به‌دوستان و رفقای فعال در «اتحاد بین‌المللی در حمایت از کارگران در ایران» است‌که موضوع آن پُرسش در مورد چند و چون حضور نمایندگان این تشکل در…




  • دیکتاتور لیبی بر ویرانه‌های کشور و کشتار مردمش می‌گرید!؟ - قسمت دوم

    آن‌چه در لیبی واقع شد، نشان از این دارد که پتانسیل بلعیدن جنبش‌ها، ریاکاری در «مهندسی» افکار، امکان ایجاد تفرد در میان مردم کارگر و زحمت‌کش و نیز قدرت تخریبِ بورژوازی به‌طور بی‌سابقه‌ای افزایش یافته و بی‌رحمانه‌‌تر از همه‌ی بی‌رحمی‌های…




  • یادداشت‌هایی پیرامون مانیفست حزب نوساز آقای منصور حکمت

    مارکسیست‌ها محبورند که اطوارهای این‌گونه روشنفکران بورژوا را که ماسک مارکسیسم به‌چهره زده‌اند و در همه‌جا سعی در مخدوش کردن اذهان دارند به‌عنوان جزیی (اگرچه بسیار کوچک و ناچیز) از شرایط دشواری که پیش آمد، تلقی کنند. در واقع، این‌گونه…




  • قذافی دیکتاتور بر ویرانه‌های کشور و کشتار مردمش می‌گرید!؟ - قسمت نخست

    پرسیدیم: سرنوشت معمر قذافی در این‌جا چه خواهد شد؟ گفتند: او به‌خاطر این‌که خودش را از یک آدم محبوب، دمکرات‌، ‌ضدامپریالیست و مترقی به‌یک دیکتاتور ابله و خودمحور تبدیل کرد و هم‌چنین به‌این دلیل که تغییر و تحولات سیاسی (یا…




  • نخبه‌گرایی و آنتی‌کمونیسم در پوشش ترویج مارکسیسم - «مانگای کاپیتال» کالایی برای تداوم بازار

    حدود یک ماه پیش چندین میل پیاپی از ارسال‌کنندگان حرفه‌ای و آماتور ای‌میل‌های سیاسی‌ـ‌هنری‌ـ‌جالب[!] دریافت کردم که نوید از انتشار کاپیتال به‌زبان ساده می‌داد. گرچه این‌گونه‌ میل‌ها را غالباً پس از یک نگاه سطحی  حذف می‌کنم؛ اما اولین ای‌ـمیلی که…




  • زمانی برای مستی چلبی های ایرانی

    اعلام خبر دستگیری یک ایرانی به جرم تدارک انجام عملیات تروریستی در آمریکا و سوء قصد به جان سفیر عربستان سعودی در این کشور، آغاز دور جدیدی از جنگ روانی بین دو قطب اصلی سیاسی در منطقه خاورمیانه را کلید…




  • چند تا بمب ناقابل چطوره آقای ثقفی؟

    علیرضا ثقفی از فعالین اصلی کانون مدافعان حقوق کارگران است. کانونی که به اعتبار حضور فعالین صاحب نامی از چپ علنی در ایران و به یمن پیوندهایی با روشنفکران متمایل به طبقه کارگر در میان محافل و گروهبندیهای کارگری ایران…




  • گذار از دهکده های پوتمکین

    معروف است که کاترین دوم تزار روسیه در سال 1787 تصمیم به بازدید از مناطق تصرف شده در شبه جزیره کریمه گرفت. والی شبه جزیره و معشوق کاترین، شاهزاده پوتمکین، برای ارائه تصویری آباد از منطقه تحت تصرف خویش، دستور…




  • ادامه در بخش: امید: مقاله

از جنبش کارگری