می توانستید بگوئید که طبقه کارگر ایران در یکی از بدترین شرایط جهانی به مصاف با بورژوازی برخاسته بود. دهه هشتاد دهه روی کار آمدن ریگانیسم و تاچریسم بود. دهه سرکوب کارگران در همه جای جهان، و از جمله در…
”آنان̊ با اصول ما نجنگیدند، آنها را فاسد کردند. آنان بهجمهوری توهین نکردند، بلکه بهبهانه خدمت بهآن، بهبیحیثیت کردنش همت گُماشتند. آنان علیه خودکامگان داد سخن دادند و بهنفعِ خودکامگی، دست بهتوطئه زدند؛ مدحِ جمهوری را گفتند و بهجمهوریخواهان افترا…
آیا اگر کارل مارکس با اندیشه های اساسی تمدن اسلامی – و بطور اخص مبانی عدالتخواهانۀ شیعی – آشنائی می یافت و به جای برخورد با کشیشان قرون وسطایی به مباحثه با فیلسوفی همچون ملا هادی سبزواری کشیده می شد،…
سیر تحول سیاسی محمد قراگوزلو اما چنین نیست. این تحولی است از پوزیسیون به اپوزیسیون. به عبارتی دیگر، زندگی سیاسی استاد قراگوزلو به دو بخش تقسیم می شود: بخش اصلی آن در درون نظام و بخش متأخر آن در اپوزیسیون…
این همان پوزیتیویسمی نیست که با این که "تا حدودی تعدیل" شده بود، در مارکس و انگلس همچنان باقی ماند و سرانجام هم از این طریق بر انترناسیونال 1 و 2 و بعد از آن هم مسلط شد؟ آیا معنی…
کُنه، چکیده یا جوهرهی نوشتهی آقای ثقفی از جنبهی اقتصادی و کارگری ـبدون اینکه با صراحت (یعنی: بهواسطهی استفادهی صریح از کلمات معین) بیان کرده باشدـ دعوت از کارگران، زحمتکشان، تهیدستان، اقشار میانی و سرانجام سرمایهدارانِ «غیرانگلی» بههمگرایی، هموندی و…
در دنیای وارونه ای به سر می بریم، دنیایی که در آن تحقیر انسان و تحمیق نسل ها غوغا می کند. اگر یک قرن پیش از خود بیگانگی محصول کار از خود بیگانه بود؛ امروز همچون صنعت سکس، خود به…
گرچه «آلترناتیو»یها نگفتهاند که نسل بهاصطلاح پیرتر را باید بهدریا ریخت؛ اما در جاییکه میتوان بهفعالیت سیاسی افراد بهدلیل «سنی و بیولوژیک» خاتمه داد؛ چرا نباید کسانی را بهدریا ریخت که ضمن هزینه و مصرف بیشتر از نسل بهاصطلاح جوان،…
پوپر که به فیلسوف دربارِ ملکه انگلیس و تئوریسین محبوبِ تراست های سرمایه داری معروف است، همزمان ضد کمونیست و طرفدار دموکراسی نئولیبرال است. پوپر در آثارش حتی انتقادات ملایم سوسیال دموکرات ها را هم تحمل نمی کند و آن…
اخیرا "اتحاد بین المللی در حمایت از کارگران ایران"، قطعنامه ای صادر کرده است که هدفش موضع گیری علیه سیاست های جنگی دولت آمریکا و دیگر دول مشترک المنافع او در جهان و محکوم نمودن سیاست تحریم اقتصادی ایران از…
به نظر می آید این روزها معین کردن طول و عرض جنبش رادیکال کارگری و به تبع آن ارزیابی کارنامه ی فعالین کارگری کار آسانی نیست. از این رو آن معیارها و اصول رادیکالی که بناست جنبش برآنها پی ریزی و سازماندهی شود، عملا برای طبقه ی کارگر در هاله ای از ابهام باقی می مانند و گاها دور از دسترس. مسائل پیچیده و عدیده ای باعث شده که جنبش رادیکال ایران نتواند به صورت روشنی وضعیت خود را از درون، مورد مداقه قرار دهد. چراکه بدون شک هنوز تجزیه و تحلیلهایی (بگوئیم آگاهی طبقاتی) که از وضعیت جنبش کارگری ایران صورت می بندد غالبا و با درصد بسیار بالایی از اپزیسیون چپ ایران چه از کانال گرایشها و احزاب مختلف و چه از سوی فعالین چپ مستقل نشات می گیرد و پس از درج مواضع، مقالات و نوشته های آنهاست که رد و تاثیر آن ارزیابی ها، در پراتیک فعالین و به شکل بارزتری در نوشته های آنها - بسته به به نوع گرایش و سطح آگاهی و عمل فعالین- قابل تشخیص است. خفقان دردآلود داخل و تبعید ناخواسته ی صدها انسان مبارزی که دغدغه ی طبقاتی دارند باعث می شود بگوئیم این مسئله ناگزیری طبقه ی کارگر امروز ایران است. این طبقه ناچار است تجزیه و تحلیلهای دست اول خود را از اپوزیسیون چپ بگیرد. با این وجود مشکل اصلی زمانی رخ می دهد که تحلیلهای درست و طبقاتی در لفافه ی سکتاریسم ناکارآمد می گردد. به عبارتی دقیق تر ممکن است آگاهی طبقاتی کارگران به دلایلی شخصی، فرقه گرایی و ...دچار تعارض شده و همین امر باعث شود که کارگران و فعالین آن نتوانند به آن تشخیص درست، لازم و ضروری دست پیدا کنند. پر واضح است چنین مشکلاتی طبقه ی کارگر ایران را وادار به پرداخت هزینه های غیر لازم خواهد کرد.
آنچه غیر قابل انکار می باشد. جانفشانی فعالین داخل ایران است. صرف نظر از هرگرایشی که دارند و یا به صورت مستقل عمل می کنند. عملکرد این فعالین و ارتباط با بدنه، برآیند جنبش اعتراضی کارگران ایران است. حال اگر تحلیلهای درستی که از خارج و یا داخل ایران انجام می گیرد نتواند تاثیر روشنگرانه ی خود را بر فعالین و طبقه ی کارگر داشته باشد شاهد درجازدنهای بیهوده ای خواهیم بود که کاملا غیر جنبشی و غیر طبقاتی است. اصرار بر عدم پذیرش نقدهای درست و جدی، یاد آور معیارهای بورژوایانه است تا ارزشها و اصول بی چون و چرای کمونیستی. هر گونه عمل غیر طبقاتی از جانب گرایش و یا شخص خاصی نسبت به اتفاقات و افراد فعال داخل ایران باعث لطمه خوردن آگاهی کارگران خواهد شد. آگاهی طبقاتی، عنصری است که به قول مارکس بناست شالوده ی هر حرکت رادیکالی باشد. به اعتقاد من نمی توان فعالین کارگری داخل ایران را به اتهام ارتباط - من ارتباط را در وسیعترین معنی اش به کار برده ام که حتی خوانش از روی وب سایتها هم مد نظرم بوده نه الزاما ارتباط ارگانیک - با اپوزیسون مورد بازخواست قرار داد. اما می توان هر گرایش یا شخصی را که باعث می شود عمل کارگری و فرهنگ کار علنی، خصوصیت بی قید و شرط و دموکراتیک طبقه ی کارگر را مخدوش کند مورد نقد و بازخواست قرار داد و مسئولیت چنین انحرافاتی را به آنها یادآور شد. آنچه جالب توجه است این است که فرهنگ کار علنی به موازات انتظاری که از آن می رود رشد نکرده است. نمونه ی عینی این مسئله تشکلهایی است که با نامهای مختلف در داخل ایران به وجود آمده اند و هنوز هم کم و بیش فعال هستند. کارنامه ی تمامی این تشکلها در رابطه با تشکل یابی و سازماندهی طبقه ی کارگر آنچنان که باید پربار نیست و یا به راحتی می توان ادعا کرد که کارنامه ی بسیار سبکی است. من سعی ندارم سرکوب بی امانی را که فعالین با آن روبرو اند کم رنگ جلوه دهم و یا وضعیت اقتصادی فعالین کارگری و کارگران را در این وانفسای معیشتی نادیده بگیرم و یا دیگر المانها را لحاظ نکنم.... اما آنچه قبل از هرچیز طبقه ی کارگر باید از عهد ه ی آن بر بیاید پذیرش بی قید و شرط اصول و معیارهای طبقاتی کارگری است و متعاقب آن به کاربستن آنها. هنوز هم خود تشکلاتی که فعالین کارگری در آن سازمان یافته اند نسبت به اعضای خود با تبعیض رفتار می کنند. مسائلی مسکوت می ماند و گاها تصمیماتی تحت تاثیر مجادلات شخصی توان و نیروی تشکلها را پائین می آورد. کما اینکه در طول این چند سال کارنامه ی تمامی آنها خبر از سر درون می دهد. هیچ فعال کارگری نمی تواند بدون درونی شدن معیارهای طبقاتی و بی قید و شرط و انسانی ، به آگاه گری و در انجام، به سازمان یابی دست بزند. بودند کسانی که در داخل این تشکلها تعدادی را متهم (به زعم آنها) به ارتباط با حزب مشخصی می کردند (با استناد به چه مدارکی سوالی است که هنوز هم مطرح است) و تنها به همین دلیل آنها را فاقد صلاحیت لازم (بازهم به زعم آنها)، برای فعالیت کارگری می دانستند. گویا اپوزیسون چپ ایران فقط و فقط همان حزب مورد نظر آنان بوده است. وهمین افراد این روزها در اروپا در هفته چند بار در تلویزون همان حزب ظاهر می شوند و..... اگر بعضی از فعالین بر این باورند که هر فعال کارگری داخل ایران نباید هیچگونه ارتباطی با اپوزیسیون و افراد مستقل چپ داشته باشند بحثی است دامنه دار و لازم. اما موضع گرفتن و اصرار ورزیدن بر حذف چنین فعالینی، خام دستانه ترین کار ممکن بود که کسانی سعی می کردند به آن جامه ی عمل بپوشانند. بدون شک یکی از معیارهای کارعلنی حفظ امنیت خود و دیگر فعالین است و نهادینه کردن حقانیت و مبارزات کارگری در تشکلها و حضور داشتن و دامنه زدن به اعتراض علیه نابرابری و مناسبات غلط جامعه ی سرمایه داری به شکل سازمان یافته و با دوام. کنکاش در این امر که آیا فعالین با اپوزیسون در ارتباط هستند یا نه، و این ارتباط چه اندازه و در چه سطحی است و راه را بر آنها بستن، دغدغه ی فعال کارگری نیست بلکه عملا دستور کار وزارتخانه ی مشخصی است که ابدا نیازی به مستندات ندارد هیچ، می تواند و عملا توانسته است فقط با اتهام زدن، هر ناممکنی را ممکن کند.
تاکید میکنم طبقه ی کارگر ایران، فعالین کارگری، هر حزب و یا فرد مستقلی که دغدغه ی طبقاتی دارد باید قویا خود را از هرگونه ارزش گذاری و معیار بورژوایانه بپالاید. سهم خواهی از طبقه ی کارگر آب را به آسیاب که خواهد ریخت؟ واقعیات را بزرگ یا کوچک جلوه دادن، به نفع چه کسی خواهد بود؟ مگر نه اینکه تبعیض و نابرابری اساس سیستمی است که با آن به مقابله برخاسته ایم؟ آنچه بهمن شفیق در نقد ادبیات فراخوان و چگونگی کمک مالی به محمود صالحی نوشت، زیر سوال بردن نفس کمک به محمود نبود بل تحلیل درستی بود که به زعم من خود محمود هم با آن موافق بود چرا که اعلام کرد که از فراخوان بی اطلاع بوده است. وضعیت جسمی محمود مطمئنا برای تمامی ما نگران کننده بوده است و خواهد بود چرا که رنج او رنج طبقه ی کارگر است. اما در ادامه کسانی بدون فکر کردن به نوشته یا اصل موضوع در خارج از ایران با نامهای مستعار نوشته هایی را درج کردند که در نوشته ی فعال کارگری ایران بازتاب یافت و از بهمن شفیق با نام زوزه کش فرصت طلب نامبرده شد. این عبارات ضرورت یافتن مطالعات بیشتری را برای نقد عمیقتر فعالین داخل می طلبد. دست کم در این راستا و برای بهبود بخشیدن به یک ادبیات کارگری بد نیست مقاله ی بی فرهنگی تروتسکی بار دیگر از نظر آنها گذرانده شود. این جملات نیش و کنایه نیست ضرورتی است که اگر فعالین کارگری نتوانند بر آن غلبه کنند برای دیگران و خطاب به طبقه ی کارگر حرفی برای گفتن نخواهند داشت. و عملا بازی را به جذابیتهای کاذب و ادبیات رنگ و لعاب دار جریانات لیبرالیستی خواهند باخت. چنین خصوصیاتی است که راه را هم، بر انسجام هر چه بیشتر و متحدانه ی دیگر جنبشهای اعتراضی با جنبش کارگری بسته است. انسجامی که از روی پلاکاردها پائین بیاید، در جامعه رسوخ کند، دارای ارتباطی زنده و پویا باشد و با دستاوردهایی، دست کم طی چند سال، قابل ارزیابی گردد و برای طبقه ی کارگر به بار بنشیند. اگر فعالین کارگری نتوانند عملا در درون خانواده ی خود نسبت به رفع تبعیضهایی که بر زنان می رود تاثیر گذار باشند دیگر نمی توانند رهبری طبقه ی کارگر را به دست بگیرند و رسالت تاریخی را ادعا کنند. فعالینی که هنوز نمی توانند ریشه یابی کنند که چرا زن و یا دخترشان در جمعهای خصوصی با روسروی ظاهر می شوند و در صورت تذکر، با طیب خاطر از کنار عبارت "این گونه راحت هستیم" می گذرند، در کجای این نظام زن ستیز ایستاده اند؟ مرد سالاری آنقدر عمیق است که راحتی خود را به جای یک آسوده گی انسانی جا زده است. این وظیفه ی یک فعال کارگری است که حتی در کلام و ادبیات به ریشه یابی چنین نابرابریهایی بپردازد و آبشخور طبقاتی چنین عبارتهای عوامفریبانه را مورد نقد قرار دهد. گذشتن از کنار واقعیتهای عینی جامعه و تبعیضات، سکوت در مقابل چنین پدیده ها و روابطی، مشخصا رسمیت دادن به خشونتهای پنهان (خشونت های آشکار دست کم آشکارند و راه را بر انکار می بندند) است و همین و نابرابریهاست که موجب می شود خیزعظیم سازمان یافته ی طبقه ی کارگر ایران بازهم به تعویق بیفتد. این افراد شاید در مصاحبه های جسته و گریخته شان و یا بر روی وب سایتها چیزی از مردسالاری بنویسند، به آن بتازند و آن را به باد سرزنش بگیرند اما درعمل میان فعالین چپ زن ومردی که پراتیک طبقاتی بری از هرگونه تبعیضی، ملاک تشخیص و داوری آنهاست جایی نخواهند داشت. جنبش رادیکال کارگری ایران و فعالین آن باید معیارها، ارزش ها و ملاک های بی قید و شرط انسانی خود را متبلور کند تا بتواند به رسالت تاریخی خویش جامه ی عمل بپوشاند.
آذرماه هشتاد و نه
اگر كوسه ها آدم بودند،
در قلمروشان البته هنر هم وجود داشت:
تصاویری زیبا وجود می داشت که در آنها،
دندانهای كوسه در رنگهایی با شکوه دیده می شد،
و حلقوم کوسه مثل باغ با صفائی که می شد در…
دکتر زمان نه چندان درازی است که دارد کولاک میکند ،کولاک هم نه به معنای دهقان مرفه روسی، بلکه آنطور که مردم بخشی از ساکنان ایران می فهمند، یعنی " غوغا کردن " " تحسین کردن " ،مثلن میگویند فلانی…
به این ترتیب حزب کمونیست کارگری رسما و علنا در صف تبلیغاتی جنگ طلبانی قرار گرفت که حتی پیش از اعلام آتش بس نیز شکست آن را اعلام کرده بودند. این صفی است در برگیرنده دولتهای ترکیه و عربستان و…
تصویر لحظه ای مان از تحولات سیاسی جامعه ایران در سی و سومین سال جمهوری اسلامی را با نامه هایی از زندان آغاز کردیم، با تظاهرات دولتی 22 بهمن ادامه دادیم و اکنون نیز با دادخواستی به پایان میرسانیم که…
«بهگزارش رجانيوز، خبر قريبالوقوع بودن اجرای فاز دوم هدفمندی يارانهها را بهروز مرادی مديرعامل سازمان هدفمندی يارانهها اعلام كرد كه چندی قبل، حضور وی در مجلس و درگيری فيزيكی و لفظی يكی از نمايندگان مجلس با او حاشيهساز شده بود».…
چپ پست مدرن تاریخ ندارد. از تاریخ بیرون افتاده است. تاریخی عمل نمی کند. پراکسیس چپ پست مدرن بیان حالات روحی اوست. و در بیان این حالات روحی تابو شکنی است که به او هویتی اعتراضی می بخشد.
چگونه است که در جامعه ای که فساد، گرانی، بیکاری، تورم، فقر، اعدام، اختناق، تحریم و خطر جنگ اصلی ترین موضوعات آن را تشکیل می دهند، در جامعه ای که نه خبری از امنیت اقتصادی و امید به فردا و…
عدالت طلبی احمدی نژادی انعکاس وارونه آرزوی عمیق میلیونها کارگر و زحمتکش ایران برای دستیابی به یک زندگی انسانی است. مسإله برای جنبش کارگری رفع این وارونگی و باز گرداندن پرچم عدالتخواهی با افق طبقاتی به دست صاحبان اصلی آن…
ترانه سرای روزهای دور امروز با فریاد اعتراضش به دیکتاتوری عریان سرمایه است که به قلبهای مردم یونان و میلیونها زحمتکش جهان راه می یابد.
«از منظر اژدها» اساس احترام بهانسان و پرنسیپهای کمونیستی و انقلابی را بهقتلگاه سبک و سیاقی بُرد که بیش از هرچیز بهبیعت اسلامی (یعنی: توبهی پیشگیرانه) شباهت داشت.
تصویر پوستری از چه گوارا، در گوشه ای پرچم انگلیس و در گوشه دیگر پرچم فرانسهٍ؛ "انقلابی" تفنگ به دستی که آماده است برای "صدور انقلاب" راهی سوریه شود،
هانس هاینز هولتز، فیلسوف مارکسیست آلمانی، روز یکشنبه 11 دسامبر 2011 در سن هشتاد و چهارسالگی درگذشت.
مصاحبه کارین لویکفلد با لوای حسین، از رهبران اپوزیسیون سوریه حاوی نکات ارزشمندی است که هم به روشن شدن برخی از زوایای تحولات سوریه کمک می کنند و هم نشان می دهند که جامعه سوریه به سادگی لیبی طعمه جنگ…
تحولات دراماتیک دو هفته اخیر در سوریه، موضعگیری شدید اتحادیه عرب بر علیه دولت این کشور و لغو عضویت آن در این اتحادیه، همراه با افزایش فشار دول غربی بر سوریه از یکسو و جانبداری صریح روسیه از دولت بشار…
باورنکردنی است، اما حقیقت دارد. اتحاد جماهیر لیبی و سرهنگ قذافی به خاطر مساعدتهای پیگیر خویش در تأمین حقوق بشر در آغاز سال 2011 نامزد دریافت جایزه حقوق بشر بودند.
رفتن یا نرفتن سارکوزی در جهانی که از احزاب چپ چیزی جز یدککشیدن صفت «سوسیالیست» باقی نمانده تاثیری در ادامه بازی ندارد. بازی در همان زمین با همان قواعد و با همان سرعت و شتاب ادامه دارد. بحران اقتصادی، نابهنجاریهای…
سناریو پر قدرت تر از آن است که اولاند توان مقاومت داشته باشد یا در دسته اول بازی کن یا برو به جهنم! راستش طبقه متوسط و سندیکاها و چپ فرانسه هم گوشی دستشان است آنها نیز در این دایره…
امروز نبض "انقلاب و تحولات انقلابی" که چپ ایران نوید میدهد٬ بسته به تشدید فضای حمله نظامی و افزایش دامنه تحریمها بالا میرود و همراه توافقی اولیه میان غرب و جمهوری اسلامی همه امیدهای آنان پژمرده میشود. زمانی که با…
به این ترتیب روشن میشود که چرا ارکستر هماهنگی از پاسدار ولترها که خود را اصلاح طلب مینامند، سازمان اکثریت، حزب توده و انواع سازمانهای «جمهوریخواه» و «دمکرات»، که ازاین سازمانهای مادر جدا شده اند و همگی در آن زمان…
اعتراضات در ایرانِ چند سال پیش اوضاع بهتری را نشان میداد یکی از شعارها این بود:« ایران شده فلسطین مردم چرا نشستید؟!» یعنی مردم چکمههای سرکوبگرِ اسرائیلیها را همچون چکمههای سرکوبگران خود می یافتند، اما با عروجِ موجِ بورژواییِ سبز…
شورشیان “توآرگ” کشور مالی که تحت عنوان”حرکت ملی برای آزادی آزاواد” در منطقه ی شمالی این کشور فعالیت می کنند، از یاران و متحدان رژیم سابق لیبی سرهنگ معمر قذافی بوده و پس از حمله ناتو و شورشیان مخالف قذافی…
این که اعتصاب می شود و آدمها حاضرند همبسته برای شرایط زندگی بهتری مبارزه کنند، نقطه عزیمت خوبی برای سیاستی است که در تحلیل نهائی نه بهبود سیستم اقتصادی حاضر، بلکه رفع آن را هدف خود قرار دهد. برای چنین…
درجه افزایش سطح محصول اجتماعی کار و تولید سالانه طبقه کارگر ایران حتی از متوسط نرخ این افزایش در سطح جهانی به صورت بسیار چشمگیری ( حدود یک برابر) بالاتر بوده است. صندوق بین المللی پول اضافه می کند که…
از آنجا که “جدایی نادر از سیمین”، هم اولین و هم تنها فیلمی نیست، که اصغر فرهادی تهیه و کارگردانی کرده، گذر کوتاهی به حداقل دو فیلم دیگر از او احتمالا میتواند، برای بررسی خود این فیلم کمک موثری باشد.
اگر خلق یونان یکجا بپا نخیزد این تهدید جدی است. در همین دهسال آینده . آنچه از ما باقی خواهی ماند خاطره ای خواهد بود، خاطره ای از تمدن ما و نبرد ما برای آزادی .
آنچه در لیبی میگذرد یک تراژدی است. تراژدی مردمی که دست به انقلاب زدند، بی آن که برای انقلاب آماده بوده باشند. لیبی نارسائیها و ضعفهای انقلاب نان و آزادی در جهان عرب را به تما
کارگران مصر با سرعتی حیرت انگیز می روند تا به آوانگارد پرولتاریای جهانی بدل شوند. نه تنها موج رو به افزایش اعتصابات کارگری پس از برکناری مبارک، بلکه بیش از آن افقهای حاکم بر حر
دوران آشنائی ام با احسان کوتاه بود. احسان کوزه گری، دهقان زاده ای اهل شمال ایران که در جنگلهای میندانائو فیلی پین جان باخت. جوانی بود با هیکلی باریک اما ورزیده که سرسختی کار بر
بهمحض اینکه جنبش نان و آزادی در مصر اولین گامِ انقلابی خودرا با صلابت هرچه تمامتر برداشت و با بیرون راندن حُسنی مبارک از مدار رسمی قدرت، مشت محکم دیگری بهصورت
وحید ولی زاده در شماره 82 نشریه خیابان طی یادداشتی ارزیابی کوتاهی از قیام خیابانی قاهره و تفاوت آن با درگیری های خیابانی پسا انتخاباتی در تهران انجام داده است. بررسی درسهای قیا
بعضی از خوانندگان روشنگری هم اعجوبه هایی اندذ. به این کامنتها نگاه کنید.
سی و دو سال از انقلاب ایران می گذرد؛ انقلابی که از سوی مشاطه گران و ایدئولوگ های بورژوازی "آخرین انقلاب کلاسیک جهان" لقب گرفت. "مرگ کلان روایت ها" اعلام شده بود و همراه با آن است
بنا بر گزارش الجزیره اتحادیه های کارگری در مصر وارد یک اعتصاب سرتاسری شده اند. بنا بر این گزارش در روز چهارشنبه بیش از 20000 کارگر دست به اعتصاب زده اند.
به نظر من جدال بر سر تبیین ماهیت جنبش انقلابی در جهان عرب یکی از مهم ترین عرصه های نبرد امروز است. روشن است که یک مؤلفه اصلی تبلیغات بورژوائی پر رنگ کردن حضور جریانات "خودی" خواهد
همه شواهد نشان میدهند که انقلاب نان و آزادی در مصر در حساسترین نقطه حیات خود قرار گرفته است. نقطهای که در آن تکلیف آرایش سیاسی جامعه مصر در حال تعیین شدن است. و درست در