امید
info@omied.de



کمپین دو میلیون امضا علیه اعدام!

مقالات



از جنبش کارگری



برگزیده های سایت



تشکل چاره ماست نه شعار های پوچ

انتشار مقاله ای تحت عنوان "فرصت طلبی زیر لوای سندیکای استقرار نیافته" ما کارگران اتحادیه ی مستقل شمال خوزستان را بر آن داشت تا به عنوان کسانی که در داخل کشور و مستقیما با کارگران و فعالیت های آنها در ارتباطیم  چند نکته را به نویسنده ی مطلب فوق یعنی جناب محمود قزوینی و دیگر کسانی که به شکل های گوناگون تئوری ارائه شده در این مقاله را تایید کرده اند یاد آور شویم.
اولا ما اعضای اتحادیه ی مستقل کارگران شمال خوزستان حقیقتا به فرمایشات جناب قزوینی به عنوان نظر کسی که بر ضروریات و اوضاع و احوال جنبش کارگرانه داخل کشور مسلط و آگاه است نگاه نمی کنیم به عبارت دیگر فرمایشات ایشان چنان دور از واقعیات فضایی است که ما آن رامستقیما درک میکنیم که به ما اجازه می دهد فکر کنیم احتمالا ایشان به خاطر تسویه حسابهای شخصی با کسانی که با آن ها بنا به دلایلی مشکل دارد این مطالب را ارائه داده است  یا شاید هم ایشان مثلا در آپارتمان خود نشسته و مشغول خوردن بیفتیک آلمانی با کلم قرمز و سیب زمینی سرخ کرده بوده اند و بعد از آن با زدن چند پیک مشروب لایعقل شده و در عالم مستی خود را بر مسند رهبری جنبش کارگران دیده و اقدام به قلم فرسایی نموده و مثلا ما گمگشتگان راه سوسیالیسم را با بلغور افاضات به راه راست هدایت فرموده اند!!! دوما ایشان فی جمله می فرمایند وجود و تشکیل مثلا سندیکا و تشکل یابی برای کارگران در شرایط کنونی امکان پذیر نبوده و فقط باعث هزینه و کند شدن حرکت اعتراضی کارگران می شود.
ما عرض می کنیم جناب مستطاب الدوله اگر ما در ایران هستیم و اگر ما در دهها اعتراضات گسترده در شهرهای مختلف از آبادان, ماهشهر, اندیمشک , دزفول تا شوشتر و مسجد سلیمان شرکت داشتیم و در سازمان دهی این اعتراضات هم فعال بودیم اتفاقا هر کجا که کارگران تشکل لازم را نداشته اند علارغم اعتراضاتشان راه به جایی نبرده اند و به قول معروف عرض خود برده و زحمت دیگران داشته اند اما ما در نتیجه متشکل شدن در سندیکا و اتحادیه خود  و در نتیجه منسجم تر شدن و هدف مند شدن اعتراضات و خواسته های کارگران زیر لوای سندیکا و اتحادیه به موفقیت های خوبی دست یافته ایم. همانطور که دو سال قبل کارگران هفت تپه بعد از تشکیل سندیکای قهرمان  هفت تپه به دستاوردهای مهمی در بهبود شرایط کاری و شغلیشان رسیدند و امروز هم بعد از تشکیل اتحادیه ی مستقل خوزستان و شرکت آن در اعتراضات کارگران پترو شیمی ماهشهر و بندر امام که دست آوردهای آن پیروزی بزرگ را همه گان دیده اند و شنیده اند و حالا هم در همین اواخر کارگران مسافربر شخصی اندیمشک و حومه به این نتیجه رسیده اند که اعتراضاتشان بدون تشکل به نتیجه نخواهد رسید و هیئت موسس سندیکای مسافربران شخصی اندیمشک و حومه را تشکیل داده اند و اکنون در مسیر درستی قرار گرفته ایم که در آنجا نیز یقینا قرین به موفقیت خواهد بود.
آری جنبش کارگران داخل کشور  می رود تا با تشکیل دهها تشکل  و سندیکای مستقل به عنوان یک جنبش نیرومند و تاثیر گذار در عرصه ی سیاست گذاری ها حرف ها و نظرات خود را و خواسته های بر حق خود را نه با التماس و صرفا شعار بلکه با قدرت درک کرده ی خویش که ناشی از هم بستگی و انسجام حول محور خواسته های طبقاتی مشترک می باشد به ظهور برساند و این یعنی یک دست آورد پایدار برای یک جنبش مشخص با اهداف مشخص و نه یک پیروزی صرفا مقطعی و عمدتا خبری محض .
سئوال این است که درست است در تشکیل سندیکا هم هزینه می دهیم اما وقتی که مثلا بیست یا سی سندیکا و تشکل مستقل در داخل کشور شکل بگیرد چگونه نظام سرمایه مو تواند همه را دستگیر و حبس کند؟ بلکه برعکس وقتی مثلا شما و هم دستانتان عده ای اندک شمار از کارگران را آن هم به طور کاملا پراکنده و صرفا برای خبر سازی به این طرف و آن طرف گسیل می دارید همین افراد به راحتی از طرف حکومت شکار می شوند بدون این که خیل عظیم کارگران آنها را بشناسند  و یا حتی نام آنها را بدانند و در این گمنامی نظام سرمایه به راحتی آنها را به حبس های طولانی محکوم می کند و آب هم از آب تکان نمی خورد.حالا بگذریم که مدافعان استراتژی شما حتی از تشکیل یک سندیکا و تشکل کارگری عاجزند و فقط به بوق و کرنا های تو خالی بسنده می کنند. اما وقتی مثلا حکومت رئیس یا فعال یک سندیکا یا اتحادیه را بازداشت می کند قبل از هر چیز آن سندیکا و اتحادیه نهادینه می شود و دولت نیز از این هراس دارد. این درست است که ما هزینه می دهیم اما دولت هم باید هزینه بپردازد. علاوه بر این امکان آن هست که بلافاصله تمام اعضا متحد و یک پارچه دست از کار کشیده و به شکل های مختلف از وی و آرمان های جمعی حمایت و در واقع علیه نظام سرمایه اعمال فشار کنند و تازه مجامع بین  المللی کارگری نیز که در سایه ی شناخت قبلی که حاصل فعالیت شفاف این سندیکا و اتحادیه بوده است دست به کار شده و نمایندگان کاذب حکومت در مجامع بین المللی کارگری را تحت فشار گذاشته و به طور مستدل می توانند به موارد نقض مقاوله نامه های بین المللی کارگری از سوی حکومت اعتراض کنند.همراهی بعضی دیگر از خارج نشینان مدعی رهبری جنبش کارگری مثل خانم دانشفر با نظرات حکیمانه ی شما !!!تاسف ما را بیشتر کرد ایشان به  تاسی از خلف خود با حمله به سندیکای هفت تپه پیام این سندیکای محترم را به سندیکا های فرانسه منحرف کننده و مطلب ارائه شده را مشکوک و بو دار دانسته اند.
البته این بو از کجا به مشام سرکار علییه رسیده است خود بهتر می داند ولی ما کارگران ضمن این که بویی را از ناحیه سندیکای هفت تپه و خودمان حس نکرده ایم بلکه نامه ی آقای رضا رخشان را کاملا تایید می کنیم و معتقدیم بدون تشکل یابی و ایجاد سندیکا های درون کارگاهی رسیدن به اهداف و مطالبات حرف گزافی بیش نیست و ما به کار بستن توصیه ی ارائه شده در این نامه را برای حل معضلات جامعه ی کارگریمان بسیار سازنده و بلکه حیاتی می دانیم.
چپ بورژوایی دیروز و سبز زده بلکه رنگین کمانی امروز که به طور مقطعی و از روی ضعف خود سوار بر هر موج لحظه ای جامعه شده تا به گمان خود اهداف طبقه کارگر را در لا به لای همراهی کور کورانه با این امواج جستجو کند هرگز نمی تواند برای طبقه کارگر دست آورد ملموسی داشته باشد بلکه در سایه ی حرکت مستقل و با استقلال هویت  است که می توان خواسته های این طبقه ی زحمت کش را بر آورد و به نتایج پایداری رسید و تاریخ تحولات سیاسی کشور خود گواه انکارناپذیر این مطلب است  ما کارگران اتحادیه ی مستقل شمال خوزستان در سایه ی این تشکل یابی مان نشست های مستمر و هفتگی و ماهیانه بین اعضا برگذار می کنیم و در آن آخرین تحولات و نظریات مورد نقد و بررسی قرار می گیرد و بدین شکل کارگران رهنمود های واقعی و لازم را کسب می کنند و توصیه های کار آمد را از منازعات مغرضانه و بلغورات و فرمایشات خود بزرگ بینانه تشخیص می دهند.به امید این که همه با چشمی واقع بین از اوضاع مشخص داخل تحلیل مشخص و در نتیجه  برنامه ای مشخص و کار آمد توصیه نمایند.
یکی از فعالین کارگری خوزستان
تاریخ: 28/تیر ماه/ 90
19 / 7 /2011

نظر شما


یادداشتها



تاریخ کمون پاریس 1871

commune-cover

سیاست



تحولات جهان عرب

از نان و آزادی تا بمب و «آزادی»

آنچه در لیبی می‌گذرد یک تراژدی است. تراژدی مردمی که دست به انقلاب زدند، بی آن که برای انقلاب آماده بوده باشند. لیبی نارسائیها و ضعفهای انقلاب نان و آزادی در جهان عرب را به تما

آوانگارد پرولتاریای جهانی

کارگران مصر با سرعتی حیرت انگیز می روند تا به آوانگارد پرولتاریای جهانی بدل شوند. نه تنها موج رو به افزایش اعتصابات کارگری پس از برکناری مبارک، بلکه بیش از آن افقهای حاکم بر حر

احسان، انترناسیونالیسم و انقلاب نان و آزادی

دوران آشنائی ام با احسان کوتاه بود. احسان کوزه گری، دهقان زاده ای اهل شمال ایران که در جنگلهای میندانائو فیلی پین جان باخت. جوانی بود با هیکلی باریک اما ورزیده که سرسختی کار بر

از جنبش سبز تا جنبش نان و آزادی

  به‌محض این‌که جنبش نان و آزادی در مصر اولین گامِ انقلابی خودرا با صلابت هرچه تمام‌تر برداشت و با بیرون راندن حُسنی مبارک از مدار رسمی قدرت، مشت محکم دیگری به‌صورت

اساس تفاوت در شیوه های سرکوب نبود

وحید ولی زاده در شماره 82 نشریه خیابان طی یادداشتی ارزیابی کوتاهی از قیام خیابانی قاهره و تفاوت آن با درگیری های خیابانی پسا انتخاباتی در تهران انجام داده است. بررسی درسهای قیا

کامنتهای سبزینه بر مقاله ای سرخ

  بعضی از خوانندگان روشنگری هم اعجوبه هایی اندذ. به این کامنتها نگاه کنید.

از برلین تا شمال افریقا؛ از پایان تاریخ تا روز مبادا

سی و دو سال از انقلاب ایران می گذرد؛ انقلابی که از سوی مشاطه گران و ایدئولوگ های بورژوازی "آخرین انقلاب کلاسیک جهان" لقب گرفت. "مرگ کلان روایت ها" اعلام شده بود و همراه با آن است

فراخوان اتحادیه های کارگری به اعتصاب

  بنا بر گزارش الجزیره اتحادیه های کارگری در مصر وارد یک اعتصاب سرتاسری شده اند. بنا بر این گزارش در روز چهارشنبه بیش از 20000 کارگر دست به اعتصاب زده اند. 

یک درخواست

به نظر من جدال بر سر تبیین ماهیت جنبش انقلابی در جهان عرب یکی از مهم ترین عرصه های نبرد امروز است. روشن است که یک مؤلفه اصلی تبلیغات بورژوائی پر رنگ کردن حضور جریانات "خودی" خواهد

این جنگ را نباید واگذار کرد

همه شواهد نشان می‌دهند که انقلاب نان و آزادی در مصر در حساس‌ترین نقطه حیات خود قرار گرفته است. نقطه‌ای که در آن تکلیف آرایش سیاسی جامعه مصر در حال تعیین شدن است. و درست در