امید
info@omied.de



کمپین دو میلیون امضا علیه اعدام!

مقالات



از جنبش کارگری



برگزیده های سایت



انقلابی غیر منتظره؟ – آنچه تونس را متمایز می کند

 برای قضاوت قطعی درباره تحولات پرشتاب و حیرت انگیز تونس اطلاعات و داده‌هایی بیش از آنچه که امروز در دسترس است، مورد نیاز است. با این همه مشاهدات اولیه از خیزش توده های زحمتکش در تونس تحولی نو در ژئو پلیتیک جهان امروز را نشان می دهند. برای نزدیک شدن به شناخت این مؤلفه های نو، لازم است به برخی از جوانب این تحول پرداخت.

اول این که آنچه در تونس واقع شد، بیش از آن که در ادامه تحولاتی از نوع جنبش پسا انتخاباتی در ایران باشد، از نوع اعتراضاتی بود که در فرانسه و بر علیه هجوم دولت دست راستی سارکوزی به دستاوردهای طبقه کارگر صورت گرفت. تونس و ایران هر دو در جرگه کشورهای باصطلاح «اسلامی» هستند و هر دو از کشورهای صنعتی پیشرفته به شمار نمی آیند. با این همه تحولات تونس با اعتراضات در کشور پیشرفته فرانسه شباهت دارند و نه با اعتراضات پسا انتخاباتی در ایران که از شرایط سیاسی ظاهراً مشابهی با تونس برخوردار است. بر خلاف تشابه ظاهری دو کشور «اسلامی» ایران و تونس، از نظر جهتگیری دولت و طبقه حاکم، تفاوتی عمیق بین شرایط این دو کشور وجود داشت و دارد. بن علی رئیس جمهور- دیکتاتور تونس، نماینده برجسته مدرنیزه کردن دولت تونس با نزدیکی به غرب و قرار دادن آن در بازار جهانی بود. تونس از پرچمداران دولت «آزاد» مدل غربی در شمال آفریقا و کشورهای عربی است. بازار آزاد در دوران بیست و سه ساله زمامداری بن علی در پیوند و هارمونی کامل با جریان مسلط بر سرمایه داری جهانی و نهادهای آن گسترش و قوام یافت و تونس را تبدیل به جامعه‌ای «مدرن» - و ایضا تبدیل به یهشتی برای توریستهای اروپائی – نمود. از این نقطه نظر تحول دو دهه اخیر در تونس را بیشتر با تحول ایران در دوران پهلوی می‌توان مقایسه کرد. در حالی که تعمیق و گسترش مناسبات سرمایه داری در ایران در همین دوره، در کشمکشی بی پایان با جریان مسلط بر سرمایه داری جهانی انجام گرفت. از نظر ایدئولوژیک ایران و تونس در دو وضعیت کاملاً متفاوت قرار داشتند. کشمکش بی پایان ایدئولوژی دولتی در ایران با لیبرالیسم غربی، همراه با قدرتگیری طبقه متوسط شهری متمایل به زندگی مدرن غربی، امکان عمل لیبرالیسم به عنوان اپوزیسیون دولت اقتدار گرا را در ایران فراهم نموده و آن را به نیروئی هژمون در مبارزه طبقاتی در ایران بدل نمود. امری که در جنبش سبز پسا انتخاباتی بیان خود را یافت. چنین امکانی در تونس وجود نداشت. بن علی پرزیدنت محبوب دمکراسی های غربی بود. لیبرالیسم غربی نمی‌توانست در تونس در هیأت اپوزیسیون ظاهر شود. برای این لیبرالیسم، مدتهاست که آزادی معنائی جز آزادی تحرک سرمایه خودی ندارد و این سرمایه خودی غرب در تونس از آزادی کامل برخوردار بود. دقیقاً همین نیز سکوت غربی‌ها در قبال تحولات در تونس را توضیح می دهد.

به این اعتبار، جنبش اعتراضی توده های زحمتکش در تونس، جنبشی بود بر علیه حاکمیت و بر علیه نتایج سرمایه داری موسوم به گلوبال، در حالی که جنبش پسا انتخاباتی در ایران، جنبشی بود برای پیوستن به این سرمایه داری گلوبال. جنبش پسا انتخاباتی در ایران را باید از واپسین جنبشهای دست راستی دانست که «انقلابات» مسالمت آمیز کشورهای اروپای شرقی آغاز گر آن بودند. در حالی که جنبش اعتراضی در تونس را باید از طلیعه جنبشهایی به شمار آورد که آینده مبارزه بر علیه سرمایه داری را رقم می زنند. جنبش سبز پسا انتخاباتی مرثیه ای برای گذشته بود، خیزش مردم تونس چکامه ای است برای آینده. این تفاوت بنیادی دو جنبش در ایران و تونس است. به همین دلیل است که جنبش تونس با مبارزات کارگران فرانسه به مراتب بیشتر خویشاوند است تا با جنبش دست راستی سبز در ایران.

دوم صرفنظر از نتایج تحولات در تونس، جنبش در تونس تا همین امروز مرزهای یک شورش را پشت سر گذاشته است. مفسران مدیای بورژوازی در غرب آغاز به سخن گفتن از انقلاب تونس کرده اند. شاید حقیقتاً این یک انقلاب باشد. انقلابی که چه بسا آغاز دوران نوینی را اعلام می کند. در تونس قدرت خیابان قدرت دولتی را به مصاف طلبید و تا به امروز به پیروزیهای چشمگیری دست یافته است. این جنگی بین فراکسیونهای قدرتمند درون طبقه حاکمه نبود که با درگیری‌های خیابانی همراه شده باشد. این طغیان حکومت شوندگان بر علیه حکومت کنندگان بود. دقیقاً به همین دلیل، تحولات تونس از همراهی و حمایت هیچ طبقه حاکمه ای در هیچ کدام از بلوک بندیهای اصلی جهان معاصر برخوردار نیست. همه نگران «امنیت» در تونس هستند. همه آرمانهای دروغین «آزادی» و «عدالت» اسلامی و غیر اسلامی، تحت الشعاع سؤال اصلی «امنیت» قرار گرفته اند. در تونس این «امنیت» است که به خطر افتاده است. اما امنیت چه کسی؟ این کدام امنیت است که وزارت خارجه جمهوری اسلامی ایران به همان اندازه نگرانش است که وزیر امور خارجه آمریکا و صدراعظم آلمان و مسئولین بازار واحد اروپا؟ قدرت تاکنونی جنبش در تونس در این بود که همه تمایزات سیاسی-ایدئولوژیک فراکسیونها و بلوکهای مختلف و متمایز سرمایه را پشت سر نهاده و در عین سادگی خویش چیزی ورای همه آن تمایزات را هدف قرار داد، چیزی که بنیان همه آن نظامهای متخالف با یکدیگر را تشکیل میدهد. مبارزه طبقاتی در تونس با تمام سادگی اش سرمایه را هدف قرار داد. این همان مبنای مشترک نگرانیهای همه حاکمان از واشنگتن تا تهران و ازبرلین و پاریس و لندن تا پکن است.

سوم خیزش توده های زحمتکشان در تونس اولین جنبش با مشخصات یک انقلاب در یک کشور عربی پس از انقلابات ضد استعماری میانه قرن بیستم است. این جنبشی است با تبعاتی بسیار گسترده برای همه کشورهای عربی. در الجزایر نبردی مشابه هم‌اکنون با تمام قوا در جریان است. نبردی که چه بسا به نتایجی مثل تونس بیانجامد. تا گسترش دامنه جنبش به مصر راه زیادی در پیش نیست. مصر نیز از همه عوامل لازم برای شکل‌گیری جنبشی مشابه برخوردار است: نظامی دوستدار غرب، رئیس جمهوری مادام العمر و محبوب غرب، دولتی «مدرن» و در عین حال اقتدارگرا، طبقه حاکمه ای فاسد و توده عظیمی از گرسنگان. کافی است در نقطه‌ای و در لحظه‌ای جرقه این انبار باروت زده شود. این بار نتایج آن کاملاً متفاوت از همه شورشهای تاکنونی خواهد بود. تونس به جهان عرب نشان داد که برای به زیر کشاندن حاکمان نه نیازی به افسران جوان هست و نه نیازی به اخوان المسلمین. تونس قدرت خیابان را بر افکار عمومی تحقیر شده جهان عرب آشکار کرد. تا امروز هیچ مفسری، هیچ سیاستمداری و هیچ دولتمردی نگران وقوع انقلابی در جهان عرب نبود. تونس نقطه پایانی بر این آرامش حاکمان بود. و مهم این که جنبش محرومان در تونس این را با دور زدن و نادیده انگاشتن آلترناتیوهای اسلامی این حاکمان انجام داد و این آن امری است که قدرت و جاذبه این جنبش را در سطحی بسیار فراتر از جهان عرب طرح می کند. هنوز نمی‌توان روند وقایع را پیش‌بینی کرد. اما تردیدی در این نمی‌توان داشت که چنانچه جنبش انقلابی تونس بتواند گرایشات عدالتخواهانه اش را در قالب سیاست و ایدئولوژی چپ بیان کند، چنانچه این جنبش بتواند عناصری از سوسیالیسمی رهائیبخش را در درون خود پرورش داده و به افقی غالب بر تحولات بدل کند، آنگاه خواهد توانست منشأ الهامی برای تمام آفریقا و خاورمیانه باشد. شاید این به تنهائی در تونس واقع نشود و همراه با تحولات در الجزایر چنین سمت و سوئی برای خود برگزیند. این که جنبش در تونس تا همین امروز توانسته است در قالبهایی بیرون از صف بندیهای ارتجاعی تاکنونی عرض اندام کند، نقطه آغازی امید بخش است. افتخار باز کردن راهی در این جهت تا همین امروز نیز نصیب مبارزان جسوری شده است که بی پروا برای حق یک زندگی انسانی به پا خاسته اند.

چهارم از تونس نسیمی فرحبخش وزیدن گرفته است. تحولات تونس تأکیدی است بر این که چنین نبوده است و چنین نیز نخواهد ماند.

 

بهمن شفیق

25 دی 89

15 ژانویه 2010

نظر شما


یادداشتها



تاریخ کمون پاریس 1871

commune-cover

سیاست



تحولات جهان عرب

از نان و آزادی تا بمب و «آزادی»

آنچه در لیبی می‌گذرد یک تراژدی است. تراژدی مردمی که دست به انقلاب زدند، بی آن که برای انقلاب آماده بوده باشند. لیبی نارسائیها و ضعفهای انقلاب نان و آزادی در جهان عرب را به تما

آوانگارد پرولتاریای جهانی

کارگران مصر با سرعتی حیرت انگیز می روند تا به آوانگارد پرولتاریای جهانی بدل شوند. نه تنها موج رو به افزایش اعتصابات کارگری پس از برکناری مبارک، بلکه بیش از آن افقهای حاکم بر حر

احسان، انترناسیونالیسم و انقلاب نان و آزادی

دوران آشنائی ام با احسان کوتاه بود. احسان کوزه گری، دهقان زاده ای اهل شمال ایران که در جنگلهای میندانائو فیلی پین جان باخت. جوانی بود با هیکلی باریک اما ورزیده که سرسختی کار بر

از جنبش سبز تا جنبش نان و آزادی

  به‌محض این‌که جنبش نان و آزادی در مصر اولین گامِ انقلابی خودرا با صلابت هرچه تمام‌تر برداشت و با بیرون راندن حُسنی مبارک از مدار رسمی قدرت، مشت محکم دیگری به‌صورت

اساس تفاوت در شیوه های سرکوب نبود

وحید ولی زاده در شماره 82 نشریه خیابان طی یادداشتی ارزیابی کوتاهی از قیام خیابانی قاهره و تفاوت آن با درگیری های خیابانی پسا انتخاباتی در تهران انجام داده است. بررسی درسهای قیا

کامنتهای سبزینه بر مقاله ای سرخ

  بعضی از خوانندگان روشنگری هم اعجوبه هایی اندذ. به این کامنتها نگاه کنید.

از برلین تا شمال افریقا؛ از پایان تاریخ تا روز مبادا

سی و دو سال از انقلاب ایران می گذرد؛ انقلابی که از سوی مشاطه گران و ایدئولوگ های بورژوازی "آخرین انقلاب کلاسیک جهان" لقب گرفت. "مرگ کلان روایت ها" اعلام شده بود و همراه با آن است

فراخوان اتحادیه های کارگری به اعتصاب

  بنا بر گزارش الجزیره اتحادیه های کارگری در مصر وارد یک اعتصاب سرتاسری شده اند. بنا بر این گزارش در روز چهارشنبه بیش از 20000 کارگر دست به اعتصاب زده اند. 

یک درخواست

به نظر من جدال بر سر تبیین ماهیت جنبش انقلابی در جهان عرب یکی از مهم ترین عرصه های نبرد امروز است. روشن است که یک مؤلفه اصلی تبلیغات بورژوائی پر رنگ کردن حضور جریانات "خودی" خواهد

این جنگ را نباید واگذار کرد

همه شواهد نشان می‌دهند که انقلاب نان و آزادی در مصر در حساس‌ترین نقطه حیات خود قرار گرفته است. نقطه‌ای که در آن تکلیف آرایش سیاسی جامعه مصر در حال تعیین شدن است. و درست در