امید
info@omied.de



کمپین دو میلیون امضا علیه اعدام!

يكشنبه ، ۲۴ مرداد ۱۳۸۹ ، ۱۰:۴۷

وضعیت زندانها در ایران، گفتگوی اشتراک با فرهاد حاجی میرزائی

- فرهاد حاجی میرزائی تشکر میکنیم از اینکه این گفتگو را پذیرفتید لطفا ابتدا خودتان را معرفی کنید.


با سلام به شما و  تشکر از این که  وقت خود را در اختیار من گذاشتید.

فرهاد حاجی میرزایی هستم از فعالین سیاسی اجتماعی در شهرستان سنندج و مریوان که دامنه فعالیتهای من در کانون دفاع از حقوق کودکان و جامعه حمایت از زنان و دفاع از زندانیان سیاسی بود  و یکی از اعضای هیئت ۱۱ نفره دفاع از ژیلا و بختیار ایزدی دو نوجوان محکوم به سنگسار در شهرستان مریوان بودم  فعالیتهایم در این ان جی او ها با محوریت مساله کودکان و زنان وزندانیان سیاسی بود که از سال ۸۰ تا ۸۶ ادامه داشت وبه دلیل شرکت درسمینارهاو  مراسمهای روز جهانی کودک و ۸ مارسها چندین بار از سوی سازمان اطلاعات سنندج فرا خوانده شدم و مرا تهدید کردن در صورت ادامه دادن به این نوع فعالیتها با شما برخورد خواهد شد تا اینکه در ۲۲ دی ماه ۸۶ به اتهام اقدام علیه امنیت ملی و تبلیغ علیه نظام در شهر سنندج هنگام مراجعه به دندانپزشکی بازداشت شدم.

 

- چه مدت در زندان بودید و این دوره را در کدام یک از زندانهای جمهوری اسلامی گذراندید.


حدود ۲۰ ماه در زندان بودم ۱۰ روز آن را در بازداشتگاه اطلاعات سنندج بودم و سپس مرا با شرایط امنیتی خاصی به زندان اوین در تهران انتقال دادند حدود ۱۱ ماه را در سخترین شرایط در بازداشتگاه ۲۰۹ زندان اوین بودم، بعد  از تحمل ۱۱ ماه  بازداشت در ۲۰۹ به زندان رجایی شهر کرج انتقال داده شدم که حدود ۵ ماه را در انجا گذراندم و سپس با قید وثیقه ۴۳۰ میلیون تومانی آزاد شدم بعد از ۳ روز آزادی بار دیگر بازداشت شدم و پس از گذراندن ۳ ماه در زندان رجایی شهر با تودیع همان وثیقه از پیش تعین شده به طور موقت در تاریخ ۲۶ مرداد ماه ۸۸ اززندان آزاد شدم


- شما در بالا به بازداشت اشاره کرده اید ایا این مدت را بدون دادگاهی و داشتن محکومیت از سوی مراجع قضایی در بازداشت به سر بردید؟


متاسفانه در این مدت بدون برگزاری هیچ دادگاهی یا وجود ادله یا سندی دال بر مجرم بودن من این دوره طولانی ۲۰ ماهه را در مخوفترین زندانهای امنیتی جمهوری اسلامی به سر بردم ۲۰ ماه از بهترین دوران زندگیم را در بلاتکلیفی در بدترین شرایط زیر شدیدترین شکنجه های قرون وسطایی جسمی و روحی  به سر بردم شرایطی که حتی به دیوارهای سلولم اعتماد نداشتم داروهایی که از طرف پزشک برای التیام دردهایم یا جلوگیری از عفونت ناشی از ضرب و شتم برایم تجویز شده بود مصرف نمیکردم به همه چیز شک داشتم هیچ وقت انتظار دیدن طلوع خورشید فردا را نداشتم هر روز مرا تهدید به مرگ می کردند وادار به نوشتن وصیت نامه ام می کردند و هر آن کشتنم را به طرق مختلف انتظار می کشیدم لطماتی که در این دوران متحمل شدم به هچ عنوان قابل جبران نیست دورانی از زندگیم که دوران رشد وشکوفایم بود درزندانهای مخوف پشت میله های زندان  با استرس و وحشت مسموم کننده سپری کردم وحتی الان هم بعد ازمدتها آزادی از زندان شبها کابوس میینم،  این سرنوشت تنها مختص من یا شخص خاصی نیست بلکه همه کسانی که به جرم دفاع از آزادی یا انسانیت یا داشتن هر عقیده ای این دوران تلخ را تجربه کرده است، در کجای دنیا انسان به جرم داشتن عقیده یا دفاع از زن یا دفاع  از شادی یا لبخند کودکی یا دفاع از شاد زیستن وزندگی انسانی به این طرز فجیع شکنجه کرده اند در قرن بیست و یکم که انسان زندگی در ماه را مقدمه چینی میکند یا در جنگلهای آمازون دغدغه مردمانش درمان دندان درد خرسهایش می باشد یا دغدغه مردمانش انقراض فلان جانور و فلان خزنده می باشد در ایران انسان را به جرم دوست داشتن سنگسار میکنند به جرم آرزوی لبخند برای کودکانت اعدامت میکنند به جرم آرزوی شاد زیستن برای شاگردانت اعدامت می کنند به جرم دفاع از حقوق کارگر زندانت می کنند به جرم اقلیت بودن قومی یا مذهبی یا اعدامت می کنند یا  به زندانهای طویل المدت محکومت می کنند در همه دنیا قوه قضایه نهادی مستقل و در مقام یک داور عمل می کند اما در ایران قوه قضایه نه تنها مستقل نیست بلکه ابزاریست در دست وزارت اطلاعات و تمام پرونده های امنیتی و حتی بعضا غیر امنیتی بطور نمایشی برگزار می شود  واحکام پرونده های امنیتی از پیش توسط مامورین و بازجویان وزارت اطلاعات  تعین شده است و دادگاه فقط به گزارشات وزارت اطلاعات استناد میکند یا  به علم قاضی که بهانه ایست برای حفظ منافع نظام و مصلحلت نظام .

 

- برخورد مسئولین این زندانها با شما و در مجموع دیگر زندانیان به چه صورت بود وضعیت زندانها در ایران را چگونه ارزیابی میکنید؟


هنگام دستگیری و انتقال شخص دستگیر شده به محل حبس و همچنین زمان اولین حضور وی نزد مقام قضایی  هویت نهاد و ارگان بازاداشت کننده و هویت مامور مربوطه اجرای قانون اطلاعات دقیق راجع به محل حبس امکان حضور نزد مقام قضایی و دسترسی به مشاور حقوقی وارتباط با خانواده از موارد ی است که فرد هنگام بازداشت باید از آن برخوردار باشد اما متاسفانه باید بگویم که هیچ کدام ازاین موارد در حکومت ضد انسانی جمهوری اسلامی رعایت نمیشود  در کلیه موارد بازداشت زندانی سیاسی به طرز کاملا غیر انسانی و با ایجاد فضای رعب و وحشت هم برای فرد بازداشتی هم برای خانواده اش همراه است بر اساس قانون حقوق شهر وندی استفاده از چشم بند برای زندانی یا دست بند هنگام بازجویی ممنوع میباشد اما متاشفانه باید بگویم که در کلیه مراحل استفاده میشود وحتی در هنگام بازداشت فرد را نه تنها چشم بند میزنند بلکه گاهن سر فرد را تو کیسه میکنند و هنگام جابجایی در وسیله نقلیه  علاوه براینها سر فرد را زیر صندلی می کنند که محل نگهداری و هویت افراد دستگیر کننده آشکار نشود .

طبق اصل ۳۲ قانون اساسی در صورت بازداشت باید موضوع اتهام با ذکر دلایل و اسناد بلافاصله باید کتبا به متهم ابلاغ شود اما در اکثر موارد زندانی سیاسی بعد از مدتها تفهیم اتهام میشود یا بعضا تفهیم اتهام نمی شود از جمله خود من بعد از حدود یک ماه شکنجه و اذیت وآزار جسمی و روحی روانی تفهیم اتهام شدم  آن هم اتهامات ساختگی وبی پایه واساس تا ۳ ما خانواده ام از محل نگهداریم بی خبر بودند و اصلاخبر نداشتند زنده ام یا مرده و از نظر حقوقی ضرب و شتم یا شکنجه کردن زندانی برای گرفتن اقرار مغایر با قوانین حقوق بشری است و اصلا وجاهت قانونی ندارد اما کلیه زندانیان سیاسی توسط بازجو ومامورین وزارت اطلاعات مورد شکنجه و بی حرمتی قرار میگیرند تا بتوانند فرد را وادار به نوشتن و اقرار دروغ نمایند حتی بعضی از این زندانیان سیاسی زیر شکنجه های وحشیانه جان خود را از دست داده اند مانند ابراهیم لطف اللهی در بازداشتگاه اطلاعات سنندج یا مجید راستگو وزهرا کاظمی در زندان اوین وخیلی های دیگر ...

یکی از شگردهایی که برای پذیرفتن ویا  وادار نمودن شخص به اقرار دروغ به کار می برند این است که  تیم بازجویی با ایجاد فضایی از صداهای مختلف  و ساختگی اطراف سلول یا اتاقهای بازجویی به فرد بازداشتی وانمود میکنند که مادر ، خواهر یا اعضای دیگر خانواده را بازداشت نموده ایم و تنها راه آزادی خانواده ات پذیرش اتهاماتت هست این چنین برخوردها نه تنها ضد انسانی وغیر اخلاقییست بلکه باعث بروز آسیب ها واختلالات روحی روانی برای فرد بازداشتی و خانواده ودر نتیجه آسیب های اجتماعی میشود، مواردی دیگر که در خارج از بازداشتگاه یعنی زندان باید به آن اشاره کرد متهمانی که پیش از محاکمه در بازداشت به سر میبرند بی گناه بشمار می آیند و رفتاری که با افراد در انتظار محاکمه صورت میگیرد باید نسبت به رفتار با محکومان متفاوت باشد و زندانیان سیاسی باید از زندانیان عادی و فضایی کاملا جدا از هم نگهداری شوند اما متاسفانه همه این موارد نه تنها رعایت نمی شود بلکه به شدید ترین نوع با فرد بازداشتی برخورد می شود بدلیل ازدیاد زندانی و  نبود فضای کافی  ونبود بهداشت و نبود تغذیه کافی اکثر زندانیان دچار بیمارهای پوستی و ریوی و سوء تغذیه و بیماریهای روحی و روانی شده اند و حتی بعضی از زندانیان بدلیل تحمل نکردن چنین فضایی روزانه دست به خودکشی میزنند  و هیچ آماری از این خودکشی ها به بیرون درز نمکند ویا آمارهای که خود جمهوری اسلامی از اعدام ارائه می دهد واقعی نیست زمانی که من در زندان رجایی شهر بودم طبق اخباری که از خود پرسنل زندان شنیدم ۲ اعدام دسته جمعی در یک ماه صورت گرفت که یکی از آن ۴۵ نفره و یکی دیگر ۵۳ نفره بوده است


در مورد فضای داخل زندان و نحوه برخورد زندانبان باید بگویم که واژه زندان نمی تواند بیانگر تعریف جامعی برای زندانهای جمهوری اسلامی باشد

 

-روحیه خود زندانیان در تقابل با این شیوه برخوردها چگونه بود ، آیا در اعتراض به وضعیت زندان و اینگونه برخودها اعتراضی از سوی زندانیان صورت میگرفت ؟


همه کسانی که با باور مبارزاتی وارد زندان می شوند این واقعیت را پذیرفته اند که در حکومتی زندان محور و توتالیتر مثل جمهوری اسلامی نباید توقعی جز این را داشت و اکثرا دارای روحیه مبارزاتی بالایی بودند وبا ایستادگی و مقاومت  که از خود نشان می دادند

خشم سیستم امنیتی را دو چندان کرده بودند

و در مقابل با این همه توحش وآزار و اذیت خود رژیم را در بسیاری موارد دچار استیصال کرده بودند رژیم با اعمال اینچنین برخوردهایی می خواست روحیه زندانی را بشکند وآنها را وادار به تمکین نماید اما تجربه نشان داده است نه تنها شکنجه زندان ویا حتی اعدام نتوانسته کسانی را که دارای طبع وباور مبارزاتی هستند به زانو در آورد بلکه عزم و ارادشان هر روز بیشتر از دیروز  برای سرنگونی رژیم بیشتر می شود  نمونه اش ارژنگ داودی فرزاد کمانگر منصور اسانلو سعید ماسوری ویا خیلی های دیگر،اصلا زندانی سیاسی زندان را پایان مبارزه نمی داند

نمونه بارز این اعتراضات را می توان اعتصاب غذای زندانیان اشاره کرد همین اعتصابات اخیر زندانیان رجای شهر و اوین که بطور هماهنگ دست به اعتصاب زدند، گستردگی دامنه این اعتصابات خود گویای این وضعیت

است چنین سطحی از گستردگی و هماهنگی اعتصابات خود نشان ازحس تنفر و انزجارزندانی سیاسی و تسلیم نشدن در برابر سیستم موجود است و نشان از متحد بودن زندانیان سیاسی فارغ از هر گونه خط فکری است!

اصلا ماهیت زندانی سیاسی یعنی اعتراض حالا چه در درون زندان چه در بیرون زندان !

رژیم شاید به ظاهر نشان دهد که نسبت به این اعتراضات بی تفاوت است اما در واقع همین که زندانی اعتصاب کننده را به انفرادی انتقال می دهد و یا تهدید می کند و او را وادر به شکستن اعتصاب میکند و حتی در بعضی موارد خواست زندانی را بر آورد میکند  این خود نشان از عجز سیستم است در بسیاری موارد من به چشم خود دیده ام که زندانبان وبازجو نه تنها با اعتصاب  بلکه با شعار های ضد حکومتی و در گیریهای لفظی زندانی روبه رو شده اند و حتی در برخوردی نادر برخورد فیزیکی زندانی سیاسی را با زندان بان به همراه داشته است

 

- تاثیر کمپینهای اعتراضی که در داخل و خاج کشور برای حمایت از زندانیان بخصوص زندانیان سیاسی صورت میگیرد را چگونه میبینید؟


قطعا بی تاثیر نیست در درجه اول نشان از هم صدایی و متحد بودن است کمپینهای اعتراضی که  در خارج کشور  ویا داخل کشور به راه انداخته میشود فرستادن پیامیست از هم درد بودن از متحد بودن از همسنگر بودن برای زندانی

و خانواده زندانی خارج از هر نگرش سیاسی و فکری و این به زندانی و خانواده زندانی انرژی میبخشد و خود را در این مبارزه و راه خطیرتنها نمی بینند، ودر درجه دوم باعث شناسنامه دار شدن زندانی میشود شناسنامه ای به وسعت حامیانش و هر چه دامنه این پشتیبانی و حمایت  بیشتر باشد به همان اندازه مسونیت زندانی سیاسی بیشتر میشود و سیستم امنیتی به راحتی نمی تواند هر بلایی را سر زندانی سیاسی بیاورد اگر این دوران را با دهه شصت که به دلیل نبود رسانه ها و میدیا تا این حد از گستردگی که صدای اعتراضاتمان به جایی نمی رسید مقایسه کنیم میبینیم که قابل قیاس نیست وبه نظر من که تجربه این دوران را دارم اطلاع رسانی وضعیت زندای و کمپینهای اعتراضی و حمایتی در بسیاری موارد دست رژیم را بسته است و رژیم را دچار استیصال کرده است شاید در مقاطعی به دلیل قرار گرفتن در موضع ضعف و جایگاه سیاسی دست به لگام گسیختگی بزند و به نظر من این طبیعیست چون حکومت دیکتاتور و فاشیستی مثل جمهوری اسلامی برای بقا دست و پا میزند و در مجموع  تجربه نشان داده است که این اعتراضات بی تاثیر نبوده است و تاثیرات زیادی در بالا بردن روحیه و مقاومت زندانی داشته است و می تواند باز دارنده باشد


- در پایان هرگونه صحبتی دارید اضافه بفرمایید.


از تمامی انسانهای مبارز آزادی خواه و فعالین سیاسی و اجتماعی شخصیتها و سازمانها و گروهای سیاسی تقاضا دارم که جدا از هر نوع خط فکری زندانی سیاسی  وخانواده هایشان را تنها نگذاریم  چشم امید زندانی سیاسی به حمایت و پشتیبانی ما در خارج و داخل دوخته شده است تنهایشان نگذاریم.

یادداشتها



تاریخ کمون پاریس 1871

commune-cover

سیاست


  • حکیمی، ناتو، نوری‌زاده

    همه جنگها از نظام های سیاسی زاینده شان جدایی ناپذیرند. سیاستی که دولتی مفروض، و طبقه ای مفروض در درون آن دولت، مدتها پیش از آغاز جنگ در پیش گرفته، به ناگزیر به وسیله همان طبقه در خلال جنگ ادامه…




  • دموکراسیِ جنگی یا افسونِ دیوانه وار بدن ها!

    ماکیاولیسم در بدترین و کج فهم ترین درک از آن؛ تصویری که هم بسیار به واقعیت کثیف (در معنای فیزیکی کلمه) جنگ نزدیک است و هم به فرهنگ کنشگرانی که آن را انجام می دهند.




  • نامه ی سرگشاده ، به آقای اسماعیل خویی

    یادداشت سایت امید:نوشته‌ی آقای مازیار تپوری در چهارچوب برخورد به یکی از شبه روشنفکران خودفروخته ایران بر یکی از حادترین مسائلی انگشت می گذارد که می تواند بر سرنوشت جامعه ایران و کل منطقه خاورمیانه تأثیراتی ویرانگر بر جا گذارد.




  • منطقِ استثمار (نقدی بر گفتگوی محمد طبیبیان با نشریه مهرنامه)

    استثمار در نظام سرمایه‌داری، یک گزاره‌ی اخلاقی نیست که تحت اقتصاد رقابتی از بین برود، بلکه آنچه از آن به عنوان «استثمار» یاد می‌شود، محصول مستقیم ساز و کار نظام سرمایه‌داری، برای بیشینه‌سازی سود است.




  • بازيكن حريف به من مي‌گويد سيــاهي! بــو مي‌دي!

    باور كنيد طي اين مدت بارها شنيده‌ام كه بازيكن حريف به من گفته است كه سياهي و بو مي‌دهي. آيا اينها نمي‌دانند كه من هم مثل آنها مسلمان و شيعه هستم؟ از اين رفتارهاي تبعيض‌آميز خسته شده‌ام و منتظرم تا…




  • نکاتی پیرامون هوشیاری جنبش کارگری

    فراخوان ودعوت لیبر استارت از بعضی فعالین کارگری برای شرکت در دومین کنفرانس لیبر استارت در استانبول بار دیگر چالشی را  پیش روی فعالین کارگری در ایران گشود. نوع ارتباط با نهادهای کارگری سرمایه داری ، تشکل های این چنین…




  • چرا اعتصاب غذا؟ چند کلمه با رضا شهابی





  • حالا نوبت شماست

    "نوبت شما" نام برنامه ی تلویزیونی پر بیننده ای است که توسط مجریان کار بلد و حرفه ای بی بی سی فارسی، پخش می شود. در این برنامه، از طریق تلفن و اس ام اس و اینترنت و... با بینندگان…




  • تاریخ خون آلود

    قذافی را کشتند. قذافی – بر خلاف اعلام شورای انتقالی – در تبادل آتش کشته نشد. او را اسیر کردند، پای‌کوبان به میان جمع آوردند و هلهله کنان به تیر بستند. قذافی را زخمی و اسیر کشتند. کسی را کشتند…




  • بهمن شفیق و بازگشت به پوپولیسم سال ۵۷

    توضیح سایت امید: نوشته بهرام مدرسی در نقد نظرات بهمن شفیق یکی از اولین نوشته هایی – و شاید به طور کلی اولین نوشته ای - است که از جانب طرفداران نظریات منصور حکمت و برای دفاع از این نظریات…




  • ادامه در بخش: امید: سیاست

تحولات جهان عرب

از نان و آزادی تا بمب و «آزادی»

آنچه در لیبی می‌گذرد یک تراژدی است. تراژدی مردمی که دست به انقلاب زدند، بی آن که برای انقلاب آماده بوده باشند. لیبی نارسائیها و ضعفهای انقلاب نان و آزادی در جهان عرب را به تما

آوانگارد پرولتاریای جهانی

کارگران مصر با سرعتی حیرت انگیز می روند تا به آوانگارد پرولتاریای جهانی بدل شوند. نه تنها موج رو به افزایش اعتصابات کارگری پس از برکناری مبارک، بلکه بیش از آن افقهای حاکم بر حر

احسان، انترناسیونالیسم و انقلاب نان و آزادی

دوران آشنائی ام با احسان کوتاه بود. احسان کوزه گری، دهقان زاده ای اهل شمال ایران که در جنگلهای میندانائو فیلی پین جان باخت. جوانی بود با هیکلی باریک اما ورزیده که سرسختی کار بر

از جنبش سبز تا جنبش نان و آزادی

  به‌محض این‌که جنبش نان و آزادی در مصر اولین گامِ انقلابی خودرا با صلابت هرچه تمام‌تر برداشت و با بیرون راندن حُسنی مبارک از مدار رسمی قدرت، مشت محکم دیگری به‌صورت

اساس تفاوت در شیوه های سرکوب نبود

وحید ولی زاده در شماره 82 نشریه خیابان طی یادداشتی ارزیابی کوتاهی از قیام خیابانی قاهره و تفاوت آن با درگیری های خیابانی پسا انتخاباتی در تهران انجام داده است. بررسی درسهای قیا

کامنتهای سبزینه بر مقاله ای سرخ

  بعضی از خوانندگان روشنگری هم اعجوبه هایی اندذ. به این کامنتها نگاه کنید.

از برلین تا شمال افریقا؛ از پایان تاریخ تا روز مبادا

سی و دو سال از انقلاب ایران می گذرد؛ انقلابی که از سوی مشاطه گران و ایدئولوگ های بورژوازی "آخرین انقلاب کلاسیک جهان" لقب گرفت. "مرگ کلان روایت ها" اعلام شده بود و همراه با آن است

فراخوان اتحادیه های کارگری به اعتصاب

  بنا بر گزارش الجزیره اتحادیه های کارگری در مصر وارد یک اعتصاب سرتاسری شده اند. بنا بر این گزارش در روز چهارشنبه بیش از 20000 کارگر دست به اعتصاب زده اند. 

یک درخواست

به نظر من جدال بر سر تبیین ماهیت جنبش انقلابی در جهان عرب یکی از مهم ترین عرصه های نبرد امروز است. روشن است که یک مؤلفه اصلی تبلیغات بورژوائی پر رنگ کردن حضور جریانات "خودی" خواهد

این جنگ را نباید واگذار کرد

همه شواهد نشان می‌دهند که انقلاب نان و آزادی در مصر در حساس‌ترین نقطه حیات خود قرار گرفته است. نقطه‌ای که در آن تکلیف آرایش سیاسی جامعه مصر در حال تعیین شدن است. و درست در

مقالات


  • از منظر انسان: پاسخی دیگر به «از منظر اژدها»

    از منظر اژدها پاسخی به یک بحث بود. بحثی پیرامون تحولات عمیق سیاسی و اجتماعی در جامعه ایران در دهه پس از فروپاشی دیوار برلین، در دهه پس از پایان جنگ، در دهه عروج جنبش اصلاحات در ایران. بحثی تحت…




  • «لیبر استارت»، «کنفرانس استانبول» و «هیستادروت»

    محصول یک نشست کارگری «بسیار پُربار با لیبر استارت و سولیداریتی‌سنتر» چه می‌تواند باشد؟ آیا این پرباری ربطی هم به‌منافع آنی یا آتی آن طبقات و نیروهایی دارد ‌که درگیرِ جنبش انقلابی «نان و آزادی» بوده‌اند؟ پاسخ این سؤال قاطعانه…




  • «لیبر استارت»، «سولیداریتی‌سنتر» و «اتحاد بین‌المللی...»

    نوشته‌ی حاضر دنباله‌ی نامه‌ی سرگشاده‌ی مورخ 23 نوامبر 2011 (چهارشنبه دوم آذر 1390)‌ به‌دوستان و رفقای فعال در «اتحاد بین‌المللی در حمایت از کارگران در ایران» است‌که موضوع آن پُرسش در مورد چند و چون حضور نمایندگان این تشکل در…




  • دیکتاتور لیبی بر ویرانه‌های کشور و کشتار مردمش می‌گرید!؟ - قسمت دوم

    آن‌چه در لیبی واقع شد، نشان از این دارد که پتانسیل بلعیدن جنبش‌ها، ریاکاری در «مهندسی» افکار، امکان ایجاد تفرد در میان مردم کارگر و زحمت‌کش و نیز قدرت تخریبِ بورژوازی به‌طور بی‌سابقه‌ای افزایش یافته و بی‌رحمانه‌‌تر از همه‌ی بی‌رحمی‌های…




  • یادداشت‌هایی پیرامون مانیفست حزب نوساز آقای منصور حکمت

    مارکسیست‌ها محبورند که اطوارهای این‌گونه روشنفکران بورژوا را که ماسک مارکسیسم به‌چهره زده‌اند و در همه‌جا سعی در مخدوش کردن اذهان دارند به‌عنوان جزیی (اگرچه بسیار کوچک و ناچیز) از شرایط دشواری که پیش آمد، تلقی کنند. در واقع، این‌گونه…




  • قذافی دیکتاتور بر ویرانه‌های کشور و کشتار مردمش می‌گرید!؟ - قسمت نخست

    پرسیدیم: سرنوشت معمر قذافی در این‌جا چه خواهد شد؟ گفتند: او به‌خاطر این‌که خودش را از یک آدم محبوب، دمکرات‌، ‌ضدامپریالیست و مترقی به‌یک دیکتاتور ابله و خودمحور تبدیل کرد و هم‌چنین به‌این دلیل که تغییر و تحولات سیاسی (یا…




  • نخبه‌گرایی و آنتی‌کمونیسم در پوشش ترویج مارکسیسم - «مانگای کاپیتال» کالایی برای تداوم بازار

    حدود یک ماه پیش چندین میل پیاپی از ارسال‌کنندگان حرفه‌ای و آماتور ای‌میل‌های سیاسی‌ـ‌هنری‌ـ‌جالب[!] دریافت کردم که نوید از انتشار کاپیتال به‌زبان ساده می‌داد. گرچه این‌گونه‌ میل‌ها را غالباً پس از یک نگاه سطحی  حذف می‌کنم؛ اما اولین ای‌ـمیلی که…




  • زمانی برای مستی چلبی های ایرانی

    اعلام خبر دستگیری یک ایرانی به جرم تدارک انجام عملیات تروریستی در آمریکا و سوء قصد به جان سفیر عربستان سعودی در این کشور، آغاز دور جدیدی از جنگ روانی بین دو قطب اصلی سیاسی در منطقه خاورمیانه را کلید…




  • چند تا بمب ناقابل چطوره آقای ثقفی؟

    علیرضا ثقفی از فعالین اصلی کانون مدافعان حقوق کارگران است. کانونی که به اعتبار حضور فعالین صاحب نامی از چپ علنی در ایران و به یمن پیوندهایی با روشنفکران متمایل به طبقه کارگر در میان محافل و گروهبندیهای کارگری ایران…




  • گذار از دهکده های پوتمکین

    معروف است که کاترین دوم تزار روسیه در سال 1787 تصمیم به بازدید از مناطق تصرف شده در شبه جزیره کریمه گرفت. والی شبه جزیره و معشوق کاترین، شاهزاده پوتمکین، برای ارائه تصویری آباد از منطقه تحت تصرف خویش، دستور…




  • ادامه در بخش: امید: مقاله