فریبکاری بورژوازی (از گوبلز گرفته تا بوش و سرکوزی و برلوسکونی و مانند آن) بهایران که میرسد در بخشی از بورژوازی بهرمالی و در بخش دیگر بهپررویی و گستاخی استحاله مییابد، که ذاتاً همان فریبکاری است ـاماـ با رویکردهای بهاصطلاح دیگرگونه!
در حالیکه «جنبش انقلابی نان و آزادی» در شمال آفریقا، خاورمیانه و بهطور بارزتری در تونس و خصوصاً مصر (با گرایش انترناسیونالیستی و جهانیاش) همهی کارگران جهان را بهخیزش طبقاتی و انقلابی فرامیخواند[1]؛ و بورژوازی جهانی نیز بهبهانهی دفاع از مردم و تأمین «آزادی» آنها در لیبی، ضمن کشتار همان مردم، مقابلهی همهجانبه با این جنبش انقلابی را نیز تدارک میبیند؛ «اپوزیسیونِ چپِ» بورژوایی ایران هم بهاین صرافت افتاده که در پشت جنبش انقلابی نان و آزادی پنهان شود تا شاید بتواند زمینهی «دفاع» ناتو و دیگر دستهبندیهای نظامیـآدمخوار از «آزادی» را در ایران هم فراهم کند.
یکی از نمونههای این تلاش مذبوحانه که بیش آنکه از فریبکاری عام بورژوایی نشان داشته باشد، پررویی و گستاخی حقارتآمیز «اپوزیسیون» بورژوازیِ «چپ» را بهنمایش میگذارد، ایجاد وبلاگی بهنام «نان و آزادی»[2] استکه تبلیغ آن در بعضی از سایتهای در حال استحاله (مثل سایت اشتراک) نیز دیده میشود[3]. این وبلاگ که با حروف درشت̊ همگان را بهپیوستن بهجنبش نان و آزادی فرامیخواند، مطالبات حقارتآمیزی را پیشنهاده دارد که بهاین شعار ختم میگردد: «بهجنبش نان و آزادی بپیوندید و با سازماندهی شبکههای اجتماعی، مبارزه را زیر پرچم جنبش نان و آزادی، سازمان دهید».
با نادیده گرفتن دستِراستیترین بخش از «اپوزیسیون» بورژوایی (مانند سازگارا و مخملبافو امثالهم[4]) که برای ترغیب حملهی نظامی بهایران و «آزاد» کردن آزادی[!؟]، دست بههرتوطئهای میزنند و دربرابر نظامیان و جنایتکاران غربی و ناتویی زانو زده و چکمهلیسی میکنند؛ میبایست پرسید: چرا مطالبات وبلاگ بورژوایی «نان و آزادی» حقارتآمیز است و چرا خاصهی این حقارت، پررویی و گستاخی است؟ سادهترین راه پاسخ بهاین سؤال مقایسهی مطالبات امروز سایت «نان و آزادی» با مطالبات کارگران ایران در منشور مطالباتی آنها در 2 سال پیش (یعنی: سال 1388) است.
وبلاک نان و آزادی که ظاهراً برعلیه جنبش سبز موضع میگیرد، قبل از طرح مطالبات بهاصطلاح برگرفتهاش از جنبش انقلابی نان و آزادی در مصر و تونس، مینویسد: «جنبش سبز از برجای ماندن جمهوری اسلامی دفاع میکند که تمام دوران موجودیتاش بهغیر از دیکتاتوری و اختناق، نابرابری، ستم و تبعیض، فقر، گرسنگی و بیکاری نتیجهای برای مردم ایران نداشته است. جنبش امروز ما، جنبش نان و آزادی، جنبش نفی جمهوری اسلامی است». در این عبارتپردازی ظاهراً رادیکال ـاما مزورانهـ کلامی از ماهیت طبقاتی نظام جمهوری اسلامی (یعنی: نظام خرید و فروش نیرویکار) گفته نمیشود تا این حقیقت مورد بحث قرار نگیرد که حتی اگر جمهوری اسلامی هم «نفی» شود، بازهم «نابرابری، ستم و تبعیض، فقر، گرسنگی و بیکاری» جزءِ لاینفک و ذاتی نظام سرمایهداری یا سیستم خرید و فروش نیرویکار است که اینک در شکل جمهوری اسلامی خودمینمایاند.
مطالباتی که وبلاگ «نان و آزادی» پیش میکشد، بهجز این حقیقت که بارزترین و انقلابیترین مطالبهی طبقاتیِ جنبش انقلابی نان و آزادی در مصر و تونس را پنهان میکند [که چند پاراگراف پایینتر بهآن میپردازم]، بهلحاظ میزان و چگونگی بهمراتب نازلتر از «منشور مطالبات حداقلی کارگران ایران» بهمناسبت سی و یکمین سالروزانقلاب است.
نگاهی بهمطالبات برآمده از تشکلها و نهادهاییکه بهنوعی جانبدار طبقهی کارگر محسوب میشوند و نیز مقایسهی آن با مطالبات تعبیر بورژوایی از «جنبش انقلابی نان و آزادی» که در وبلاگ نان و آزادی مندرج است، بهطور خودبهخود گویای جنبهی تقلیلگرایانهی و گستاخی حقارتآمیز اپوزیسیون بورژوایی در ایران را نشان میدهد:
منشور مطالبات حداقلی کارگران[5]:
1- برسمیت شناخته شدن بی قید و شرط ایجاد تشكلهای مستقل كارگری، اعتصاب، اعتراض، تجمع، آزادی بیان، مطبوعات و تحزب
2- لغو فوری مجازات اعدام و آزادی فوری و بی قید و شرط کلیه فعالین کارگری و دیگر جنبشهای اجتماعی از زندان
3- افزایش فوری حداقل دستمزدها براساس اعلام نظرخود كارگران ازطریق نمایندگان منتخب آنها در مجامع عمومی کارگری
4- طرح هدفمند کردن یارانه ها باید متوقف و دستمزدهای معوقه كارگران باید فورا" و بی هیچ عذر و بهانه ای پرداخت گردد
5- تامین امنیت شغلی برای كارگران و تمامی مزد بگیران، لغو قراردادهای موقت و سفید امضاء، برچیده شدن کلیه نهادهای دست ساز دولتی از محیطهای کار و تدوین و تصویب قانون کار جدید با دخالت مستقیم نمایندهای منتخب مجامع عمومی کارگران
6- اخراج و بیكار سازی كارگران به هر بهانه ای باید متوقف گردد و تمامی كسانی كه بیكار شده اند و یا به سن اشتغال رسیده و آماده به كار هستند باید تا زمان اشتغال به كار از بیمه بیكاری متناسب با یك زندگی انسانی برخوردار شوند
7- لغو کلیه قوانین تبعیض آمیز نسبت به زنان و تضمین برابری کامل و بی قید و شرط حقوق زنان و مردان در تمامی عرصه های زندگی اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و خانوادگی
8- برخورداری تمامی بازنشستگان از یك زندگی مرفه و بدون دغدغه اقتصادی و رفع هرگونه تبعیض در پرداخت مستمری بازنشستگان و بهره مندی آنان از تامین اجتماعی و خدمات درمانی
9- تمامی كودكان باید جدای از موقعیت اقتصادی و اجتماعی والدین، نوع جنسیت و وابستگی های ملی و نژادی و مذهبی از امكانات آموزشی، رفاهی و بهداشتی یكسان و رایگانی برخوردار شوند
10- اول ماه مه باید تعطیل رسمی اعلام گردد و در تقویم رسمی كشور گنجانده شود و هر گونه ممنوعیت و محدودیت برگزاری مراسم این روز ملغی گردد
مطالبات منشورِ حقارتبارِ بورژوایی مطرح شده در وبلاگ نام و آزادی بهقرار زیر است.
١- برانداختن جمهوری اسلامی
٢- جدائی کامل دین از دولت و نظام آموزشی کشور
٣- برقراری آزادیهای سیاسی
٤- آزادی تمامی زندانیان سیاسی
٥- برابری حقوق سیاسی و اجتماعی زن و مرد، لغو حجاب اجباری
٦- برابری ملیتهای ساکن ایران و خودمختاری منطقهای برای مناطقی با ترکیب ملی ویژه
٧- افزایش حداقل دستمزد کارگران بهبالای خط فقر، پرداخت بیمه بیکاری به تمامی بیکاران، آزادی تشکل و اعتصاب
٨- برقراری یک نظام جامع تامین اجتماعی از تولد تا پایان عمر
براساس کدام معیار و سنجهای که از زمین زندگی واقعی روییده باشد، مردم کارگر و زحمتکش باید «منشور مطالبات حداقلی کارگران...» را بگذارند و بهمطالبات فریبآمیز و باسمهای منشور بورژواییِ سایت نان و آزادی بچسبند؟ حقیقتاً که «اپوزیسیون» چپِ بورژوایی̊ گستاخی و پُررویی را از حد گذرانده، که مردم را اینچنین نادان و سادهلوح فرض میکند. حقیقت این استکه خاستگاه معرفتشناسانهی این فرضیه (که مردم کارگر و زحمتکش را نسبت بهمطالباتشان نادان و سادهلوح بهحساب میآورد) چیزی جز پُرروییِ متمایل بهحماقت نیست.
اما بهراستی شأن نزول این مطالبات فریبآمیز و بهمراتب نازلتر از منشور مطالبات حداقلی کارگران چیست که چهرهی زشت، گستاخ و حقیر خود را پشت «جنبش انقلابی نان و آزادی» در مصر، تونس و دیگر نقاط جهان پنهان میکند؟
حقیقت این استکه «فدراسیون مستقل اتحادیههای کارگری» در مصر طی نشستی که در 30 ژانویه 2011 «با حضور نمایندگان اتحادیههای مستقل کارمندان ادارات املاک و مستغلات و کارمندان جمعآوری مالیات، اتحادیه بازنشستگان، اتحادیه تکنسینهای بهداشت و درمان، اتحادیه مستقل معلمان و همچنین رهبران کارگری از شهرهای محله، حلوان و شهر سادات و دهم رمضان» تشکیل داد، ضمن اعلام موجودیت خود، 5 مطالبهی فوری را نیز در برابر دستگاههای دولتی و طبقهی صاحبان سرمایههای کلان قرار داد[6]. دومین مطالبه از میان این مطالبات پنجگانه بیانگر جوهرهی «جنبش انقلابی نان و آزادی» استکه نه تنها در ایران میتواند بهیک مطالبهی طبقاتی و سازماندهنده تبدیل شود، بلکه احتمال پذیرش جهانی آن نیز چندان ناچیز نیست. عین این خواسته چنین است «2- تعیین حداقل دستمزدی که کمتر از 1200 لیره (پوند مصر) نباشد، همراه با افزایش سالانه آن بهتناسب نرخ تورم، تضمین حق شاغلین برای دریافت مزایا و پاداشها بهتناسب کارشان، بهویژه برای مشاغل خطرناک. علاوه براین حداکثر دستمزدها بههیچ وجه مجاز نیستند که بیش از ده برابر حداقل دستمزدها باشند»[تأکید از من است].
این مطالبهی تاریخیـطبقاتی ضمن اینکه وحدت طبقاتی همهی کارگران و زحمتکشان جهان را در برابر همهی صاحبان سرمایههای کلان و بوروکراتهای رده بالا پیشنهاده دارد، درعینحال وحدت و همراستایی تاریخی مبارزات کارگری را نیز از کمون پاریس تا «جنبش انقلابی نان و آزادی» نمایندگی میکند. ویژگی سازماندهنده، طبقاتی و رادیکال این مطالبه در آنجایی بهبارزترین شکل نمایان میشود که فریبکاری ذاتی بورژازی را بهچالش میکشد. بورژوازی ـدر همهجا و همیشهـ بهواسطهی پنهان نگهداشتن ذات فریبکارانهی خود در برابر کارگران، زحمتکشان و تهیدستان، هیچگاه این جرأت را پیدا نکرده استکه برعلیه مطالبهی حداکثر دستمزد و حداکثر درآمد̊ قانون بنویسد و مجازات تعیین کند. این پنهانکاری تا آنجا برای بورژوازی حیاتی استکه حتی در شرع و عرف بورژوایی هم ردی از گناهآلودگی و مذمومیت در برابر مطالبهی حداکثر دستمزد و حداکثر درآمد پیدا نمیشود. بههرروی، طرح مطالبهی حداکثر دستمزد̊ و تعمیم کاملاً منطقی، بهجا و شایستهی آن بهحداکثر درآمدِ همهی آحاد اجتماع̊̊ ضمن اینکه طنین مطالبهی حداقل دستمزد را در درون و بیرون مناسبات کارگری دهها برابر میگستراند و میتواند بهعامل بسیار مؤثری در امر سازمانیابی طبقاتی تودههای مردم تبدیل شود، درعینحال دارای این ویژگی استکه بورژوازی، دولت و متشرعینِ جیرهخوار بورژوازی ـنیزـ در برابر آن خلع سلاحاند.
شأن نزول پیدایش وبلاگ نان و آزادی، راهبردها و مطالباتش ـبهجز طرح فراطبقاتی و مجازی «شبکههای اجتماعی» و ایجاد پارادوکس در برابر امکان تشکلیابی سندیکایی و اتحادیهای کارگران در ایران، ارائهی تصویری دفرمه از «جنبش انقلابی نان و آزادی» است. چراکه نادیده گرفتن مطالبهی حداکثر دستمزد چیزی جز انکار روح بالندهی «جنبش انقلابی نان و آزادی» و خاصهی طبقاتی و جهانی آن بهمنظور ایجاد زمینه برای گسترش و تعمیق بیشتر کاپیتالوپارلمانتاریسم نیست که در دفاع از سیستم مبتنی بر فروش نیرویکار و پیامدهای ناگزیر آن [«نابرابری، ستم و تبعیض، فقر، گرسنگی و بیکاری»]، هماینک همهی تأسیسات زیربنایی لیبی را «یوگوسلاویزه» میکند تا ضمن بازی در نقش «نجاتدهنده»، زمینهی ارسال صدها و هزاران کارشناسِ کارنشناس را بهلیبی و دیگر کشورهای شمال آفریقا فراهم بیاورد.
حقیقت این استکه با طرح سازمانیافتهی مطالبهی حداکثر دستمزد (و طبیعتاً مطالبهی حداکثر درآمد) میتوان بورژوازی را در درون ذات فریبکارانهاش بهتنگنا انداخت؛ بازیگریهای دیپلماتیک و قشریاش را بهضد خویش تبدیل نمود؛ و زمینهی بسیار مؤثری برای افزایش حداقل دستمزد فراهم آورد. جنبش سبزِ بدون موسوی ـ(که وبلاگ نان و آزادی فقط یکی از هواداران آن است) از همین مطالبهی طبقاتی، انترناسیونالیستی و انقلابی استکه بهدست و پا افتاده و نان و آزادی را از «جنبش انقلابی نان و آزادی» کِش رفته است.
در همهجا و همیشه، این ذات بورژوازی بوده استکه جانورگونه همهی نسبتها و دستآوردهای طبیعی و اجتماعی را بهدرون معدهی سودافزای خویش ریخته تا انباشت اجتماعی را بهانباشت سیاسی و انباشت سیاسی را بهانباشت اقتصادی تبدیل کند. جنبش کارگری اگر نتواند ضربات جدی بهاین چرخه و نیز روند معکوس آن وارد آورد، هرگز نمیتواند کیفیتاً گامی بهجلو بردارد. مطالبهی حداکثر دستمزد یک اهرم نیروافزا، کم هزینه و استراتژیک برای گامهای بلند و کیفیتاً نوین است.
عباس فرد ـ لاهه ـ 2 آپریل 2011 (شنبه 13 فروردین 1390)
پانوشتها:
[1] لینک زیر مقالهای مندرج در سایت جنبش کارگری استکه تصویر عمومیِ گسترش جهانی جنبش انقلابی نان و آزادی را نشان میدهد:
فِرِد ویلسون: خیزش جهانی کارگران: "آخرین سنگر" در مقابل تهاجم سازمانیافته بهطبقهی کارگر و طبقهی متوسط
[2] لینک سایت نان و آزادی:
http://nan-azadi.blogspot.com/
[3] چنین بهنظر میرسد که سایت اشتراک درجهتگیری جدیدش که مصاحبه با آقای دهباشی و تبلیغ وبلاگ نان و آزادی از نمودهای آن است، بهطیف چپِ جنبش سبزِ «نوین» ـیا جنبش سبزِ بدون موسوی و نماد سبز) چرخیده و در جهت آن گرایش قرار گرفته که میخواهد جنبش فروپاشیدهی سبز را با شعار سرنگونی جمهوری اسلامی و نادیده گرفتن ماهیت طبقاتی و بورژوایی آن بازسازی کند!؟ برای مطالعه و بررسی مصاحبهی سایت اشتراک با آقای حمید دهباشی بهلینکهای زیر مراجعه کنید:
http://www.eshterak.info/m/2011/02/post-50.html
http://www.omied.de/component/k2/item/297-حمید-دباشی-کیست؟.html
[4] محسن سازگارا از اولین عوامل، پادوها و کارچاقهای سپاه پاسداران بود که ویژگی آن (خصوصاً در بدو شکلگیریاش) این بوده است که میتواند هرآدم اندکی مخالف منافع خودرا بهنوعی پای دیوار بگذارد و از هستی ساقطش کند. محسن مخملباف نیز بهعنوان یک هنرمندنما که اینک در نقش «هنرمند» خودفروشی هم میکند؛ در سالهای 60 تا 65 هفتتیر بهکمر میبست و ـگاه همراه با لاجوردی و گاه همراه جانورانی دیگری که بههمان اندازه درندهخو بودندـ بهگشت خیابانی میآمد تا زندانیان سیاسی سابق را شناسایی و بازداشت کند. بهطورکلی، واقعیت این استکه بسیاری از افراد و عناصر «اپوزیسیون» راستِ بورژوایی̊ سوابق بسیار «درخشانی» در جنایت و شکنحه و آدمکشی دارند. ناگفته نماند که در مقایسهی بین آریامهریها با اسلامیها، این اسلامیها هستند که مدال کلهی خونین و شنکنجه شده را از آن خود میکنند.
[5] برای مطالعهی «منشور...»، ازجمله میتوانید بهسایت اتحادیه آزاد کارگران ایران مراجعه کنید:
http://www.etehade.com/?page=news&nid=1677
[6] روی لینک مقابل کیلیک کنید تا تمامی بیانه در دسترس قرار بگیرد: بیانیه اعلام موجودیت هیأت مؤسس فدراسیون مستقل اتحادیه های مصر


