امید
info@omied.de



کمپین دو میلیون امضا علیه اعدام!

مقالات



از جنبش کارگری



برگزیده های سایت



پس از سه سال هنوز هم تاوان می دهیم

سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه که در آبانماه هزار وسیصد و هشتاد وهفت به عنوان تشکل مستقل کارگری و با همت کارگران شریف نیشکر هفت تپه تاسیس شده است اکنون در حالی وارد چهارمین سال فعالیت کارگری خود شده است که دستاوردهای تلخ وشیرینی از خود بجا گذاشته است. شیرین از ین لحاظ که تاسیس این سندیکا هم دستاوردهای مثبتی برای کارگران نیشکرهفت تپه داشته ونقش مهمی دربهبود زندگانی کارگران این موسسه ایفا نموده است و هم باعث گردیده است که ما کارگران نیشکر هفت تپه از عزت و ارج انسانی به مراتب بیشتری برخوردار گردیم..

دستاوردهایی که قبلا نیز در موارد مختلف بدان پرداخته ایم . اما تلخ ازین لحاظ که  6نفر از ما، که همگی عضو هیئت مدیره سندیکا هم بودیم (فریدون نیکوفرد،علی نجاتی،جلیل احمدی ، قربان علیپور، محمدحیدری مهر و رضارخشان) تحت شدیدترین فشارها از طرف نهادهای امنیتی و قضایی قرار گرفتیم. مصائبی از تحمل زندان گرفته تا اخراج ازکار. اما براستی چرا؟ ما چه گناهی مرتکب شده ایم؟ جز اینکه حق خود را می خواستیم؟

یکی از اتهاماتی که برما وارد می کردند و ما را مجرم می خوانند مسئله تاسیس سندیکا بود. آنهم درکشوری که صدها سندیکای کارفرمایی وجود دارد که نه تنها با مخالفت نهادهای دولتی و قضائی روبرو نیستند، بلکه در میان این این نهادها برای کمک به این سندیکاها و جلب نظر مثبت آنان مسابقه برقرار است. اما زمانیکه به سندیکای کارگران می رسند تشکیل آن را جرم محسوب می کنند. آیا منظور از اخراج این معنی را نمی دهد که ما باید بمیریم؟ بمیریم و یا در مقابل اجحاف به زانو در بیائیم؟ خانواده های ما، همسران و کودکان ما چه گناهی کرده اند که با حکم اخراج ما آنها نیز به محرومیت از حداقل نیازهای زندگی محکوم می شوند؟ این همه بیعدالتی، از زندان گرفته تا اخراج و تا جریمه نقدی همه و همه نشان ازین واقعیت می دهد که گویا ما گناهی کرده ایم که پس ازسه سال، هنوز هم نابخشودنیست و گذشت زمان موجب آن نشده است که اندکی از این غیظی که بر علیه ماست کاسته  شود و در نتیجه ، مقداری از دشواریهای ما کم شود. چرا که ما بعنوان یک کارگر حق داریم که از ابتدایی ترین حقوق اجتماعی یعنی حق کارکردن برخوردار شویم. پس از سپری کردن دوره 6ماهه زندان ما شش نفر و پس از گذشت بیش از دو سال از اخراج ما، متاسفانه آقای علی نجاتی که قبلا به اتهام تبلیغ علیه نظام محکوم شده بود و دوران حبس خود را گذرانیده است در زمانی که درحبس پرونده قبلی خود به سر می برد، پرونده دیگری به همین اتهام دوباره مطرح شد و با اینکه در دادگاه بدوی تبرئه شده بود متاسفانه دردادگاه تجدید نظر به تحمل یکسال حبس دیگر محکوم شده است . این درحالیست که رفیق ما از ناراحتی قلبی شدیدی رنج می برد که همین چندی پیش تحت عمل جراحی قرار گرفته بود و با اینکه طبق نظر پزشک باید حداقل ماهی یکبار معاینه مجدد شود و همچنین رژیم غذایی خاصی را باید رعایت نماید، تحمل این حبس سنگین میتواند به سلامتی ایشان لطمه شدیدی وارد نماید.

ازطرفی دیگر،هیچ گونه چشم انداز روشنی برای بازگشت بکار ما وجود ندارد. امری که متاسفانه حتی از لحاظ حقوقی به بن بست رسیده است. حکم اخراج  5 تن از ما توسط دیوان عدالت اداری مورد تایید قرارگرفته است که این خود نشان از انتهای دعوی حقوقیست. اما حتی در مورد اقای رضا رخشان که حکم اخراج ایشان توسط دیوان عدالت اداری نقض گردیده بود و در حالی که پرونده را برای بررسی مجدد به اداره کار دزفول فرستادند، در جلسه رسیدگی به ایشان عنوان کردند که اگر شورای اسلامی کار شرکت نیشکر هفت تپه با بازگشت بکار ایشان مخالفتی نداشته باشد حکم بازگشت بکار او را صادر خواهند کرد. اما شورای اسلامی کار درنامه ای به هیئت حل اختلاف اداره کار دزفول مخالفت صریح خود را با بازگشت بکار نامبرده اعلام کردند و درنهایت هیئت حل اختلاف دزفول بازهم رضا رخشان را اخراج نمود. این در حالیست که اعضای شورای اسلامی کار (بگفته خودشان) قرار بود که نماینده کارگرباشند و ازمنافع کارگران دفاع نمایند. با این همه لازم به یادآوریست که جهت حل مشکل خود بارها به اداره کار شهرستان، استان، استانداری، دادستانی، فرمانداری شهرستان، نهاد ریاست جمهوری و وزارت کار مراجعه کردیم مشکل اعضاء هیئت مدیره اما هنوز بر سر جای خود است.

درخاتمه، ما ضمن پایداری و دفاع از کلیه مطالبات و منافع کارگریمان و با اینکه روزگار بسیار سختی را چه از لحاظ روحی (که ناشی از اخراج شدن ماست. چرا که کار ما بخش مهمی از زندگیمان بود) و چه از جنبه معیشتی می گذرانیم (بطوریکه تامین نیازهای زندگی از خوراک وپوشاک گرفته تا هزینه کیف وکفش و مدرسه بچه هایمان بسیار دشوارشده است ودرتنگنا بسر میبریم) با اینهمه ضمن محکوم کردن حکم یکسال حبس اقای علی نجاتی (حبسی که ازامروز آغاز شد) خواستار توقف اجرای حکم و مختومه شدن پرونده ایشان هستیم. ما همچنین خواهان حمایت کلیه کارگران شریفی هستیم که به منافع طبقاتی سایر کارگران می اندیشند. چرا که همبستگی طبقاتی ما کارگران میتواند تحمل این همه مشقت ودشواری را آسان نماید.

سندیکای ما گرچه با دشواریهای بیشتر، اما با وحدتی نیرومندتر وارد چهارمین سال حیات خود می شود. اطمینان داریم که حق ما کارگران برای همیشه پایمال نمی ماند.

 

 

با آرزوی اتحاد و پیروزی کارگران

سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه

21/آبانماه/1390

 

نظر شما


یادداشتها



تاریخ کمون پاریس 1871

commune-cover

سیاست



تحولات جهان عرب

از نان و آزادی تا بمب و «آزادی»

آنچه در لیبی می‌گذرد یک تراژدی است. تراژدی مردمی که دست به انقلاب زدند، بی آن که برای انقلاب آماده بوده باشند. لیبی نارسائیها و ضعفهای انقلاب نان و آزادی در جهان عرب را به تما

آوانگارد پرولتاریای جهانی

کارگران مصر با سرعتی حیرت انگیز می روند تا به آوانگارد پرولتاریای جهانی بدل شوند. نه تنها موج رو به افزایش اعتصابات کارگری پس از برکناری مبارک، بلکه بیش از آن افقهای حاکم بر حر

احسان، انترناسیونالیسم و انقلاب نان و آزادی

دوران آشنائی ام با احسان کوتاه بود. احسان کوزه گری، دهقان زاده ای اهل شمال ایران که در جنگلهای میندانائو فیلی پین جان باخت. جوانی بود با هیکلی باریک اما ورزیده که سرسختی کار بر

از جنبش سبز تا جنبش نان و آزادی

  به‌محض این‌که جنبش نان و آزادی در مصر اولین گامِ انقلابی خودرا با صلابت هرچه تمام‌تر برداشت و با بیرون راندن حُسنی مبارک از مدار رسمی قدرت، مشت محکم دیگری به‌صورت

اساس تفاوت در شیوه های سرکوب نبود

وحید ولی زاده در شماره 82 نشریه خیابان طی یادداشتی ارزیابی کوتاهی از قیام خیابانی قاهره و تفاوت آن با درگیری های خیابانی پسا انتخاباتی در تهران انجام داده است. بررسی درسهای قیا

کامنتهای سبزینه بر مقاله ای سرخ

  بعضی از خوانندگان روشنگری هم اعجوبه هایی اندذ. به این کامنتها نگاه کنید.

از برلین تا شمال افریقا؛ از پایان تاریخ تا روز مبادا

سی و دو سال از انقلاب ایران می گذرد؛ انقلابی که از سوی مشاطه گران و ایدئولوگ های بورژوازی "آخرین انقلاب کلاسیک جهان" لقب گرفت. "مرگ کلان روایت ها" اعلام شده بود و همراه با آن است

فراخوان اتحادیه های کارگری به اعتصاب

  بنا بر گزارش الجزیره اتحادیه های کارگری در مصر وارد یک اعتصاب سرتاسری شده اند. بنا بر این گزارش در روز چهارشنبه بیش از 20000 کارگر دست به اعتصاب زده اند. 

یک درخواست

به نظر من جدال بر سر تبیین ماهیت جنبش انقلابی در جهان عرب یکی از مهم ترین عرصه های نبرد امروز است. روشن است که یک مؤلفه اصلی تبلیغات بورژوائی پر رنگ کردن حضور جریانات "خودی" خواهد

این جنگ را نباید واگذار کرد

همه شواهد نشان می‌دهند که انقلاب نان و آزادی در مصر در حساس‌ترین نقطه حیات خود قرار گرفته است. نقطه‌ای که در آن تکلیف آرایش سیاسی جامعه مصر در حال تعیین شدن است. و درست در