اماسخنی باشماآقای محسن حکیمی ،اولاقصدنداشتم جواب نقدسخیف شماراکه هم ازجنبه عقلی به سفسطه می ماندوهم ازلحاظ واقعی وعملی ،غیرواقع است بدهم.امابامشاهده سایت کمیته پیگیری برای کمک به ایجادتشکل (منطقه تهران)نظرم تغیریافت.آنجایی که باجمع آوری امضاخواهان کن لم یکن شدن فعالیتهای سندیکاشده اید.،بنظرم بسیارتوهین آمیزآمد.لازم دیدم چندسطری درموردآن بنویسم.نمی دانم که مغرضانه ویا ازروی عمدسعی برآن داریدکه دستاوردهای سندیکارانادیده گرفته،وباشدیدترین الفاظ آنرابکوبید.که کاملا بی انصافی است.درهمین نوشتاری که درسایت افق روشن منشرکرده ایددرکمال بی رحمی عنوان نمودید که تشکیل سندیکا هیچ مشکلی راحتی سرسوزنی به نفع هیچ کارگری تغییرنداده است.این درحالیست که درهمین مدت کم فعالیت سندیکا حدود70هزارتومان به حقوق کارگران افزوده شده است.سندیکای نیشکرهفت تپه مشکلات تمامی کارگران تولیدقندوشکرایران ،منجمله واردات بی رویه شکر،پایین بودن تعرفه گمرکی وفرسوده بودن صنایع تولیدشکررادرداخل کشورمنعکس کرده است.به گفته آقای شفیعیمدیرعامل شرکت ،تنهاکارخانه تولیدشکردرکشورکه آنهم بدلیل تلاشهای پیگیرکارگران منجمله اعتصابات و...تعمین اعتبارشده است،کشت وصنعت نیشکرهفت تپه می باشد.ضمن اینکه مابدنبال دیگرخواسته های کارگران،اعم ازبالا بردن ضریب ریالی،مشاغلبندی وقانومندکردن واگذاری منازل سازمانی بوده ایم که درمورد آخری به پیشرفتهایی هم رسیده ایم.امافراموش نکنید که این تازه آغازراه است.واقعیت آنستکه طفلی بنام سندیکابدنیاآمده است که نیازبه مراقبت ونگهداری ازسوی تمامی کارگران دارد.واین طفل سرانجام برناخواهدشد.
آقای حکیمی ،فراموش مکن که اعتصاب هدف نیست .بلکه یکی ازوسایلی است که کارگران برای نیل به خواسته های صنفی خود،دست به آن میزنند.که مدت،تاریخ،اندازه وچگونگی آنراسندیکاتعیین میکند.ما ازپیوستن به اتحادیه IUFکه مارادرنهایت به ILOمتصل میکند ،استقبال میکنیم که باعث بالا رفتن اتحادکارگران می گردد.شاید سه جانبه گرایی آرمان تک تک کارگران نباشداما میخواهیم ازظرفیتهای واقعی آن که تاکنون ازآن بی بهره بوده ایم،استفاده نماییم.بااین حال ،نگاه مابه درون است.نگاه ما به کارگران هفت تپه است که به خواسته هایشان دست پیداکنند.نه ازتشویق دیگران زیادخردسندمیشویم ونه ازاخم وغضب آنهادلسردمی گردیم.
آقای حکیمی سندیکانتیجه اراده وخواست کارگران هفت تپه است.شماچگونه بخوداجازه میدهیدکه این خواست صنفی کارگران رانفی کنید.کمااینکه ،همین کارگران برای بدست آوردن این حق ،چه کوششهاومرارتهایی که متحمل نشده اند.واکنون چه دربرابرتضییع کننده های حق خویش وچه دربرابرنادوستانی همچون شمامقاومت می نمایند.
امانسخه شماچیست؟کارگران باتصرف کارخانه هاوباایجادشورای کارگری زمام اموررابدست خویش ،گیرند.آیادرشرایط حاضراین فکرعملی است؟آیابهانه راجهت سرکوب کارگران فراهم نمی آورد؟ آیااین انداختن کارگران دردام ایدئولوژیک نیست؟ آیاپذیرفتنی است به خاطریک ایده وخیال ،سندیکاکه واقعیت وخواست کارگران امروزاست رانفی کرد؟ آیااین تحمیل اندیشه کمونیستی شمابرعموم کارگران نیست؟
مشکل شمااینست که براساس معیارهاوایدئولوژی جزم گرای خود،درمورد جنبش کارگری قضاوت می کنید.وهنوزدرخیال یک ایده مانده اید.من کارگراین چنین نمی خواهم.من بدنبال نابودکردن وحذف سرمایه دارنیستم.من بدنبال تسخیرجایی،براندازی و...نیستم.من جستجوگرحقوق پایمال شده خویشم.من باایجادتشکل مستقل وقدرتمند،حق خویش رامی ستانم.
رضارخشان 4دیماه 1387


