امید
info@omied.de



کمپین دو میلیون امضا علیه اعدام!

مقالات



از جنبش کارگری



برگزیده های سایت



کارخانه با دنیای مجازی فرق می کند- در پاسخ به خانم دانشفر

خانم شهلا دانشفر از رهبران حزب سبز کمونیست کارگری در نوشته ای با عنوان در پاسخ به "یکی از فعالین کارگری خوزستان سعی کرده است تا در دفاع از دوست خویش محمود قزوینی نظرات ما درباره چگونگی پیشرفت جنبش کارگری را رد کند. آنچه که تحت عنوان پاسخ از سوی خانم دانشفر خطاب به فعالان کارگری خوزستان داده شده را نه تنها پاسخ نمی دانیم بلکه عملا این مطلب را فرار از واقعیت موجودی که بر جنبش کارگران کشور حاکم است می دانیم.

دفاع ما از سندیکای هفت تپه و بطور مشخص رضارخشان و نامه اش به سندیکاهای فرانسه دفاع از شخص نیست بلکه دفاع از یک دیدگاه کارآمد و ضروری و حقیقی است که وجود دارد و ما عملا آنرا درک کرده ایم.وقتی که در نامه ی سندیکای هفت تپه به سندیکای فرانسه عنوان می شود که "کسانی که با ارسال پیام به شما سندیکاهای فرانسه اظهار دوستی می نمایند در داخل ایران خود نه تنها در ایجاد سندیکاها و اتحادیه های محیط کار فعال نیستند بلکه در حد توانشان در مقابل سندیکای موجود به کارشکنی می پردازند."صحت این موضوع برای ما کاملا ملموس وغیر قابل انکار است.شما فرموده اید که اختلاف بر سر تشکیل سندیکا یا عدم تشکیل آن نیست بلکه اختلاف در ارائه روشهای مبارزاتی است که موثر باشد و نتیجه بدهد. اما وقتی شما و دیگر کسانی که با شما هم نظر هستند حتی نتوانسته اید یک تشکل محیط کاری و منسجم درست کنید چگونه می خواهید برای آن راه کار مشخص کنید؟!

چگونه می توانید به آن کارها و فعالیت های کاملا پراکنده و غیر منسجم که انجام می دهید عنوان جنبش مجامع عمومی کارگران لقب بدهید؟!

اگر منظور شما جنبش مجامع عمومی کارگران در فضای مجازی است شاید نظر شما درست باشد زیرا در آن فضا شما پشت میز کامپیوترتان نشسته اید و خودتان جنبش راه می اندازید و خودتان هم هدایتش کرده و حتما بعد از حصول یک نتیجه مجازی !! به خودتان آفرین هم می گویید!!

شما خانم دانشفر محترم برای ما بگویید ببینیم با کدام روش می خواهید جنبش مجامع عمومی کارگران را هدایت کنید؟ چه برنامه ای برای کارگران داشته اید ویا ارائه داده اید؟ آیا کسانی که خود را پشت القاب عرض و طویلی چون اتحادیه آزاد کارگران ایران و یا کمیته هماهنگی پنهان کرده اند و شما و دیگر همکارانشان در واقع مدافع آنها هستید آیا هیچ می دانید که طی 5 یا 6 سال گذشته حتی نتوانسته اید یک سندیکای محیط کار هم بوجود آورید؟!

در داخل کشور برعکس نظر حضرت عالی کارگران احتیاجی به شعار دادن ولفاظی در فضای مجازی و قمپوز در کردن آنهم از فرسنگها دور را ندارند بلکه نیاز فوری و حیاتی آنها ایجاد تشکلهای درون محیط کار بطور واقعی است. نکته دیگر اینکه شما می گویید مثلا سندیکای واحد وقتی توانست تشکلی معتبر شود که فراخوان به اعتصاب غیر قانونی سال 84 داد.خوب نتیجه چی شد؟آیا چنین سندیکایی اصلا و اساسا امروز وجود خارجی دارد؟! مگر نه اینست که رئیس سندیکا آقای اسانلو زندانی شد دیگران گفتند که خوب حالا که به نتیجه رسید ه ایم و خواسته هایمان هم بطور نسبی برآورده شد پس دیگر سندیکا بی سندیکا ورفتند پی کارشان و تنها منصور بی چاره بود که سرش بی کلاه ماند!!

بلکه اگر سندیکای محترم واحد با برنامه ای حساب شده و به طور آهسته اما پیوسته جلو میرفت امروز به این روز نمی افتاد.جنبش مجامع عمومی کارگران ایران عزیز من زورو یا لوک خوش شانس نمی خواهد که بیایند و فورا شمشیر بکشند و طی مدت کوتاهی یا بکشند یا کشته شوند و بعد هم تمام شود و برود پی کارش این چنین اقداماتی فقط حاکمیت را واکسینه می کند وبس فقط ضرر است و نتیجه ای هم در بر ندارد.امروز زوروها و لوک های ما همین آقایان کمیته هماهنگی و اتحادیه آزاد کارگران ایران هستند که اولا برخلاف عناوین عریض و طویلشان تعداد اعضای آنها حتی به انگشتان دست هم نمی رسد. ثانیا هیچ گلی به سر خودشان هم نزده اند چه برسد به سر ما کارگران کشور.

شما مثلا کارنامه ی اینها را مقایسه کنید با کارنامه ی اتحادیه کارگران شمال خوزستان- اتحادیه خوزستان در طول عمر کوتاهش که به یک سال هم نمی رسد توانست در چندین اعتصاب بزرگ مثل ماهشهر و بندرامام و آبادان و ... دخالت داشته باشد و همراهی کند اعضای این اتحادیه در همین اواخر هیئت موسس برای تشکیل سندیکای مسافربرهای شخصی اندیمشک و حومه را پایه گذاری کرده و ایجاد نمودند و تازه این اول راه است که اگر تامل بفرمایید خبرهای موفقیت آمیز دیگر نیز در راه است که همه خواهند دید آنوقت شما ما را متهم به دست راستی بودن می کنید؟

ما دست راستی هستیم یا کسانی که دقیقا پا جای پای جنبش دست راستی سبز می گذارند و سبز زده شده اند و کاملا خود را با آن همراه کردند و از هیچ همگامی با آنها در یغ نکردند؟آیا فراخوان این آقایان برای برگزاری اول ماه مه را ندیدید که نهایت همسویی را با جنبش به اصطلاح سبز داشتند؟جنبش سبز عزیز من جنبش ملت ایران نبود اختلافی درونی بود بین خود حاکمیت آنهم بر سر منافع بیشتر اگر این جنبش جنبش ملت ایران بر علیه حکومت بود پس چرا سران آن مواضع خود را در چارچوب قانون اساسی دنبال می کردند و تازه از اینها هم بگذریم هیچگاه نظر خود را در مورد مثلا جنبش کارگری ایران و دیگر جنبشها مثل جنبش زنان اعلام نکردند و مواضع خود را روشن ننمودند.تازه این آقایان همان مسئولین دیروزی هستند و قبلا امتحانشان را پس داده اند!!

امروز در کشور بعد از چند دهه سرکوب و خفقان تازه فرصتی تاریخی در سایه ی اختلافات درون حکومتی برای چپ جامع پیش آمده است که باید از این فرصت برای تجدید سازمان به بهترین وجه استفاده کرد و در سایه ی این تجدید سازمان و متشکل کردن کارگران و ایجاد سندیکا های درون محیط کار بر تحولات سیاسی کشور اثر گذاشت اما این کار مستلزم یک برنامه ریزی دقیق و عملی است که باید در فضای واقعی صورت بگیرد نه در فضای مجازی همه ما باید از گذشته درس لازم را بگیریم زیرا معلوم نیست که چنین فرصتی دیگر تکرار شود چپ بورژوایی دیروز و آنتی سندیکالیست امروز اگر میخواهد تشکلی که نماینده ی اراده ی مستقیم کارگران باشد و صف مبارزات کارگران را متحد نگه دارد و در صحنه ی سیاسی جامعه قدرت مند به میدان بیاید درست کند باید در صحنه ی عمل به ایجاد تشکلات درون محیط کار اقدام نماید نه این که بگویید ما با ایجاد سندیکا و تشکلات درون محیط کار مشکلی نداریم اما عمل آنها خلاف این را نشان بدهد زیرا شما و دیگر کسانی که با شما همراه اند عملا هیچ اقدامی در جهت ایجاد سندیکا های درون محیط کار به عمل نیاورده اید و حتی بر علیه سندیکاهای مستقل موجود تیغ کشیده اید جنبش کارگران ایران قایق تندرو نمی خواهد که ابتدا از لا به لای دیگران جولان بدهد اما با اولین ضربه ی امواج حوادث متلاشی شود و اثری از آن باقی نماند بلکه این جنبش نیاز به یک نفت کش بزرگ دارد که بتوانند آهسته و پیوسته جلو برود و در کوران امواج حوادث آسیبی نبیند و تازه وقتی هم به مقصد رسید هزاران لیتر نفت را با خود به مقصد برساند و چنین نفت کشی با چنین ویژگی هایی همان سندیکا ها و اتحادیه های مستقل کارگری هستند که باید تشکیل شوند و برنامه های دراز مدت خود را البته آرام آرام اما پیوسته جلو ببرند نه این که انفجاری به میدان بیایند بعد هم توسط حاکمیت انفجاری از میدان بیرون انداخته شوند.!

انفجاری= اصطلاحی است که خانم دانشفر برای جنبش کارگری به کار برده است.

فعال کارگری خوزستان

17/مرداد ماه /1390

نظر شما


یادداشتها



تاریخ کمون پاریس 1871

commune-cover

سیاست



تحولات جهان عرب

از نان و آزادی تا بمب و «آزادی»

آنچه در لیبی می‌گذرد یک تراژدی است. تراژدی مردمی که دست به انقلاب زدند، بی آن که برای انقلاب آماده بوده باشند. لیبی نارسائیها و ضعفهای انقلاب نان و آزادی در جهان عرب را به تما

آوانگارد پرولتاریای جهانی

کارگران مصر با سرعتی حیرت انگیز می روند تا به آوانگارد پرولتاریای جهانی بدل شوند. نه تنها موج رو به افزایش اعتصابات کارگری پس از برکناری مبارک، بلکه بیش از آن افقهای حاکم بر حر

احسان، انترناسیونالیسم و انقلاب نان و آزادی

دوران آشنائی ام با احسان کوتاه بود. احسان کوزه گری، دهقان زاده ای اهل شمال ایران که در جنگلهای میندانائو فیلی پین جان باخت. جوانی بود با هیکلی باریک اما ورزیده که سرسختی کار بر

از جنبش سبز تا جنبش نان و آزادی

  به‌محض این‌که جنبش نان و آزادی در مصر اولین گامِ انقلابی خودرا با صلابت هرچه تمام‌تر برداشت و با بیرون راندن حُسنی مبارک از مدار رسمی قدرت، مشت محکم دیگری به‌صورت

اساس تفاوت در شیوه های سرکوب نبود

وحید ولی زاده در شماره 82 نشریه خیابان طی یادداشتی ارزیابی کوتاهی از قیام خیابانی قاهره و تفاوت آن با درگیری های خیابانی پسا انتخاباتی در تهران انجام داده است. بررسی درسهای قیا

کامنتهای سبزینه بر مقاله ای سرخ

  بعضی از خوانندگان روشنگری هم اعجوبه هایی اندذ. به این کامنتها نگاه کنید.

از برلین تا شمال افریقا؛ از پایان تاریخ تا روز مبادا

سی و دو سال از انقلاب ایران می گذرد؛ انقلابی که از سوی مشاطه گران و ایدئولوگ های بورژوازی "آخرین انقلاب کلاسیک جهان" لقب گرفت. "مرگ کلان روایت ها" اعلام شده بود و همراه با آن است

فراخوان اتحادیه های کارگری به اعتصاب

  بنا بر گزارش الجزیره اتحادیه های کارگری در مصر وارد یک اعتصاب سرتاسری شده اند. بنا بر این گزارش در روز چهارشنبه بیش از 20000 کارگر دست به اعتصاب زده اند. 

یک درخواست

به نظر من جدال بر سر تبیین ماهیت جنبش انقلابی در جهان عرب یکی از مهم ترین عرصه های نبرد امروز است. روشن است که یک مؤلفه اصلی تبلیغات بورژوائی پر رنگ کردن حضور جریانات "خودی" خواهد

این جنگ را نباید واگذار کرد

همه شواهد نشان می‌دهند که انقلاب نان و آزادی در مصر در حساس‌ترین نقطه حیات خود قرار گرفته است. نقطه‌ای که در آن تکلیف آرایش سیاسی جامعه مصر در حال تعیین شدن است. و درست در