ما در دنیای غریبی زندگی می کنیم. دنیایی که سرمایه داری با تبلیغات مدیای خود هر رذالتی را به صورت فضیلت بخورد افکارعمومی می دهند. چرا که منافع سرمایه در آن چیز که مردم باید باور کنند تامین میشود. نه خود حقیقت. و نکته اسف انگیز اینست که نقش طبقه کارگر که منادی انسانیت و عدالت است در سیستم سرمایه داری بقدری ناچیز است که نمی تواند این بربریت و توحش این سیستم را کنترل کند.
کارگران زن کیف وکفش مهرانه شوشتر
بادرودهای صمیمانه
چند روز پیش مطلع شدم که شما کارگران عزیز و گرامی جهت نیل به خواسته ها و مطالبات برحق کارگریتان دست به ایجاد هیئت موسس سندیکا زده اید و در این رابطه با اعلام اسامی پنج تن از این بانوان جسور و حق طلب گام اول خود در راه ایجاد تشکل مستقل کارگری که همانا هیئت موسس سندیکا میباشد برداشته اید.
سندیکای هفت تپه که پس اعتصابات واعتراضهای کارگری به وجود آمد.حرکت خود رادرراستای دفاع از مطالبات کارگری خود آغاز کرد و تا به امروز نتایج قابل توجی برای کارگران هفت تپه به همراه اورده است. اگر پس ازگذشت دوسال و نیم به اوضاع امروز نگاهی مجمل بیاندازیم وضعیت عمومی کارگران نسبت به قبل از تشکیل سندیکا بسیار بهبود یافته است .امروز در هفت تپه (تا الان) حقوق کارگران سر موعد مقرر پرداخت می گردد.
از روزی که مقاله یارانه ها، تلاشی برای یک ارزیابی واقعی را منتشر کردم تاکنون نوشتههای متعددی در نقد این مقاله ارائه شده اند. امکان پاسخگوئی به این نقدها در شرایط کنونی برایم میسر نیست. اما لازم میدانم خیلی مختصر به نکاتی اشاره کنم.
همانطور که من در مقاله گفتم، آن مقاله تلاشی بود برای دستیابی به راهکارهای جنبش کارگری در شرایط جدیدی که با اجرای طرح یارانه ها در مقابل جنبش کارگری قرار گرفته است. متأسفانه در این زمینه در جنبش کارگری کمتر چارهاندیشی شده است و بیشتر بحثهایی که در رابطه با جنبش کارگری در این زمینه منتشر شدهاند به تکرار شعارهای کلی و راهکارهای ذهنی دست زدهاند به طوری که امروز جنبش کارگری در این زمینه هیچ نقشی بازی نمی کند. با اجرای طرح هدفمند کردن یارانه ها در ایران یک تحول بزرگ اقتصادی در دست انجام است که همه جوانب زندگی اجتماعی را تحت تأثیر قرار میدهد و ما کارگران درارائه راهکارهای عملی واستراتژی طبقاتی متاسفانه ناموفق بوده ایم. امید من این بود که با آن مقاله بشود به بحث و بررسی این مسائل پرداخت.امروز یکی از بزرگترین مسائلی که ذهن جامعه رابه خود معطوف کرده است، اجرای قریب الوقوع طرح هدفمند کردن یارانه ها می باشد. آنچیزی که از نبض افکارعمومی برمی اید اینست که اکثریت مردم، چه از طبقه بالایی و متوسط وچه از طبقه کارگر و فرودست، نوعی نگرانی از رخدادها ویا اتفاقات احتمالی، نظیر تورم، رکود اقتصادی و غیره دارند. به واقع نقطه آزار دهنده اینست که، کسی بدرستی نمی داند که اجرای این طرح چه تاثیر احتمالی برروی زندگی وی دارد. و آیا این نگرانی ها جدی هستند ویا ممکنست با سیاست های مالی حساب شده وانبساطی این گمانه زنی های بدبینانه به وقوع نپیوندند. چراکه در طیفهای بسیاری چه ازچپ و چه از راست نسبت به یک فاجعه احتمالی از اجرای این طرح، هشدارهایی مطرح میشوند که گاهی بسیار اغراق امیز و گاها توام با جبهه گیری های سیاسی است.
به دنبال پخش اخباری مبنی بر تأئید حکم زندان سه تن از کارگران شرکت نیشکر هفت تپه به نامهای بهروز نیکوفرد، علیرضاسعیدی و بهروز ملازاده، خبرهای نادرستی نیز در برخی از سایتها و رسانه ها منتشر گردیده است که به این وسیله تکذیب می شود.
سایتهای رادیو فردا و راه سبز اخباری را منتشر کرده اند که بر اساس آن اینجانب پس از انتشار مقاله به مناسبت دومین سالگرد تشکیل سندیکا تحت فشارهای امنیتی و قضائی قرار گرفته ام. این خبر از اساس نادرست است و در رابطه با انتشارمقاله فوق الذکر تاکنون هیچ فشاری به اینجانب وارد نشده است. روال رسیدگی به اتهامات وارده به اینجانب تاکنون ربطی به انتشار مقاله نامبرده نداشته است.
همچنین این خبرنیزنادرست می باشدکه دادگاه تجدیدنظرمرابه دوسال زندان تهدیدکرده است. در رابطه با کارگران دستگیر شده نیز اعلام گردیده است که این کارگران از اعضای سندیکا بوده اند. در این رابطه لازم میدانیم اعلام کنیم که اتهامات وارده بر این همکاران ما هیچ گونه ربطی به فعالیت سندیکائی نداشته است. حکم زندان برای این دوستان عزیز در رابطه با اتهام توهین به رهبری صادر گردیده است.
ما به این وسیله از همه رسانه ها می خواهیم که در انعکاس اخبار مربوط به ما نهایت امانت را رعایت کنند و با پخش اخبار کذب و شایعات موجبات دشواری های بیشتر را برای ما فراهم نکنند. لازم است که مسئولین رسانه ها به این نیز فکر کنند که ما باید پاسخگوی این اخبار باشیم و نه آنها.
رضا رخشان
رئیس هیأت مدیره سندیکای هفت تپه
27/آبان/1389
سندیکای کارگران نیشکرهفت تپه که درآبانماه سال 1387تشکیل شدواکنون دوسال ازتشکیل آن می گذرد. دوسالی که با تلخیها و شادی های زیادی گذشت. ازیک سو، پنج تن ازاعضای هیئت مدیره، بنامهای آقایان فریدون نیکوفرد،علی نجاتی، جلیل احمدی، قربان علیپور و محمد حیدری مهر پس ازکش و قوس های فراوان سرانجام ازطرف دادگاه انقلاب دزفول محکوم به حبس و به زندان انداخته شدند و سرانجام از کار نیز اخراج گشتند و خود من هم در پی بازداشتهای متعددی اکنون بیش ازده ماه است که از کار هم اخراج شده ام. در دنباله روندکار، حکم اخراج ما توسط هیئتهای تشخیص و حل اختلاف اداره کار شهرستان شوش مورد تایید قرار گرفت و ما بناچار جهت احقاق حقمان در دیوان عدالت اداری بدنبال بازگشت بکارهستیم.
از سوی دیگر ایجاد این سندیکا برای دیگر کارگران دستاوردهای مهمی داشته است که فقط یکی از این دستاوردها این بوده است که با تاسیس این سندیکا شرکتی که دراین دوسه ساله تقریبا به حال خود رها شده بود مورد توجه و حساسیت مسئولین امر قرار گرفت بدین صورت که امروز اوضاع کارگران و نیز شرکت نیشکرهفت تپه بسیار بهتر از گذشته است. شرکتی که با انواع مشکلات مثل افت شدید تولید (درسال 1387کل شکرتولید 11هزارتن بوده است این در حالیست که درهمین 5-6سال پیش تولید کارخانه از مرز 120 هزار تن شکر هم می گذشت) ، فرسودگی کارخانه، بدهکاریهای فراوان (به بیمه ،سازمان آب و برق و غیره) روبرو بود اما اکنون پرداخت دستمزد کارگران بسیار مطلوب شده است بطوریکه فعلا هیچگونه تاخیر در پرداخت دستمزد وجود ندارد. همچنین امسال پیش بینی می شود که کل شکر تولیدی هفت تپه از 80 هزار تن هم فراتر برود که این نشان از بهبودی اوضاع است.
با اینهمه هرچند ما (اعضای هیئت مدیره) را سخت تنبیه کردند اما از این لحاظ که دوباره چرخ کارخانه بکار افتاد. کارگرکارمی کند و نانی بر سر سفره اش می برد و زندگی ادامه دارد. هرچند که سفره ما خالی و زندگی سخت شده است ولی این دستاوردها نشان ازتوفیق ما دارد.
حال نکته اسف انگیزاینست که دراین دوساله ای که از تاسیس این سندیکا می گذرد سندیکای دیگری شکل نگرفت. ما وسندیکای واحد تنها مانده ایم. اگر امروز 10 یا 20 سندیکا داشتیم اوضاع ما خیلی بهتر می شد. این نشان می دهد که جنبش کارگری در حال حاضر زایا نیست. هرچند که بنظرمن می شد این کار را انجام داد ولی نشد. چرا که کارگران درهفت تپه توانستند پس دیگران هم می توانند این مهم را به انجام برسانند.
پیروزباشید
رضا رخشان رئیس سندیکای کارگران نیشکرهفت تپه
11/8/1389
سایت امید دومین سالگرد موجودیت سندیکای هفت تپه را به اعضاء هیأت مدیره سندیکا و به همه کارگران مبارز نیشکر هفت تپه تبریک می گوید و برای همه کارگران سالی پربار تر و موفق تر آرزو می کند.
پس از دستگیری و زندانی کردن بخشی از اعضاء هیأت مدیره سندیکای هفت تپه متأسفانه اعمال فشار از جانب مقامات به کارگران و خانوادههای آنان افزایش یافته است. همکاران ما را از کار اخراج کردهاند و به خانوادههای آنان نیز گفتهاند که به دلیل افتتاح حساب و دریافت کمک مالی از طرف رئیس سندیکا هیچگونه مرخصی به کارگران زندانی تعلق نخواهد گرفت. اینگونه اقدامات از جانب مقامات قضائی و دولتی و مسئولین شرکت نه تنها مغایر با موازین انسانی است، بلکه همچنین با موازین قانونی کشور نیز مغایرت دارد.
کارگران ایران روزگار سختی را از سر می گذرانند. وضعیت کارگران به اندازه ای نامساعد است که دریافت منظم حقوق و دستمزدها را باید رفته رفته امری استثنائی دانست. تازه آن حقوق ناچیز هم به اندازه ای است که نه می توان زندگی کرد و نه می توان مرد. حقوق بخور و نمیری که در بسیاری از کارگاهها همان هم پرداخت نمی شود. هر اعتراضی هم با سرکوب و دستگیری دولت و قوه قضائیه روبرو می شود.
دیروز جهت انجام کاری به کارخانه نیشکر هفت تپه مراجعه کردم. کارخانه ای که هست و نیستم بود و وجودش تمام دغدغهی فکری و ذهنی ما کارگران بشمار می رفت و ترس از بسته شدن آن و آینده مبهی که در آن سوی ورشکستگی اش رخ مینمود، کابوس شبانه ام بود.
شاید کارخانه هفت تپه بخش کوچکی از دغدغهی دولت هم باشد که البته در این مورد تردید دارم (برای این که اگر اینطور بود، روزگار هفتتپه چنین نمی شد)، اما هفت تپه برای من (کارگر) تمام دغدغه ام بشمار میآمد. به در کارخانه که رسیدم مأمور حراست که اتفاقاً از دوستان قدیمی بود، جلوی ورودم به کارخانه را گرفت و گفت آقای رخشان شما نامتان جزو آن دسته از کارگرانی است که اخراج شده اید و درنتیجه حق ورود بهکارخانه را ندارید. راستش حال و هوای گذشته بیادم آمد و دلم گرفت. کارخانهای که نبودش مایه ترس و وحشت از آینده بود، حالا این گونه مرا از خود بیرون می اندازد و جزو محارم خود نمیداند. من در کنار آن من غریبه شده ام و انگار که تازه به آنجا وارد می شوم.
دیگر باید از دور نظارهگر بخارهایش که از بویلر خارج میشود، باشم و غرش صدایش را از دور بشنوم تا بدانم که هنوز چرخ هایش میچرخد و هنوز هم کارگر کار میکند و نانی برسر سفره خانواده اش می برد و زندگی ادامه دارد. اگر نتیجه فعالیت کارگری ما (مسؤلین سندیکا) این دستاوردها را داشته باشد، ما پیروز شده ایم.
هرچند که کارفرما بیرحمانه از ما انتقام گرفت و ما را بهزندان انداخت و بیکارمان کرد تا به آینده ای نامعلوم پرتاب شویم و در مقابل زندگی به زانو بیفتیم و درس عبرت بگیریم تا دیگر سود کسانی که تنها بهمنفعت خویش میاندیشند را بهخطر نیندازیم و مانع مافیا نشویم که زمین های هفت تپه را ببلعد؛ اما مافیای شکر سر آسوده به زمین نخواهد گذاشت و نمی تواند زمین هایی را که زندگی ما کارگران برآن بنا شده را ببلعد. زیراکه کارگران دوباره فریاد حق طلبی سرخواهند داد و مانع آن ها خواهند شد.
راستی از معدن سلیسی که همین مافیا در محوطهی شرکت تصاحب کرده و اعضای سندیکا بهدنبال بیرون کردن متجاوزان از محدودهی شرکت بودند، چه خبر؟
حال یک سؤال اساسی: آیا از این پس صدا و فریاد کارگر در گلو خواهد ماند و نسبت بهوضعیت موجود اعتراضی نخواهد کرد؟ خیر این فریاد و مبارزه تا زمانی که شکم کارگر خالی است و رنج و بدبختی ناشی از اخراج و بیکاری وجود دارد، برقرار خواهد بود. مبارزه ما جنبشی است برای حق زندگی انسانی. از حق زندگی که نمیشود گذشت کرد. دریافت مزد و امنیت مناسب شغل و زندگی آن حداقلی است که برای یک زندگی انسانی به آن نیازمندیم. چگونه کارگر می تواند از اینها حداقل ها صرفنظر کند؟ پس تا زمانی زندگی و روزگار بر این پاشنه میچرخد، مبارزه کارگر هم ادامه خواهد داشت و جدال بین کارگر و کارفرما را پایانی نخواهد بود.
این جدالی است که همیشه یک سوی آن برای دریافت مزد بیشتر میکوشد و آن طرف نگران کاهش سود خود است. یکسوی این مبارزه (فعلاً) میخواهد مطالبه حداقلی خود را محفوظ نگهدارد و آنسوی میکوشد سود خودرا به حداکثر برساند. و تمام اهرمهای سرکوب هم در دست سرمایه است. سرمایه زور دارد، پول دارد و قانون هم منافع اش را تضمین می کند. همان قانون و قانونمداری که عدالت را برایمان وعظ می کند. این است معنای عدالت وقتی که نوبت به کارگران می رسد؟
اما همه اینها جلوی شکم گرسنه کارگر را نمیگیرد هنوز هم طنین "صدای کارگر هفتتپهایم، گرسنهایم، گرسنه" از دور دستها بهگوش میرسد. ما خواستار این مبارزه و جدال نبودهایم. ما هم بهدنبال آسایش و رفاه خود و خانودادههایمان هستیم. اما این مبارزه به ما تحمیل شد. ما فقط برای بقا و زندگی خود جنگیدیم. دیگران برای سود بیشتر رو در روی ما ایستادند. پس، مبارزهی ما تلاشی است انسانی و اخلاقی، اما انتقام کارفرما و سرمایهدار عملی است حریصانه و غیرانسانی.
کارگر هفت تپه برای رسیدن بهحقوق خود میجنگد، چه با رضا رخشان چه بدون او. برای من هم اخراج و زندان پایان کار نیست. چرا که همین مبارزه که به ما تحمیل شد، به من فهماند که سکون و سکوت نابودی روح و جان من است.
رضا رخشان
27/11/88
تصویر پوستری از چه گوارا، در گوشه ای پرچم انگلیس و در گوشه دیگر پرچم فرانسهٍ؛ "انقلابی" تفنگ به دستی که آماده است برای "صدور انقلاب" راهی سوریه شود،
هانس هاینز هولتز، فیلسوف مارکسیست آلمانی، روز یکشنبه 11 دسامبر 2011 در سن هشتاد و چهارسالگی درگذشت.
مصاحبه کارین لویکفلد با لوای حسین، از رهبران اپوزیسیون سوریه حاوی نکات ارزشمندی است که هم به روشن شدن برخی از زوایای تحولات سوریه کمک می کنند و هم نشان می دهند که جامعه سوریه به سادگی لیبی طعمه جنگ…
تحولات دراماتیک دو هفته اخیر در سوریه، موضعگیری شدید اتحادیه عرب بر علیه دولت این کشور و لغو عضویت آن در این اتحادیه، همراه با افزایش فشار دول غربی بر سوریه از یکسو و جانبداری صریح روسیه از دولت بشار…
باورنکردنی است، اما حقیقت دارد. اتحاد جماهیر لیبی و سرهنگ قذافی به خاطر مساعدتهای پیگیر خویش در تأمین حقوق بشر در آغاز سال 2011 نامزد دریافت جایزه حقوق بشر بودند.
دوستان و رفقای عزیز و محترم، موضوع این نامه (که ترجیح میدهم سرگشاده باشد)، پُرسش دربارهی بهای استفاده از رسانههای مستقیماً تحت کنترل بورژوازی (مانند: رادیو زمانه، بیبیسی و رادیو فردا)؛ و بهویژه سؤال دربارهی چرایی و چگونگی شرکت اتحاد…
علی نجاتی، کارگر نیشکر هفت تپه راهی زندان شده است. همزمان با زندانی شدن علی نجاتی، احمد رضائی، فرزند سردار محسن رضائی، در هتلی چهارستاره در دبی به گونه ای مشکوک درگذشت. علی نجاتی یک سال آینده را در هتل…
یک روزبعد از دستگیری و قتل قذافی توسط مخالفانش، حمید تقوائی دبیر کمیته مرکزی حزب کمونیست کار گری در مصاحبه ای ،درکی بسیارعقب تراز سال 57 در مورد "انقلاب" و "مردم" را به نمایش می گذارد، امروز با خوابیدن گرد…
آلن بادیو در کتاب "قرن" از جمله به تبیین خشونت دوران آغازین قرن بیستم می پردازد. برای بادیو قرن بیستم دوران تسلط افکار نیچه است. او حتی رادیکالیسم جنبشهای انقلابی آغاز قرن را نتیجه تسلط این افکار بر آنها می…
بلافاصله پس از اینکه دادستان کل دولت آمریکا پروژهی «ترور سفیر عربستان سعودی» در خاک خود را رونمایی کرد و انگشت اشارهاش را بهطرف دولت ایران گرفت، طنین غرش طبلهای جنگ شدت روبهافزایشی گرفت؛ و صدها نوشته و مقاله دربارهی…
نه. کسی برای سرهنگ نمی گرید. تصاویر تنها تصاویر سرورند و شادی. اما تصاویردر عین حال تصاویر قساوت نیز هستند. قساوت این تصاویر اما تنها در آن نیست که مرگ مردی زخمی و ناتوان را در حافظه جهانیان ثبت می…
بعد از نوشته " دونامه از لنین...." توسط رفیق کورش مدرسی لازم دیدم برای روشن شدن دو موضوع مهم که هنوز بعد از گذشت چند سالی مرزبندی مشخصی را در نظرات جدید کورش با نظرات قبلی او (حکک قبل از…
رضا جان، بی تعارف بگویم، گند زدی. نه یک بار و نه فقط با نامهای که به سندیکاهای فرانسه نوشته ای. الآن دوسال است که مرتب داری گند می زنی. حرفهایی میزنی که از سرت زیادی است. احکامی می دی…
سی سال است که ایران کشوری اسلامی است، نظامش جمهوری اسلامی کوخ نشینان و مستضعفان است، مرامش عدالت اسلامی است، مرادش حکومت عدل علی، رهبرش نظریه پرداز عدالت است و رئیس جمهورش عدالتخواه مهرورز. مجلسش، قوه قضائیه اش، شورای نگهبانش،…
اگر از مته به خشخاش گذاشتن نامه رضا رخشان به کارگران فرانسه بگذریم، خلاصه نامه این است:"کسانی" که با اتحادیه ها (درخارج) دوستی می کنند ،در ایران دست اندرکار وفعال "سندیکا و اتحادیه" نیستند و در حد توانشان در این…
همه جنگها از نظام های سیاسی زاینده شان جدایی ناپذیرند. سیاستی که دولتی مفروض، و طبقه ای مفروض در درون آن دولت، مدتها پیش از آغاز جنگ در پیش گرفته، به ناگزیر به وسیله همان طبقه در خلال جنگ ادامه…
ماکیاولیسم در بدترین و کج فهم ترین درک از آن؛ تصویری که هم بسیار به واقعیت کثیف (در معنای فیزیکی کلمه) جنگ نزدیک است و هم به فرهنگ کنشگرانی که آن را انجام می دهند.
یادداشت سایت امید:نوشتهی آقای مازیار تپوری در چهارچوب برخورد به یکی از شبه روشنفکران خودفروخته ایران بر یکی از حادترین مسائلی انگشت می گذارد که می تواند بر سرنوشت جامعه ایران و کل منطقه خاورمیانه تأثیراتی ویرانگر بر جا گذارد.
استثمار در نظام سرمایهداری، یک گزارهی اخلاقی نیست که تحت اقتصاد رقابتی از بین برود، بلکه آنچه از آن به عنوان «استثمار» یاد میشود، محصول مستقیم ساز و کار نظام سرمایهداری، برای بیشینهسازی سود است.
باور كنيد طي اين مدت بارها شنيدهام كه بازيكن حريف به من گفته است كه سياهي و بو ميدهي. آيا اينها نميدانند كه من هم مثل آنها مسلمان و شيعه هستم؟ از اين رفتارهاي تبعيضآميز خسته شدهام و منتظرم تا…
فراخوان ودعوت لیبر استارت از بعضی فعالین کارگری برای شرکت در دومین کنفرانس لیبر استارت در استانبول بار دیگر چالشی را پیش روی فعالین کارگری در ایران گشود. نوع ارتباط با نهادهای کارگری سرمایه داری ، تشکل های این چنین…
"نوبت شما" نام برنامه ی تلویزیونی پر بیننده ای است که توسط مجریان کار بلد و حرفه ای بی بی سی فارسی، پخش می شود. در این برنامه، از طریق تلفن و اس ام اس و اینترنت و... با بینندگان…
قذافی را کشتند. قذافی – بر خلاف اعلام شورای انتقالی – در تبادل آتش کشته نشد. او را اسیر کردند، پایکوبان به میان جمع آوردند و هلهله کنان به تیر بستند. قذافی را زخمی و اسیر کشتند. کسی را کشتند…
توضیح سایت امید: نوشته بهرام مدرسی در نقد نظرات بهمن شفیق یکی از اولین نوشته هایی – و شاید به طور کلی اولین نوشته ای - است که از جانب طرفداران نظریات منصور حکمت و برای دفاع از این نظریات…
آنچه در لیبی میگذرد یک تراژدی است. تراژدی مردمی که دست به انقلاب زدند، بی آن که برای انقلاب آماده بوده باشند. لیبی نارسائیها و ضعفهای انقلاب نان و آزادی در جهان عرب را به تما
کارگران مصر با سرعتی حیرت انگیز می روند تا به آوانگارد پرولتاریای جهانی بدل شوند. نه تنها موج رو به افزایش اعتصابات کارگری پس از برکناری مبارک، بلکه بیش از آن افقهای حاکم بر حر
دوران آشنائی ام با احسان کوتاه بود. احسان کوزه گری، دهقان زاده ای اهل شمال ایران که در جنگلهای میندانائو فیلی پین جان باخت. جوانی بود با هیکلی باریک اما ورزیده که سرسختی کار بر
بهمحض اینکه جنبش نان و آزادی در مصر اولین گامِ انقلابی خودرا با صلابت هرچه تمامتر برداشت و با بیرون راندن حُسنی مبارک از مدار رسمی قدرت، مشت محکم دیگری بهصورت
وحید ولی زاده در شماره 82 نشریه خیابان طی یادداشتی ارزیابی کوتاهی از قیام خیابانی قاهره و تفاوت آن با درگیری های خیابانی پسا انتخاباتی در تهران انجام داده است. بررسی درسهای قیا
بعضی از خوانندگان روشنگری هم اعجوبه هایی اندذ. به این کامنتها نگاه کنید.
سی و دو سال از انقلاب ایران می گذرد؛ انقلابی که از سوی مشاطه گران و ایدئولوگ های بورژوازی "آخرین انقلاب کلاسیک جهان" لقب گرفت. "مرگ کلان روایت ها" اعلام شده بود و همراه با آن است
بنا بر گزارش الجزیره اتحادیه های کارگری در مصر وارد یک اعتصاب سرتاسری شده اند. بنا بر این گزارش در روز چهارشنبه بیش از 20000 کارگر دست به اعتصاب زده اند.
به نظر من جدال بر سر تبیین ماهیت جنبش انقلابی در جهان عرب یکی از مهم ترین عرصه های نبرد امروز است. روشن است که یک مؤلفه اصلی تبلیغات بورژوائی پر رنگ کردن حضور جریانات "خودی" خواهد
همه شواهد نشان میدهند که انقلاب نان و آزادی در مصر در حساسترین نقطه حیات خود قرار گرفته است. نقطهای که در آن تکلیف آرایش سیاسی جامعه مصر در حال تعیین شدن است. و درست در
از منظر اژدها پاسخی به یک بحث بود. بحثی پیرامون تحولات عمیق سیاسی و اجتماعی در جامعه ایران در دهه پس از فروپاشی دیوار برلین، در دهه پس از پایان جنگ، در دهه عروج جنبش اصلاحات در ایران. بحثی تحت…
محصول یک نشست کارگری «بسیار پُربار با لیبر استارت و سولیداریتیسنتر» چه میتواند باشد؟ آیا این پرباری ربطی هم بهمنافع آنی یا آتی آن طبقات و نیروهایی دارد که درگیرِ جنبش انقلابی «نان و آزادی» بودهاند؟ پاسخ این سؤال قاطعانه…
نوشتهی حاضر دنبالهی نامهی سرگشادهی مورخ 23 نوامبر 2011 (چهارشنبه دوم آذر 1390) بهدوستان و رفقای فعال در «اتحاد بینالمللی در حمایت از کارگران در ایران» استکه موضوع آن پُرسش در مورد چند و چون حضور نمایندگان این تشکل در…
آنچه در لیبی واقع شد، نشان از این دارد که پتانسیل بلعیدن جنبشها، ریاکاری در «مهندسی» افکار، امکان ایجاد تفرد در میان مردم کارگر و زحمتکش و نیز قدرت تخریبِ بورژوازی بهطور بیسابقهای افزایش یافته و بیرحمانهتر از همهی بیرحمیهای…
مارکسیستها محبورند که اطوارهای اینگونه روشنفکران بورژوا را که ماسک مارکسیسم بهچهره زدهاند و در همهجا سعی در مخدوش کردن اذهان دارند بهعنوان جزیی (اگرچه بسیار کوچک و ناچیز) از شرایط دشواری که پیش آمد، تلقی کنند. در واقع، اینگونه…
پرسیدیم: سرنوشت معمر قذافی در اینجا چه خواهد شد؟ گفتند: او بهخاطر اینکه خودش را از یک آدم محبوب، دمکرات، ضدامپریالیست و مترقی بهیک دیکتاتور ابله و خودمحور تبدیل کرد و همچنین بهاین دلیل که تغییر و تحولات سیاسی (یا…
حدود یک ماه پیش چندین میل پیاپی از ارسالکنندگان حرفهای و آماتور ایمیلهای سیاسیـهنریـجالب[!] دریافت کردم که نوید از انتشار کاپیتال بهزبان ساده میداد. گرچه اینگونه میلها را غالباً پس از یک نگاه سطحی حذف میکنم؛ اما اولین ایـمیلی که…
اعلام خبر دستگیری یک ایرانی به جرم تدارک انجام عملیات تروریستی در آمریکا و سوء قصد به جان سفیر عربستان سعودی در این کشور، آغاز دور جدیدی از جنگ روانی بین دو قطب اصلی سیاسی در منطقه خاورمیانه را کلید…
علیرضا ثقفی از فعالین اصلی کانون مدافعان حقوق کارگران است. کانونی که به اعتبار حضور فعالین صاحب نامی از چپ علنی در ایران و به یمن پیوندهایی با روشنفکران متمایل به طبقه کارگر در میان محافل و گروهبندیهای کارگری ایران…
معروف است که کاترین دوم تزار روسیه در سال 1787 تصمیم به بازدید از مناطق تصرف شده در شبه جزیره کریمه گرفت. والی شبه جزیره و معشوق کاترین، شاهزاده پوتمکین، برای ارائه تصویری آباد از منطقه تحت تصرف خویش، دستور…