هولتز در سال 1927 در شهر فرانکفورت به دنیا آمد و از سنین نوجوانی به مبارزه سیاسی پیوست. در 17 سالگی توسط گشتاپو دستگیر شد و چند ماهی را در زندان گذراند. پس از جنگ در لایپزیگ به آموزش فلسفه پرداخت و دکترای فلسفه را از ارنست بلوخ دریافت نمود.در اثر فعالیتهای علمی در سالهای بعد کسب دکتری، در سال 1971 کرسی پروفسور را از دانشگاه ماربورگ دریافت نمود. دانشگاه ماربورگ از معدود دانشگاههای با گرایش چپ در آلمان غربی بود. هولتز تا سال 1978 در این دانشگاه و همچنین در دانشگاه گورینگن هلند مشغول به کار بود. در این سال هولتز از کار برکنار شد و از آن پس فعالیت انتشاراتی خود را با انتشار مقالات و کتابهای متعدد و بنیانگذاری نشریات مختلف و شرکت در فعالیتهای روشنگرانه ادامه داد. برکناری هولتز در چهارچوب فضایی صورت گرفت که قانون ممنوعیت کار برای کمونیستها ایجاد کرده بود. مطابق این قانون کمونیستها اجازه اشتغال در حرفه های آموزشی و دولتی را نداشتند و هولتز نیز به عنوان کمونیست از ابتدای فعالیت سیاسی اش در حزب کمونیست آلمان عضویت داشت.
هانس هاینز هولتز متفکری عمیق با فعالیت سیاسی گسترده بود. زندگینامه هولتز در سال 2007 بیش از 2400 رساله و نوشته از او را بر می شمارد. نوشته هایی که به فلسفه و سیاست، زیبائی شناسی و هنر و تاریخ مذهب و زبانشناسی پرداخته اند.
دیدگاه سیاسی هولتز به عنوان یک عضو حزب کمونیست هیچگاه نتوانست محدودیتهای سوسیالیسم اردوگاهی بلوک شرق را پشت سر بگذارد. محدود کردن انتقاد کمونیستی به سرمایه داری تنها از زاویه شکل مالکیت و نادیده گرفتن کار مزدی به عنوان مبنای اصلی جامعه سرمایه داری، هولتز را به دفاع از سیستمهایی میکشاند که مالکیت خصوصی را از نظر حقوقی لغو نموده و با مالکیت دولتی جایگزین کرده اند. به این ترتیب او نه تنها به دفاع از سوسیالیسم اردوگاه شوروی میپرداخت، بلکه همچنین جوامعی از قبیل چین را نیز جزئی از پروسه برقراری جامعه سوسیالیستی قلمداد می کند. از سوی دیگر این جهتگیری همراه با این درک درست از مارکسیسم است که تغییر جامعه نه از طریق تغییر در مناسبات توزیع، بلکه از تغییر در مناسبات تولیدی آغاز می شود. تا جائی که هولتز تغییر مناسبات تولیدی را به تغییر اشکال مالکیت تقلیل میدهد، سوسیالیسمی دولتگرایانه و غیر انقلابی را به نمایش میگذارد و آنجا که هولتز در تقابل با دیدگاههای انتقادی دیگر تأکید را بر تغییر مناسبات تولیدی قرار می دهد، در مقام منتقد تیزبین و عمیق همه آن نظریات تجدید نظرطلبانه و پسا مارکسیستی قرار میگیرد که نهایتاً مارکسیسم را به اندیشهای انتقادی در چهارچوب نظام مسلط خلاصه می کنند. دانش گسترده هولتز او را در مقام یکی از مهمترین منتقدین اندیشههای انتقادی بورژوائی و خرده بورژوائی قرار می دهد.
فعالیت انتقادی هولتز اما به هیچ وجه محدود به نقد و جدل با مکاتب شبه مارکسیستی نبود. از هولتز آثار فراوان و بسیار مهمی در نقد فلاسفه بورژوائی بر جا مانده اند. از نقد پوزیتویسم تا فلسفه آنالیتیک تا نقد ریشهای فلاسفه عصیان – از نیچه تا سارتر و مارکوزه-، هولتز گنجینه ای غنی بر ادبیات مارکسیتسی افزوده است.
از هولتز مقالاتی نیز به فارسی ترجمه شدهاند که به همت دائره المعارف روشنگری و نشریه هفته در اختیار عموم قرار دارند. جای خالی آثار اصلی هولتز در ادبیات مارکسیستی ایران کاملاً مشهود است. ترجمه چنین آثاری قطعاً گامی مؤثر برای مقابله با مارکسیسم ولگار ایرانی خواهد بود که به یمن گستردگی چپ خرده بورژوا از مارکسیسم به عنوانه ابزاری در خدمت حقیر ترین منافع فرقه ای سوءاستفاده کرده و اعتبار آن را خدشه دار نموده است.
سخنرانی زیر که هولتز آن را در جریان سمیناری از طرف حزب کمونیست انگلستان ایراد نموده است، حاوی نکات درخشانی در نقد مکاتب رفرمیستی و اندیشههای مکتب فرانکفورت و مکاتب آنتی گلوبالیزاسیون و متفکرینی از قبیل نگری است.
بهمن شفیق
23 آذر 1390
14 دسامبر 2011



