امید
info@omied.de



کمپین دو میلیون امضا علیه اعدام!

مقالات



از جنبش کارگری



برگزیده های سایت



اعتصاب عمومی در خدمت کدام هدف؟

 

در جریان تحولات اخیر مباحثاتی چند پیرامون مقوله ی اعتصاب عمومی صورت گرفته است. اخیراً رفیق پوریا راجی مجدداً این بحث را پیش کشیده است، و این بهانه ای شد تا چند کلمه ای پیرامون این مقوله بنویسم. رفیق پوریا راجی در نوشته ای با عنوان " اعتصاب عمومی سرخ و دوراهی جنبش سبز" به موضوع رویدادهای اخیر می پردازد و پس از تحلیل پاره ای از اجزای جنبش سبز، سعی در ارائه ی راهکاری رادیکال در قبال این جنبش دارد.

وی در نهایت همچون بسیاری دیگر اعتصاب عمومی را "راهگشا" می داند. در نوشته ی حاضر سعی می کنم ابتدا زمینه های تحلیلی این نگرش را بشکافم و سپس به موضوع اعتصاب عمومی و بحث های پیرامون آن بپردازم.

 

به مانند بسیاری رفیق پوریا به تاریخ به مثابه برشی از مقاطع خاص می نگرد و بر این مبنا اعتقاد دارد که در این مقطع "ایران می تواند سرنوشت خود را بسازد". این نگاه که تاریخ را از یک کل پیوسته که اجزای آن در توالی و ارتباط ارگانیک با یکدیگر قرار دارند، به مجموعه ای از "اتفاقات" گسسته و فی البداهه فرو می کاهد، از درک منطق توالی رویدادها و دیالکتیک تاریخ مادی باز می ماند. این برداشت غیرماتریالیستی از تاریخ هم چنین با تعریف یک سوبژکتیویته ی ازلی و بدون توجه به شرایط ابژکتیو، در هر لحظه یک پراکتیس ابدی را در مقابل ما می گذارد.

وجه دیگر این نگرش که به اپورتونیسم می انجامد، تعریفی است که از تحزب ارائه می کند. بگذارید ابتدا مفهوم حزب کمونیستی را اندکی روشن کنیم. " کمونیست ها حزب خاصی و با اصول ویژه ای در برابر سایر احزاب طبقه ی کارگر نیستند؛ وجه تمایز کمونیست ها آن است که در هر لحظه منافع آنی و آتی تمام جنبش پرولتری را می شناسند" ( مانیفست کمونیست، فصل دوم: پرولتارها و کمونیست ها، نقل به مضمون ). در بطن این بیان یکی از کلیدی ترین مفاهیم در رابطه با تحزب کمونیستی نهفته است. در واقع از دیدگاه مارکس تحزب کمونیستی برابرنهاد خودآگاهی طبقه ی کارگر می باشد؛ به بیان دیگر حزب کمونیستی تجسم عینی خودآگاهی آن طبقه است. تنها با چنین نگاه جنبشی ای است که می توان حزب را در ارتباط ارگانیک با دینامیسم پویای مبارزه ی طبقاتی سازمان داد و برای هر لحظه ی این مبارزه پراکتیس انقلابی تعیین کرد.

اما از نقطه نظر اپورتونیستی ای که ذکر شد، حزب کمونیستی تنها به برداشتی بسیار سطحی از تعبیر لنین مبنی بر "حزب به مثابه سازمان انقلابیون حرفه ای" تقلیل داده می شود. در واقع خود لنین قائل به چنین تعریفی نیست، و در کنار این تعبیر و مقدم بر آن حزب کمونیستی را بخش آگاه و پیشتاز طبقه ی کارگر می داند. به عبارت دیگر "سازمان انقلابیون حرفه ای" در تبیین لنین جایگاه و نقش سازمانده حزب کمونیست طبقه را دارد، و مفهوم آگاهی نقش کلیدی در مباحثات لنین پیرامون حزب بازی می کند. اما بینش اپورتونیستی این وجه حیاتی را در نظر نمی گیرد، و بنابراین با گسست از متن مبارزه ی طبقاتی، ماجراجویی را جایگزین سیاست می کند.

 

و اما در مورد اعتصاب عمومی ــ در جریان رویدادهای اخیر از سوی اشخاص و جریانات مختلف چپ و راست این مبحث با عناوین گوناگون مطرح شده است. راست مشخصاً و صراحتاً به آن به عنوان ابزاری برای تشدید فشار بر جناح حاکم جهت اخذ آوانس و پیشبرد امر جنبش سبز می نگرد؛ در حالیکه چپ آن را به مثابه کنشی انقلابی طرح می کند. مورد اخیر [طرح اعتصاب عمومی به عنوان یک تاکتیک انقلابی] جدای از این که بر پایه ی اشتباهات تئوریکی استوار است که به طور خلاصه به آن اشاره شد، ظاهراً از این توهم کودکانه نشأت می گیرد که گویا چون موضوع و کنشگران اعتصاب کارگران هستند، لذا این امر هژمونی طبقه ی کارگر را در جنبش کنونی به دنبال خواهد داشت!

دو مغالطه ی بنیادی در بطن این استدلال وجود دارد:

نخست آن که موضوع را جای مضمون می نشاند ــ بر پایه ی این مغالطه به عنوان مثال می نوان استدلال کرد که چون موضوع جنگ انسان ها هستند، بنابراین جنگ امری انسانی است!

مورد بعدی مغالطه ای تودرتو در تحلیل جنبش کنونی است؛ بدین ترتیب که نخست مطلوب را به جای مضمون می گذارد، و سپس افق و نتیجه را از مضمون استخراج می کند. به بیان ساده تر این گونه استدلال می شود که چون مضمون جنبش حاضر دموکراتیک است، این جنبش حرکتی عمومی برای تغییر حکومت است.

در این رابطه ذکر نکاتی چند ضروری می نماید. نخست آن که مضمون یک جنبش از افق آن نتیجه می شود، نه به عکس. بر خلاف دیدگاهی که بدان اشاره شد، جنبش کنونی جنبشی همگانی با مضمون دموکراتیک برای تغییر حکومت نیست. به روشنی می توان دید که افق جنبش سبز تغییر تناسب نیروهای حاکمیت به نفع جناحی از خود آن است. و در شرایطی که کل حاکمیت از اساس غیردموکراتیک است، سخن گفتن در باب مضمون دموکراتیک این جنبش پوچ است.

در چنین شرایطی، هر گونه کنشی از درون جنبش حاضر ارتجاعی است ــ خواه کنشگر آن طبقه ی کارگر باشد یا خرده بورژوازی؛ کمونیست ها باشند یا لیبرال رفرمیست ها. همان گونه که گفته شد بخش هایی از چپ اعتصاب عمومی را به عنوان کنشی انقلابی و رادیکال طرح می کنند. در این میان برخی بدون آن که اسقلال خود را توضیح دهند، صرفاً درونی بودن امرشان نسبت به جنبش کنونی را انکار می کنند. رفیق پوریا اما صراحتاً اعتصاب عمومی را در رابطه با جنبش سبز مطرح می کند. بدین ترتیب که پس از برشمردن ویژگی های رهبری آن، با پیش کشیدن موضوع آشفتگی سوژگانیت بدنه ی این جنبش، کنش طبقه ی کارگر در قالب اعتصاب را راه برون رفت از این آشفتگی به واسطه ی تعریف یک سوژگانیت یکپارچه و منسجم می داند:

"... خرده بورژوازی تلاش می کند به دنبال ابزاری گردد که او را از شر حکومت رها سازد.در این برهه می توان  خرده بورژوازی را با کارگران همراه کرد. اما چگونه؟حضور طبقه کارگر به چه شکل و چه ابزاری؟ عدم وجود حزب کارگری سبب می گردد گام اول  و اساسی فرا خوان برای اعتصاب عمومی باشد...".

رفیق پوریا بدین گونه جنبش سبز را بر سر دوراهی قرار می دهد. اما جدای از این که سوژه ی ذهنی آشفته ی بدنه ی جنبش سبز چیزی را در رابطه با مضمون این جنبش تغییر نمی دهد، او هم چنین از این غافل می ماند که آشفتگی سوژگانیت مختص خرده بورژوازی نیست و طبقه ی کارگر نیز به همان میزان و بلکه بیشتر از آن رنج می برد. به بیان دیگر عدم پلاریزاسیون طبقاتی، جامعه را به توده ای بی شکل مبدل ساخته که در شرایط کنونی و تسلسل مداوم التهاب و یأس، به سمت فروپاشی می رود. ــ اما راه برون رفت از این دور از درون جنبش سبز نمی گذرد.

رفیق پوریا می نویسد: "عدم وجود حزب کارگری سبب می گردد گام اول و اساسی [جهت همراه کردن خرده بورژوازی با کارگران] فراخوان برای اعتصاب عمومی باشد". صرف نظر از درک آشفته ی ایشان از مفهوم حزب کارگری، اعتصاب عمومی را نمی توان به عنوان بدیل چنین حزبی مطرح کرد؛ اتفاقاً در نبود حزب کمونیست طبقه ی کارگر، هرگونه کنش طبقه ی کارگر و منجمله اعتصاب عمومی تنها در صورتی یک پراکتیس انقلابی است که در راستای برساختن این حزب صورت گیرد. و لازمه ی این امر استقلال کامل از جنبش حاضر، و صف بندی طبقاتی در جهت بازتعریف یک هویت چپ و ارائه ی آلترناتیوی رادیکال در جامعه است.

 

7 شهریور 88

سیامک امین

http://1871.blogfa.com

نظر شما


یادداشتها



تاریخ کمون پاریس 1871

commune-cover

سیاست



تحولات جهان عرب

از نان و آزادی تا بمب و «آزادی»

آنچه در لیبی می‌گذرد یک تراژدی است. تراژدی مردمی که دست به انقلاب زدند، بی آن که برای انقلاب آماده بوده باشند. لیبی نارسائیها و ضعفهای انقلاب نان و آزادی در جهان عرب را به تما

آوانگارد پرولتاریای جهانی

کارگران مصر با سرعتی حیرت انگیز می روند تا به آوانگارد پرولتاریای جهانی بدل شوند. نه تنها موج رو به افزایش اعتصابات کارگری پس از برکناری مبارک، بلکه بیش از آن افقهای حاکم بر حر

احسان، انترناسیونالیسم و انقلاب نان و آزادی

دوران آشنائی ام با احسان کوتاه بود. احسان کوزه گری، دهقان زاده ای اهل شمال ایران که در جنگلهای میندانائو فیلی پین جان باخت. جوانی بود با هیکلی باریک اما ورزیده که سرسختی کار بر

از جنبش سبز تا جنبش نان و آزادی

  به‌محض این‌که جنبش نان و آزادی در مصر اولین گامِ انقلابی خودرا با صلابت هرچه تمام‌تر برداشت و با بیرون راندن حُسنی مبارک از مدار رسمی قدرت، مشت محکم دیگری به‌صورت

اساس تفاوت در شیوه های سرکوب نبود

وحید ولی زاده در شماره 82 نشریه خیابان طی یادداشتی ارزیابی کوتاهی از قیام خیابانی قاهره و تفاوت آن با درگیری های خیابانی پسا انتخاباتی در تهران انجام داده است. بررسی درسهای قیا

کامنتهای سبزینه بر مقاله ای سرخ

  بعضی از خوانندگان روشنگری هم اعجوبه هایی اندذ. به این کامنتها نگاه کنید.

از برلین تا شمال افریقا؛ از پایان تاریخ تا روز مبادا

سی و دو سال از انقلاب ایران می گذرد؛ انقلابی که از سوی مشاطه گران و ایدئولوگ های بورژوازی "آخرین انقلاب کلاسیک جهان" لقب گرفت. "مرگ کلان روایت ها" اعلام شده بود و همراه با آن است

فراخوان اتحادیه های کارگری به اعتصاب

  بنا بر گزارش الجزیره اتحادیه های کارگری در مصر وارد یک اعتصاب سرتاسری شده اند. بنا بر این گزارش در روز چهارشنبه بیش از 20000 کارگر دست به اعتصاب زده اند. 

یک درخواست

به نظر من جدال بر سر تبیین ماهیت جنبش انقلابی در جهان عرب یکی از مهم ترین عرصه های نبرد امروز است. روشن است که یک مؤلفه اصلی تبلیغات بورژوائی پر رنگ کردن حضور جریانات "خودی" خواهد

این جنگ را نباید واگذار کرد

همه شواهد نشان می‌دهند که انقلاب نان و آزادی در مصر در حساس‌ترین نقطه حیات خود قرار گرفته است. نقطه‌ای که در آن تکلیف آرایش سیاسی جامعه مصر در حال تعیین شدن است. و درست در